دیدیه دروگبا از کودکان آفریقا و جام جهانی فوتبال 2010 می‌گوید

به خاطر بچه‌های فقیر آفریقا

دیدیه دروگبا پس از فزون‌تر از یک سال قهر کردن نسبی با چلسی و نشستن روی نیمکت این تیم لندنی یا به میدان رفتن و ندرخشیدن، از اواخر فصل پیش دوباره دروگبای همیشگی شده است.
کد خبر: ۲۸۰۸۳۴

او در دوره بسیار کوتاه (4.5 ماهه)‌ مربیگری گاس هیدینک هلندی در استمفورد بریج گل‌های حساسی برای این تیم زد تا چلسی جام حذفی انگلیس را ببرد. او اکنون نیز که چند ماهی است از استقرار کارلو‌ آنچلوتی در لندن می‌گذرد، برای این مربی ایتالیایی هم خوب بازی می‌کند. او پذیرفته است که باید با رفتن مربی محبوبش (خوزه مورینیو)‌ از چلسی که 2 سال پیش روی داد، کنار بیاید و از مبارزه منفی بهره‌ای نمی‌برد. عجیب آن که او در 32 سالگی همان‌قدر قدرتمند نشان می‌دهد که 5 سال و اندی پیش در بدو انتقالش از لیگ فرانسه به چلسی جلوه می‌کرد.

با این حال مرد اول فوتبال ساحل عاج و کاپیتان تیم ملی این کشور که به روایتی شناخته شده‌ترین مرد و نماد نخست ساحل عاج در سطح جهان است، علایق اجتماعی و وظایف جنبی و مهم دیگری هم دارد که فقط از آفریقایی‌های زحمتکش و پرتلاش بر می‌آید.

او مدتی است به عنوان سفیر حسن‌نیت سازمان ملل در کشورهای آفریقایی سلسله وظایفی را عهده‌دار شده که عمده‌ترین آنها سر زدن به کشورهای این قاره در چند نوبت در طول سال و دستگیری از کودکان و نوجوانان مستمند آنجا، رساندن کمک‌های جهانیان به آنها و فراهم آوردن زمینه‌های رشد تحصیلی و شکوفایی اجتماعی آنهاست. UN انتخاب وی را کاری بسیار عقلایی می‌انگارد، زیرا پس از غروب امثال ژرژ وه‌آ، دروگبا همپا با ساموئل اتوئو کامرونی شناخته شده‌ترین فوتبالیست آفریقایی به حساب می‌آید. با این حساب بدیهی است که نسل جوان‌تر در قاره سیاه نیز به عنوان یک الگو به او بنگرد و در سایه حضور دروگبا مایل به برقراری ارتباطی بیشتر با دیگر فرهنگ‌ها باشد. در همین راستا بود که او اواخر خرداد سفری به آفریقای جنوبی داشت و بر مسابقه‌ای با عنوان جام بین‌المللی جوانان آفریقا و فراتر از آن جام کنفدراسیون‌ها نظارت کرد.


برداشت‌های خودتان را به عنوان سفیر صلح و کمک‌رسانی سازمان ملل بگویید.

وظیفه من طرف شدن با خردسالان و نوجوانان قاره و ایجاد روحیه و خوشبینی در آنهاست. باید تصریح کنم که عملکرد این بچه‌ها در میان فقر و در شرایط ناگوار زیستی، عالی است. این بچه‌ها برای تغییر محیط زندگی‌شان مطالعه و تحقیق و تلاش و در عین حال ورزش می‌کنند و وقتی موفقیت یکی مثل من در اروپا را می‌بینند، امید بیشتری می‌یابند. از خودشان می‌پرسند چرا ما مثل دروگبا موفق نباشیم.

در تورنمنت اخیر جوانان در آفریقای جنوبی نیز از بودن با این بچه‌ها لذت بردم، ولی باید به دیگر وظایف اجتماعی‌ام نیز رسیدگی می‌کردم. من باید انتقال‌دهنده و تقویت‌کننده امیدهای این قاره و مردم آن باشم و لازمه آن شرکت در گردهمایی‌های مقرر و صحبت با نفرات مختلف است.

معمولا در ملاقات‌ با بچه‌ها و خردسالان قاره‌تان، چه چیزی به آنها می‌گویید؟

در درجه اول آنها را به ادامه تحصیل و درس‌خواندن تشویق می‌کنم و با بودجه‌ای که در اختیارم گذاشته شده وسایل این کار را برایشان فراهم می‌آورم. بهتر است بگویم پول این کار را ازUN به دست سازمان جوانان کشورهای آفریقایی می‌رسانم. هنوز در آفریقا فقر و ظلم‌های اجتماعی بیداد می‌کند و بچه‌ها در شرایطی بسیار سخت رشد می‌کنند. من خودم از دل آنجا می‌آیم، بنابراین چیزی را که می‌گویم جدی بگیرید.

من در صحبت‌هایم با این بچه‌ها به آنها اطمینان می‌دهم که در جریان مبارزه با شرایط فوق‌ عده‌ای هستند که به آنها فکر می‌کنند و مطلقا تنها نیستند. اگر ما این اقدامات را نکنیم و این کمک‌ها را به دست‌شان نرسانیم آنها نیز مثل صدها سلف خود به عالم خلاف و پلیدی کشیده ‌شده و سر آخر قربانی می‌شوند. من از این که می‌توانم در این مسیر خطیر آنها را راهنمایی کنم و قوت قلبشان باشم، احساس غرور می‌کنم. این مساله از هر دستاورد من در صحنه فوتبال مهم‌تر است.

پس چگونه این مردم اینقدر شاد و راضی نشان می‌دهند. انگار این محیط، محیط شماست؟

ببینید، من نیز در همین محیط‌ها و فقر مطلق بزرگ شده‌ام. در ابیجان (پایتخت ساحل عاج)‌ طی این 2 دهه بندرت جنگ آشکار داخلی یا ستیزهای پنهان سیاسی و گروکشی‌های اجتماعی جریان نداشته است. من نوجوانی بودم که سال‌ها پیش احساس کردم با آن بساط به هیچ‌جا نمی‌رسم و مثل هزاران کودک ساحل عاجی به بزهکاری کشیده خواهم شد و پایان محتومم، کشته شدن در خیابان‌های فلاکت‌زده ابیجان خواهد بود. به این نتیجه رسیدم که به اروپا بروم و بکوشم تا یک ورزشکار موفق شوم و نماد بیداری و تلاش آفریقایی شریف در منظر جهانیان باشم. مردمی که در فقر جان می‌دهند و در همان حال در اروپا از فرط رفاه، غذاهای اشرافی و مازادشان را هر شب در سطل‌های اشغال خود انباشته می‌کنند و کیلو کیلو دور می‌ریزند.

به بچه‌ها همیشه می‌گویم تحصیل کنند و با فرهنگ ملل مختلف آشنا شوند

من از 16 سالگی در اروپا مستقر و در باشگاه‌های دسته دوم و سوم فرانسه مشغول بازی شدم و بتدریج به نقطه‌ای رسیدم که اینک می‌بینید. هزاران هزار خردسال و نوجوان مثل من، اینک در هر کوچه و پس‌کوچه‌ای در کشورهای آفریقایی حضور دارند و به چنان آینده‌ای فکر می‌کنند و به این که می‌توانند این کار را انجام بدهند. به محض این که آنها را می‌بینم، به آنان تصریح و تاکید می‌کنم که می‌توانند. به خاطر این بچه‌ها باید هر کاری کرد و به کوشش بزرگ دست زد و این کاری است که من در دست اقدام دارم.

جام کنفدراسیون‌ها را از نزدیک دیدید. از آنجا که چند سالی است این جام پیش درآمدی بر جام‌جهانی به حساب می‌آید، بگویید این دوره جام را چطور دیدید؟

سطح بازی‌ها، اغلب بالا بود و برزیل و حتی اسپانیا که در نیمه نهایی در یک شگفتی مغلوب آمریکا شد، بسیار خوب بازی کردند. گمان می‌کنم برزیل با نظمی که دارد و با مدیریتی که دونگا بر تیم اعمال می‌کند، مدعی جدی فتح جام‌جهانی در 9 ماه بعد هم باشد.

میزبانی آفریقای جنوبی چطور بود؟ هر چه باشد این کشوری است که باید میزبان جام جهانی نوزدهم نیز باشد.

سازماندهی امور بسیار خوب و فراتر از انتظارهای قبلی بود و با این که به خاطر قرار داشتن آفریقای جنوبی در نیمکره مقابل، هوا زمستانی و سرد بود اما سرما نیز در گرمای مسابقات حل و هضم شده بود. از همه جالب‌تر وحدت و شادی مردمشان بر سکوها و آوازهایی بود که پیوسته می‌خواندند و صدای شیپور سنتی‌شان یک لحظه هم قطع نمی‌شد. اینها می‌گفت این ملت، پر شور و زنده و برای کار بزرگ محوله به آنها آماده است.

شما نیز همراه تیم ملی کشورتان سال بعد در آنجا حاضر خواهید بود.

شرایط ما در دور نهایی انتخابی جام جهانی در قاره آفریقا بخوبی پیش رفته و بخصوص از نتایج این مرحله در تضاد با مرحله نخست احساس رضایت زیادی داشته‌ایم، اما دور پایانی جام جهانی مقوله‌ای بسیار متفاوت است. آنچه به ما امید می‌بخشد، تجربه بیشتری است که تیم ملی ساحل عاج نسبت به 4 سال پیش در دوره نخست راهیابی‌اش به مرحله نهایی جام‌های جهانی داشت.

اشاره خوبی کردید. تیم سال 2006 شما اصلا از گروهش بالا نرفت. البته در گروه سختی و در کنار آرژانتین، صربستان و هلند قرار گرفته بودید. چه تضمینی در دست است که این بار از گروهتان بالا بروید؟ آیا ازدیاد تجربه‌تان که به آن اشاره کردید، کافی است؟

بله، بسیار به کار می‌آید. شاید در سال 2006 در همان مرحله گروهی حذف شده باشیم، اما دستاوردهای جالبی داشتیم، چنان که در برابر هلند و آرژانتین فقط با نتیجه یک 2 شکست خوردیم و در مقابل صربستان نیز به برتری 2 3 رسیدیم که این اولین پیروزی تیم ساحل عاج در دور نهایی جام جهانی به حساب می‌آمد. این بار در مرحله نهایی جام تمام این تجربیات را در ذهن خواهیم داشت دیگر نه یک غریبه تازه‌وارد بلکه یکی از تیم‌های آگاه و پخته جام خواهیم بود. تیمی که می‌داند در مرحله پایانی جام چگونه عمل کند تا به امتیازات لازم دست یابد. یکی از کارهای اشتباهی که 3 سال پیش انجام دادیم و به قیمت حذفمان تمام شد بیش از حد تماشا کردن فیلم مسابقه‌های تیم‌های رقیب و کاشته شدن بذر احترام بیش از حد به این حریفان در دلمان از این طریق و به ترس افتادن ما از آنها بود.

مدتی است آنری میشل فرانسوی و اولی اشتلیکه آلمانی رفته‌اند و وحید هلیل هودزیچ بوسنیایی مربی تیم ملی ساحل عاج شده است. در ابتدا به نظر می‌رسید او گزینه خوبی نباشد، اما بعد انتخاب بسیار مناسبی جلوه کرد. آیا این طور نیست؟

هلیل هودزیچ حرف‌های ما را درک کرده و خودش را با فرهنگ کشورم وفق داده است. او از عقاید اولیه‌اش عدول کرده و تصمیم‌هایش عقلایی‌تر شده است.

مهم‌تر از همه این که نفرات منتخب وی اغلب ‌بازیکنان جوان و پرانگیزه‌ای هستند که برای یادگیری هر چه بیشتر و پخته‌تر شدن بی‌طاقت‌اند. ما برای دومین مرتبه حضورمان و کسب نتایجی بهتر در قیاس با دوره قبلی مهیا هستیم. طی سال‌های اخیر پیشرفت بیشتری در فوتبال ساحل عاج حاصل آمده و این را در دور پایانی جام جهانی نوزدهم بوضوح خواهید دید.

این اولین بار است که دور پایانی جام جهانی در خاک آفریقا برگزار می‌شود. به عنوان یکی از بارزترین نمادهای آفریقا در این باره چه می‌اندیشید؟

بهترین فرصت برای آفریقا به منظور نشان دادن توانایی‌هایش به وجود آمده است که باید از آن به‌نحو‌احسن سود جوید. آفریقا از منظر جهانیان تاکنون فقط جایگاه فقر و جنگ و مرگ بوده است، اما این جام و میزبانی شایسته آن می‌تواند وجه پنهان مانده دیگری از شخصیت و توانایی آفریقایی‌ها را رو کند و همگان را متقاعد نماید که آنها مردمانی شایسته‌اند و زندگی سالم و مثبتی دارند. وقتی آفریقا در برگزاری جامی به عظمت این پیکارها موفق باشد، در عمل به همگان می‌گوید که به بالاترین سطح در معادلات اجتماعی رسیده است.

در 32 سالگی هنوز در اوج قدرت و پرانگیزه هستید. این چگونه میسر شده است؟

عشق به فوتبال و درخشش در آن، انگیزه و دلیل اصلی ادامه تحرک و تلاش من و حفظ جایگاهم بوده است. برخلاف بسیاری از مردان این ورزش، راه سنتی و معمول و روش‌های آکادمیک را طی نکرده‌ام و هر چه به دست آورده‌ام، با کوشش شخصی بوده و وقتی برای اولین بار مطرح شدم، 25 سال داشتم. برای چنین آدم‌هایی هر دقیقه و هر لحظه از زندگی ورزشی حساس و مهم است و باید از هر فرصتی برای ادامه اوجگیری سود جست. این مساله‌ای است که برای من اتفاق افتاده است.

مترجم: وصال روحانی
منبع: / African Digest سپتامبر 2009

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها