در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این روزها مشغول چه کاری هستید؟
این روزها، نقاشی کردن دغدغه اصلیام است و بشدت مشغول نقاشی کردن هستم.
آیا هنگام کار به موسیقی هم گوش میکنید؟
محال است که هنگام نقاشی کردن، به موسیقی گوش نسپارم، چون اعتقاد دارم که نقاشی کردن بدون موسیقی امکانپذیر نیست.
چه موسیقی خاصی گوش میکنید؟
من موسیقی را به شکل دورهای گوش میدهم. این دوره ممکن است یک ماه یا 10 روز طول بکشد، اما مهم تنوع موجود در این نوع گوش سپردن به موسیقی است. اصولا نقاشی کردنم با موسیقی همراه است و هرگاه در حال نقاشی باشم، به موسیقی دلخواهم نیز گوش میدهم.
اخیرا چه موسیقی گوش کردید؟
این که چه موسیقی گوش کنم به حس درونیام بستگی دارد چیزی که الان گوش میکنم و از هفته گذشته تداوم یافته است، از «آروو پارت» متولد اسپانیاست. موسیقی عجیب و شگفتانگیزی است و بیشتر از آواز استفاده کرده، این موسیقیدان به موسیقی آیینی علاقه دارد. در این روزها برایم برانگیزاننده است. این اواخر موسیقیهای آلبوم «دوپوفونتیس» را هم گوش کردهام. بجز این لحظاتی که موسیقی سنگین و جدی گوش میکنم، گاهی هم به موسیقی رمانتیک و آرامتری نیاز دارم، اخیرا به تصنیفهای قدیمی «دریا دادور» گوش میکنم او تصنیفهای خود را با اپرا اجرا میکند. بجز این موسیقی گاهی به موسیقی کلاسیک اروپایی همیشگی موتزارت، باخ، شومان و رامس گوش میکنم ولی در عین حال لحظههایی اجرای دیگری را گوش میکنم مثل «ترنج» محسن نامجو، این کار را دوست دارم چون شاخه دیگری از موسیقی سنتی را دنبال میکند. این نگاه به موسیقی سنتی در چند گروه دیگر هم پیگیری میشود و اینها در کنار قالبی که توسط آقای شجریان و لطفی حفظ میشود و تداوم مییابد، گوشهای برخوردی فاصلهدار با این نوع موسیقی و حتی جاهایی بدون در نظر گرفتن احترامهای لازم، صورت میگیرد. اینها لازم و ملزوم همدیگر هستند.
پس شما طرفدار جوانهایی هستید که این نوع موسیقی را دنبال میکنند؟
این گروهها که جوانهای حال حاضر هستند، موسیقی خاصی را دنبال میکنند، ولی به دلیل مسائل سلیقهای پایه و پایگاههای این ترجمان جدید از موسیقی سنتی مانع اجرا و انتشار آنها میشوند. برخی فکر میکنند از موسیقی سنتی محافظت میکنند ولی این محافظت بیش از حد ادامه حیات موسیقی سنتی را مختل میکند.
یک گروه جوان به نام «دنگ شو» هست که وقتی آلبومشان را برایم آوردند، مدام به آن گوش میکردم. حتی این گروه از من خواستند یکی از غزلیات شمس را برایشان بخوانم و من هم آن را خواندم و احتمال دارد این کار منتشر شود.
گروهی که نام بردید، «دنگ شو» نام دارد؟ دنگ شو به چه معناست؟
این عبارت خلاف ظاهر، یک عبارت خارجی نیست. کلمه «شو» ربطی بهShow و نمایش ندارد و کلمه «دنگ» هم از کلمات خاص مورد استفاده مولانا است. دنگ شو در حقیقت به معنای دنگ شدن و منگ وار شدن است. این عبارت همان طور که گفتم مختص مولاناست و برگرفته از شعر غریب این شاعر است: «در عشق جانان جان بده/ بیعشق نگشاید گرهی/ ای روح اینجا منگ شو/ وی سایه اینجا دنگ شو» این گروه کنسرتهایی هم برپا کرد و همان طور که گفتم از من برای خواندن شعری از مولانا دعوت کردند که تجربه خوبی برایم بود. خلاصه از این شاخه به آن شاخه میپرم و مرتب موسیقی گوش میدهم.
حالا خارج از موسیقی، اخیرا سینما رفتهاید؟
بعد از 10 سال همراه با دوستی به سینما سپیده رفتم و فیلمی را دیدم که او توصیه کرده بود، «تهران انار ندارد.» به نظر من بچههای نازنین و باهوشی آن را ساختهاند. فیلم نسخه اصلی نبود ولی وقتی نسخه اصلی را هم پیش خودم بازسازی کردم فیلم پراکندهای به نظرم آمد.
چندی پیش هم وقتی با اتوبوس به رشت میرفتم، فیلم «سوپراستار» تهمینه میلانی را گذاشتند در حقیقت این فیلم تماشای جاده زیبای تهران به رشت را از من گرفت، بعد از تمام شدن فیلم بسیار متاثر شدم، از این همه دروغ! و سعی ناکام در داشتن همه طرف و همه سو. این مساله ظاهرا تنها مختص این فیلم نیست و نبوده و بیشتر سینماگرهای ما برای رعایت بعضی چیزها حرف اصلیشان را از یاد میبرند یا اینقدر حاصل مغشوش میدهد که هیچ چیز راستینی در آن قابل مشاهده نیست. بدنه سینمای ایران فیلمهای مبتذل است و رو به انحطاط میرود. سعی متعدد ولی نه چندان موفق صورت میگیرد ولی این جریان سیلآسا را نمیتواند نجات دهد به طوری که فیلمفارسی همچنان بعد از انقلاب ادامه پیدا کرده است.
چه فیلمهایی برای شما جالب بودند؟
فیلمهایی بودند که برایم تکاندهنده بودند و انزوای خودخواسته به من مجال داد به تماشا بنشینم. نمونههای درخشانی که ساخته شد به نام «آب، باد، خاک» که ساخته امیر نادری است. از طرفی فیلم «ده» کیارستمی هم برایم جذاب بود. او همواره سعی کرده ظاهر بیطرفش را به درون پرتلاطماش غلبه دهد.
نظرتان درباره نسل جوان در دو عرصه سینما و موسیقی چیست؟
سینما را زیاد تعقیب نمیکنم به خاطر نوعی دور شدن از عرصه بدنه سینمای معاصر ایران، البته بیشتر فیلمهایی را که اتفاقی کسی آن را توصیه کند میبینم. ولی گمان میکنم نسل جوان ما در همه عرصهها به جز ادبیات که علت توقف آن را میتوانم حدس بزنم در بقیه زمینهها درست کار میکنند و پرشور و پرکار هستند و این را میدانند که آینده مال آنهاست.
امید دارم به نسلی که کار میکنند. گاهی به بیسوادی آنها اشاره میشود و شاید نوع باسوادی تغییر کرده چون نمونههای درخشانی در این عرصهها دیدهام و البته وظیفه خود میدانم که به عنوان یک معلم ایرادات آنها را هم بگویم.
به عنوان آخرین سوال در زمینه سینما فعالیت جدیدی نداشتهاید؟
قرار است مجموعه مقالات سینماییام تا آخر امسال از سوی انتشارات «دید» روانه بازار شود.
زندگی با رنگها
چند ماه پیش بود که کتابی تازه از آیدین آغداشلو وارد بازار شد. کتاب این دو حرف که شامل مجموعه مقالات او در طول سالهای مختلف است. 3 تابلوی نقاشی نیز از آثار او که دو تابلو مربوط به سال قبل میشد در نگارخانه ممیز خانه هنرمندان ایران به نمایش درآمد.
او مرتب کار میکند. دغدغهاش در کار نقاشی زوال زیبایی و ارزش است و دائما آن را در کارهایش تکرار میکند. از نقاشی بسیار لذت میبرد و زندگیاش سرشار و مالامال میشود. شاید در این نقاشیها عنصر دیگری را هم که خیلی شخصی است دنبال میکند و آن نوعی دادخواهی است.
زهرا توسلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: