در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مثلا بعد از ماه مبارک رمضان به این میاندیشیدند که رمضان سال آینده در راه است و به روال معمول برای ساعات بعد از افطار مخاطبان، قصد بر آن است تا با ساخت فیلم یا مجموعهای پیامهای مثبت و سازندهای را به آنها منتقل کنند.
در چنین شرایطی مطمئنا هم مخاطب میتوانست فیلمهای پربارتری را ببیند و هم این که خود دستاندرکاران راضیتر میشدند؛ چراکه فرصت لازم و کافی برای بررسی و تامل در مورد فیلمنامه وجود داشت و همین طور زمان کافی برای سایر مسائل از قبیل پیشتولید و... هم در اختیار دستاندرکاران قرار میگرفت.
ساخت چنین برنامههایی، حسن بزرگش این است که مخاطب آگاهانه به دنبال نکتهای در فیلم یا مجموعه خواهد بود که نگاه او را به دیدن فیلم به عنوان تنها یک سرگرمی تغییر خواهد داد.
در میان سریالهایی که امسال رمضان از تلویزیون پخش شد «پنجمین خورشید» نگاه متفاوتی داشت، هرچند نام علیرضا افخمی به عنوان نویسنده و کارگردان این مجموعه حساسیت مخاطب را بیشتر میکرد. چراکه مخاطب، سالهاست در تیتراژ بسیاری از مجموعهها علیرضا افخمی را به عنوان ناظر کیفی میبیند.
در چنین شرایطی با حساسیت بیشتری به تماشای مجموعه پنجمین خورشید مینشیند و حداقل توقع از این مجموعه این است که فاقد ضعفهایی که در مجموعههای دیگر شاهد آن است باشد، اما متاسفانه تنگی زمان گویا دست علیرضا افخمی را هم بسته و کارش از نظر فنی دچار ضعفهایی است، مثلا استفاده از کروماکی یا به اصطلاح این روزها پرده آبی که معمولا سازندگان فیلم و مجموعههای تلویزیونی به دلیل کمبود زمان، صرفهجویی در هزینه یا در اختیار نداشتن دکوری مناسب، دست به این کار میزنند.
منظور صحنههایی است که محسن (حمید گودرزی) و همایون (شهرام قائدی) سوار بر تاکسی مسیری را طی میکنند که استفاده از پرده آبی بسیار سرسری و سهلانگارانه انجام میشود و کاملا مشخص است که از یک حقه تصویری و به روایت دستاندرکاران جلوه ویژه استفاده شده است.
تصویر سرنشینان تاکسی روشنتر از فضای خارجی است و اگر به سایههای درختان جایگزین شده در پرده آبی دقت کنید، سایهها در دو جهت مخالف است. هرچند به نکات دیگری در این باره میتوان اشاره کرد، اما از آن میگذریم. مساله دیگری که در اکثر مجموعهها میتوان دید، ناهماهنگ بودن نور تصاویر داخلی با خارجی است.
برای مثال توجه کنید به گفتگوی محسن و مریم (مریم کاویانی) در اتاق، بیرون از اتاق تصاویر کاملا سفید است و به اصطلاح دستاندرکاران «اوور» (Over) است. اگر چنانچه فرصت لازم برای انجام کار وجود داشت، قطعا تصویربردار میتوانست با فیلتربندی پنجرهها این مشکل را برطرف کند تا دست کارگردان هم برای حرکت دوربین یا احتمالا حرکت بیشتر بازیگران باز باشد.
در «پنجمین خورشید»، علیرضا افخمی به موضوع تامل برانگیزی میپردازد که در کنار آن میتوان مخاطب را به تفکر واداشت. این که اگر ما از آینده خود خبر داشتیم چه اتفاقاتی در زندگیمان میافتاد؟ اگر چنین بود، تقدیر و آنچه به عنوان خواست خداوند منان یا سرنوشت در زندگی ما مطرح است، چه شکلی پیدا میکرد؟ اساسا چنین مسالهای دیگر میتوانست واقعیت داشته باشد؟
آیا سنگ روی سنگ بند میشد؟ اینها بخشی از سوالاتی است که ذهن بیننده را به خود مشغول میکند. آیا پاسخ این سوالات را افخمی در ادامه مجموعه خواهد داد یا آن که تماشاگر خود باید پاسخ این سوالات را بیابد؟ از آنجا که هنرمند نگاه دقیقتری از مخاطب نسبت به اطراف خود دارد، در چنین مواردی میتواند وظیفهاش تنها طرح سوال باشد و یافتن پاسخ را به عهده مخاطبش بگذارد. شاید این ذهنیت در مخاطب ایجاد شود که هر حرکت او با نگاهی به آینده باید برنامهریزی شود و خود به فردا بیندیشد.
اما بازیها؛ از حمید گودرزی (محسن) به عنوان یکی از بازیگران خوب سینما و تلویزیون میتوان نام برد که متاسفانه در این مجموعه آنچنان که در خور اوست نتوانسته نقشش را ایفا کند.
شاید دلیل آن نیز همان زمان ناکافی برای ساخت مجموعه باشد که این تنگی زمان بدون شک روی تمام مسائل مجموعه اثرگذار است. در کنار محسن، همایون (شهرام قائدی) بازی قابلقبولی ارائه میکند. مریم (مریم کاویانی)، اکرم (مهوش صبرکن) و انوش (انوش ارجمند) نیز توانستهاند بازیهای قابلقبولی ارائه کنند.
سجاد ابوالحسنی و علیرضا افخمی به عنوان نویسندگان مجموعه، کار قابل تاملی ارائه کردند که بوی تازگی میداد.
افخمی به عنوان کارگردان مجموعه نیز با توجه به کارهای گذشتهاش چنانچه فرصت کافی در اختیار داشت، میتوانست کار بهتر و تاملبرانگیزتری ارائه کند.
محمد ممجد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: