گفتگو با مهین نثری، بازیگر نمایش رادیو

در نمایش متن شروع همه‌چیز است

مهین نثری از بازیگران پیشکسوت نمایش‌های رادیویی است که تاکنون اگر صدای او را در نمایش‌های رادیویی می‌شنیدیم با چهره‌اش، بیوگرافی و کارهای شاخص او آشنا نبودیم. به‌همین بهانه گفتگویی با او انجام دادیم در مورد فعالیت‌هایش از آغاز تا کنون.
کد خبر: ۲۸۱۹۲۲

چرا تا به حال مصاحبه‌ای نداشتید؟

قضیه این است که دوست ندارم کلیشه‌ای حرف بزنم و دوست ندارم سوالات تکراری را پاسخ بدهم، چون در این مصاحبه‌ها نمی‌توانم درونم را بروز بدهم.

دومین دلیل هم این‌که توی مصاحبه‌ها بعضی اسم‌های همکارانم را فراموش می‌کنم که این باعث توقع دوستان می‌شود یا باید مواظب باشم که یک وقت حرفی نزنم به جایی بربخورد به خاطر همین توقعات و دلخوری‌هاست که خودم را کنار کشیدم.

گفتگوی ما هم از همان سوال کلیشه‌ای یعنی اول معرفی شما شروع می‌شود. بعد از حرفه شما سوال می‌کنم که بتازگی می‌گویند صداپیشگی.

نه این غلط است صداپیشگی برای دوبلورهاست ما بازیگران رادیو هستیم مثل بازیگران تلویزیون و بازیگران تئاتر و سینما.

صدای شما یک صدای رویایی است شما به خاطر صدای خوبتان وارد رادیو شدید یا اتفاقی بود؟

من اصلا آن موقع به صدایم فکر نمی‌کردم تا به خاطر صدایم وارد رادیو شوم. آنچه که در من علاقه به نمایش ایجاد می‌کرد سرگرمی دوران بچگی بود. همان‌طور که در هر خانه‌ای بچه‌ها بازی خاصی انجام می‌دهند در خانه ما هم بیشتر سرگرمی ما اجرای تئاتر بود من و دو تا برادرانم که از من کوچک‌تر بودند در فصل تابستان که مدارس تعطیل بود یک نمایش کودکانه را انتخاب می‌کردیم، تمرین می‌کردیم و بعد بلیت با کاغذ رنگی درست می‌کردیم و به بچه‌های کوچه می‌فروختیم و یک گوشه از حیاط خانه‌مان نمایش برای بچه‌ها اجرا می‌‌کردیم و شعر می‌خواندیم.

با اجازه پدر و مادر نمایش اجرا می‌کردید؟

تقریبا بله. پدرم اهل هنر و موسیقی بود بعد جزو شنونده‌های همیشگی نمایش‌های رادیو شد، اما مادرم وقتی فهمید ما بلیت می‌فروختیم اعتراض کرد و اجازه نداد یک بار دیگر این کار را تکرار کنیم.

در تهران کار هنری را چطور شروع کردید؟

با برادرم کوروش آمدیم رادیو تست دادیم و پذیرفته شدیم و قرار شد به ما اطلاع دهند، اما یادم می‌آید آن موقع در یک مجله‌ای، استودیو پاسارگاد و استودیو شهاب آگهی داده بودند که نیاز به تعدادی دوبلور دارند و من هم بی‌اختیار شرکت کردم. گروه بیشماری شرکت کرده بودند در عرض یک ماه امتحان دادیم تا این‌که از آن گروه من و ناصر نظامی قبول شدیم. با ما قرارداد بستند و هر ماه 200‌‌تومان، در سال 47 به ما حقوق دادند تا در استودیو پاسارگاد کار کنیم. به اصطلاح شدیم آنگاژه استودیوی پاسارگاد.

یعنی چه آنگاژه؟

یعنی نیمه استخدامی که جای دیگری کار نخواهد کرد آن موقع من و نظامی با دوبلورهای قدیمی کار می‌کردیم.

اولین فیلمی که کار کردید چه بود؟

5 غول از تگزاس یک فیلم کابوی بود و با علی و مهین کسمایی کار کردیم. من یک نقش جمع و جور داشتم و خانم علو که آن موقع در دوبلاژ هم بود پیشنهاد کار در رادیو را به من داد. خوب من تا آن موقع فقط شنونده نمایش‌های رادیویی با پدرم بودم تا اون موقع فکر بازی در نمایش رادیویی را نکرده بودم.

پس بدون تست وارد دنیای رادیو شدید؟

نه 2 سال در رادیو از من تست گرفتند خیلی سخت‌تر از دوبله بود حتی اگر هم قابلیت اجرا داشتم نقشی به من نمی‌دادند کلی امتحان دادیم، متن اجرا کردیم، ضبط کردند، گوش دادند.

شما که تست گویندگی را داده بودید چرا سراغ خوانندگی نرفتید؟

به مرور جذب نمایش‌های رادیو شدم. اصلا دوست ندارم وقتی یک کاری در دست دارم به کار دیگری هم بپردازم. حتی الان هم به همین شکل هست در یک روز دو تا کار انجام نمی‌دهم حتی اگر خیلی مهم و فوری باشد.

پس از لحاظ مالی چه کار می‌کنید؟

به مشکل برمی‌خورم اما از لحاظ روحی خیلی آرامش دارم برای این که به یک قهرمان رادیو فکر می‌کنم.

برای اولین بار بازیگر چه نمایشی در رادیو شدید؟

نمی‌توانم دقیق بگویم اما بعد از مصاحبه‌های متعدد که توران مهرزاد، شهلا ریاحی، نصرت‌الله محتشم، صادق بهرامی، مورین و مهین دیهیم از من گرفتند تازه به من نقشی دادند. من دلهره و شوق خاصی داشتم به هر حال مقابل کسانی کار می‌کردم که عمری برای من قهرمان بودند آنها در نهایت حرمت به من نگاه کردند.

نظرشان چه بود؟

در یکی از این تست‌ها یک شعر کوتاه به من دادند تا اجرا کنم. اول از آنان خواستم بنشینم و اجرا کنم که توران مهرزاد گفت: این آینده خوبی دارد از الان رهایی و آزادی خودش را اعلام می‌کند و می‌خواهد همه چیز دلخواه خودش باشد.

اولین کار جدی شما چه بود؟

برنامه در «پیشگاه عدالت» با ژاله علو بود که دکتر معین افشار داستان‌های مستندی را نوشته بود و کسی که صلاحیت حقوقی داشت مشاوره می‌داد. در این نمایش نقش مقابل من را باقر کریم‌پور بازی می‌کرد.

تعداد نمایش‌هایی را که تاکنون داشتید قابل شمارش است؟

نه خیلی بازی کردم.

نمایش شاخص یا اثرگذار شما چه نمایشی بود؟

نمی‌شود گفت در این همه مدت کدامیک از نمایش‌ها شاخص بوده چون وقتی یک نقشی به من سپرده می‌شود برایم یکجور تازگی و دلهره دارد. نمی‌دانم چه نقشی را می‌توانم خلق کنم حتی بعد از شنیدن نمایش همچنان نمی‌‌دانم با این نقشم چه اثری روی مردم می‌گذارم اما این که شما سوال می‌کنید در هر دوره‌ای نقش‌هایی بوده که در ذهنم ماندگار شده.

چرا تا حالا سمت تئاتر نرفتید؟

من رشته تحصیلی‌ام تئاتر دانشکده هنرهای زیباست. آن موقع بازی در تئاتر جزو کارهای دانشجویی برای کسب نمره بود. خیلی از همکلاسی‌هایم بعد از آن اجراهای دانشجویی به سمت سینما و تلویزیون رفتند و تنها من به رادیو آمدم.

دنیای رادیو برای شما چه معنایی دارد که تا حالا همچنان در رادیو هستید؟

در دنیای تخیل رادیو به چیزهایی می‌رسید که در تصویر نمی‌رسید. رادیو زندگی واقعی من است. من دنیای تاریک و پوشیده رادیو را دوست دارم و در تئاتر یا تلویزیون هر کاری که انجام دادم یا با گروه رادیویی بوده یا اجرای رادیویی داشته است.

نظرتان درباره اجرای تئاتری نمایش‌های رادیو چه بود؟

به هر حال این تصمیم خوبی بود که رادیو را جایی ببریم که مردم ببینند این چند تا کاری که انجام دادیم خوب بود به شرطی که نمایش رادیو به تئاتر بچربد نه این که تئاتر، رادیو را قربانی خودش بکند.

مردم الان خیلی با اسم بازیگر رادیو یا نمایش رادیویی بیگانه هستند در نتیجه غیر از افرادی که با رادیو زندگی می‌کنند مابقی از این حوزه اطلاع زیادی ندارند.

خوب شما می‌پذیرید که مخاطبان نمایش کم شده چون وقتی با همکاران شما صحبت می‌کنیم می‌گویند نه، مردم ما صدای ما را می‌شناسند؟

ببینید مردم امروز آنقدر ناآشنا هستند که فکر می‌کنند بازیگران نمایش‌های رادیو به جای کسی حرف می‌زنند رادیو واحد دوبلاژ نیست؟

اجرای زنده چطور؟

برنامه رنگین‌کمان برای رادیو تهران بود که اخبار فرهنگی و اجرای قطعات کوتاه نمایشی داشت گروه خوبی بودیم با صدرالدین شجره اجرا می‌کردیم و مهاجر هم تهیه‌کننده بود.

شما در پذیرش هر نقشی به گروه خیلی توجه می‌کنید؟

این کار انفرادی نیست من بازیگر هستم که غیر از درون خودم به عوامل دیگر و کارگردان باید اعتماد کنم من به تنهایی هیچم.

از زمانی که نمایش رادیو آغاز به کار کرد چند نسل هنری وارد نمایش شدند شما جزو کدام نسل رادیو بودید؟

در نسل اول نمایش رادیویی جایگاه ویژه‌ای پیدا می‌کرد بازیگرانی مثل اورسن ولز، سر لارنس اولیویه، ریچارد برتون، الیزابت تیلور و... در اروپا نمایش رادیویی کار می‌کردند که به خاطر رفت و آمدهای گروهی از تئاتری‌ها به اروپا نمایش در ایران آغاز به کار کرد آن موقع زنده اجرا می‌شد بعد با اجرای زنده فاصله گرفت چون نمایش واقعا قربانی می‌شد.

در نسل دوم که خیلی با نسل اول فاصله نداشت عده‌ای از دوبلاژ آمدند تئاتر برنامه دوم که صرفا کارهای خارجی بود کار می‌کردند با ورود آنها خود به خود نگاه روشنفکرانه وارد رادیو شد که گرایش به ادبیات جهان داشت. نسل سوم با نیروی جوان و نگاه جدید وارد رادیو شدند که من هم جزو آنان بودم. تا سال 64 که گروه چهارم وارد رادیو شد ما آن موقع تک‌تک وارد رادیو می‌شدیم. اینان اغلب از تئاتر آمده بودند. یک تولدی دیگر در رادیو اتفاق افتاد صداهای متنوع، احساسات متنوع تحولی ایجاد کرد.

دخترتان «آشا» هم اهل نمایش هست؟

نه علاقه‌ای ندارد. فقط شاهد عشقم و نگرانی‌ام نسبت به نقش‌هایم بوده و تنها کاری که کرده چند تا از نمایش‌های خارجی را از زبان آلمانی به زبان فارسی ترجمه کرده است.

نویسندگی یک بخش مهم در نمایش است که در سال‌های اخیر نمایشنامه‌های خوب کمتر نوشته شد. ما خیلی نویسنده حرفه‌ای نمایش نداریم در نمایش هم اول متن مهم است که شروع همه چیز است. حتما زندگی نویسنده طوری بوده که نتوانسته خلاقیت خرج کند. گاهی که کار خوب به دستمان می‌رسد پیش خودمان می‌گوییم بالاخره یک کار رسید.

چیزی هست که حرفش را نزده باشیم؟

نه فقط آرزو می‌کنم تا زنده هستم هر روز نمایش شکوفاتر از قبلش باشد.

سمانه عبادی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها