در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چند رهگذر که متوجه ماجرا شدند، مرا به یکی از مراکز درمانی انتقال دادند ولی موفق به یافتن 2 مرد مهاجم نشدند.
وی ادامه داد: گمان میکنم، آنها از سوی فردی اجیر شده بودند و قصد کشتن مرا داشتند. پس از شکایت این مرد، ماموران با اطلاعاتی که از وی به دست آوردند، به چهرهنگاری رایانهای از مردان مهاجم پرداختند و جستجو برای یافتن آنها آغاز شد تا این که در ادامه تحقیقات معلوم شد، 2 متهم فراری با یک دستگاه خودروی سواری در شهر تردد دارند.
با به دست آمدن این اطلاعات، دستور قضایی مبنی بر توقیف خودروی آنها صادر شد و ماموران هنگام گشتزنی در یکی از محلههای پاکدشت، خودروی آنها را توقیف و 2 متهم فراری به نامهای مرتضی و محسن را دستگیر و به اداره آگاهی پاکدشت منتقل کردند و بازجویی از آنها آغاز شد.
اعتراف به توطئه مرگبار
مرتضی یکی از متهمان در اظهاراتش به پلیس گفت: من و دوستم با مرد شاکی آشنایی نداشتیم تا این که چندی قبل، با دریافت چند میلیون تومان از مردی به نام محمد که از قدیم با او آشنا بودیم از سوی وی اجیر شدیم مرد شاکی را به قتل برسانیم و از علت اختلاف آنها بیاطلاع بودیم.
به این ترتیب، یک هفته رفت و آمد مرد شاکی را زیر نظر گرفتیم و روز حادثه، هنگامی که وی قصد بازگشت به خانهاش را داشت، او را در یکی از محلههای خلوت شهر غافلگیر و با چاقو به او حمله کردیم و بشدت او را کتک زدیم و بعد به گمان این که فوت کرده، فرار کردیم و تلفنی موضوع مرگ وی را به مرد اجیرکننده اطلاع دادیم و دیگر او را ندیدیم تا این که دستگیر شدیم.
متهم افزود: چند ساعت بعد متوجه شدیم مرد میانسال فوت نکرده و زنده است.
به دنبال اعتراف متهم، همدست وی هم گفتههای او را تایید کرد. با اطلاعاتی که ماموران از متهمان به دست آوردند، جستجو برای یافتن وی آغاز شد تا این که 3 روز بعد، وی در یکی از محلههای شهرستان ری شناسایی شد و ماموران با نیابت قضایی او را دستگیر و به اداره آگاهی پاکدشت منتقل کردند.
ردپای داماد
محمد متهم در اظهاراتش به پلیس گفت: یک ماه قبل یکی از دوستانم به نام حبیب که داماد شاکی است، به ملاقاتم آمد و گفت با پدر همسرش اختلاف دارد و از من خواست او را کمک کنم تا وی را به قتل برساند. من ابتدا قبول نکردم تا این که او با اصرار برای پرداخت میلیونها تومان، مرا وسوسه کرد.
چند روز بعد برای این که نقشی در قتل شاکی نداشته باشم، 2 مرد جوان را که از دوستانم بودند و مشکلات مالی داشتند با پرداخت چند میلیون تومان اجیر کردم تا نقشه قتل را عملی کنند. به این ترتیب تصویر و مشخصات را در اختیار آنها قرار دادم که طبق نقشه عمل کنند اما بعد متوجه شدم آنها در عملی کردن نقشه ناموفق بودهاند.
به دنبال اعتراف محمد، حبیب داماد مرد شاکی 2 روز قبل دستگیر شد و با انتقال به اداره آگاهی پاکدشت به توطئه مرگبار اعتراف کرد.
حبیب متهم در اظهاراتش به پلیس گفت: من با پدر همسرم اختلاف داشتیم و درصدد انتقام گرفتن از وی بودم تا این که پس از چند ماه تصمیم گرفتم افرادی را برای کشتن وی اجیر کنم. بنابراین موضوع را با دوستم محمد در میان گذاشتم که او در قبال دریافت پول به من کمک کند اما در عملی کردن این توطئه مرگبار ناکام ماند.
بنا بر این گزارش، این افراد با قرار قانونی روانه بازداشتگاه پلیس شدند تا تحقیقات تکمیلی از آنها صورت گیرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: