در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این دو نوع تفکر است که به جای خود قابل احترام است اما واقعیت این است که ناصر تقوایی هنوز هم میتواند با ساخت فیلمهایی مانند ناخدا خورشید و کاغذ بی خط توانایی خود را به رخ همگان بکشد اما این کارگردان سالهاست که خانهنشین شده است و فیلمی را مقابل دوربین نبرده است چنین به نظر میرسد که کار نکردن برای فیلمسازانی مانند تقوایی یک جور نرسیدن اکسیژن به روح و بدن آنهاست. فیلم ساختن میتواند جریان زندگی را در رگهای آنها جاری سازد اما نبودن و در خانه نشستن، آنها را به تاریخ سینما پیوند میزند و باعث میشود که مردم بگویند روزی روزگاری در این کشور کارگردانی بود به نام ناصر تقوایی که فیلمهای خوب میساخت اما تقوایی اکنون هم هست، او هنوز نفس میکشد و با این نفس میتواند فیلمهای خوبی را برای ایرانیان بسازد. علاقهمندان به سینمای تقوایی میتوانند از خبر برگزاری بزرگداشت برای این کارگردان نفس را در سینه حبس کنند و با خود بگویند آیا این مراسم خبری است برای پایان دوره تقوایی. اگر چنین نیست پس چرا شرایط را فراهم نمیکنند تا او فیلمی جدید بسازد و به همراه فیلمش به روی سن بیاید تا از او و اثر جدیدش تقدیر شود. شاید بهترین راه گرامیداشت فیلمسازی که در پرونده کاری خود فیلمهای کوتاه، مستند و بلند سینمایی ارزشمندی دارد این باشد که به او کمک شود تا بار دیگر به جریان پر تکاپوی سینما برگردد و از گوشه عزلت به درآید. نکند که این بزرگداشت او را بیشتر به خلوت خود ببرد.
خط کشی در صف فیلمسازان
هفته گذشته با انتخاب حسینی به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی جدید وی با سینماگران دیدار داشت. این دیدار در نفس خود میتواند خوب باشد و نشان دهد که حسینی به تعامل بیشتر از تقابل فکر میکند، آنهم در زمانی که سینماگران به چتر امنی احتیاج دارند تا با آرامش به دنیای کاری خود برگردند. به همین دلیل نکته جالب در این دیدار این است که تعداد سینماگران حاضر بسیار اندک بود و کسانی رفتند که تاکنون یا فیلم نساختهاند یا سالهاست که سکان فیلمی را در دست نگرفتهاند. آنهایی رفتند که سالهاست دلیل کار نکردن خود را مافیای سینما ذکرمیکنند اما هیچگاه نتوانستهاند بگویند سردمداران این مافیا چه کسانی هستند که در هیچ دورهای نمیگذارند آنها در سینما کار کنند. با همه اینها حتما وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی میداند که سینمای ایران کارگردانانی صاحبنام دارد که با فیلمهای خود نام ایران را بر سر زبان مردم دنیا انداختهاند، حتما وزیر میداند که برای داشتن سینمایی پر تکاپو و اندیشمند به این کارگردانان نیاز است و باید بار دیگر آنها را در بدنه سینمای ایران به جریان بیندازد.
سهم بازیگر!
شاید شما هم تاکنون این گفته را شنیده باشید که تولید زیاد فیلم و سریال در تلویزیون باعث شده تا دستمزد بازیگران روز به روز افزایش یابد. این افزایش در حالی صورت میگیرد که بازیگرانی که هر روز میزان دستمزد خود را بالا میبرند فقط در تلویزیون فعالیت دارند و اگر تهیهکنندگان این رسانه تصمیم بگیرند از آنها در آثار خود استفاده نکنند این بازیگران دیگر عرصهای برای عرض اندام و نشان دادن تواناییهای خود در زمینه بازیگری نخواهند داشت.نوشتن این مطلب از زمانی شکل گرفت که خبر رسید یکی از بازیگران که چندی پیش در یکی از سریالهای تلویزیونی که به صورت هر شب پخش میشد نقش اصلی را بازی میکرد به تهیهکنندهای که به او پیشنهاد بازی در یک سریال را داده بود گفت که روزانه 30 میلیون تومان دستمزد میخواهد یعنی به قراری ماهی 900 میلیون تومان! بااین دستمزد باید فقط مقابل آن تهیهکننده میبودی و قیافه او را بعد از شنیدن این مبلغ میدیدی تا میفهمیدی که کار تهیهکنندگان چقدر روزبهروز سختتر میشود و چه عواملی باعث میشود که یک تهیهکننده ترجیح دهد به جای استفاده از بازیگران سرشناس از بازیگران گمنام استفاده کند. واقعیت این است که یک تهیهکننده تلویزیون هر چقدر هم که بتواند از کارفرمای خود که شبکههای تلویزیونی هستند پول زیادی بگیرد نمیتواند آنقدر پول بگیرد که فقط ماهی 900 میلیون تومان به یک بازیگرش بدهد. برخی تهیهکنندگان که خود را مقید به داشتن حداقل یک بازیگر سرشناس در سریال می دانند، برای اینکه بتوانند این خواسته را اجابت کنند مجبورند از دستمزد دیگر عوامل کم کنند تا بتوانند دستمزد کلان بازیگر نقش اصلی را پرداخت کنند به همین دلیل است که اگر پای صحبت عوامل فنی یک سریال بنشینید حتما خواهید شنید که او دستمزد بسیار کمی میگیرد در حالی که بیشتر از دیگر عوامل باید کار کند. مثلا گروه فیلمبرداری هر روز قبل از همه باید سر صحنه حاضر باشند تا بتوانند نورپردازی کنند و صحنه را برای فیلمبرداری آماده نمایند و بعد از اتمام کار روزانه هم آنها از عواملی هستند که باید دیرتر از همه صحنه را ترک کنند اما دستمزد آنها از دیگر عوامل بخصوص بازیگران بشدت کمتر است. تهیهکنندهای که مقدار مشخصی برای تولید سریال یا فیلم پول دارد برای اینکه بتواند نظر مدیران شبکه را جلب کند و کارهای بعدی خود را هم به نتیجه برساند از دستمزد عوامل فنی میکاهد تا به بازیگران بدهد. به همین دلیل است که در سالهای گذشته هر چقدر دستمزد بازیگران افزایش یافته است، دستمزد عوامل فنی یا تغییری نکرده یا حتی پایینتر هم آمده است.
اما با همه اینها نکته جالبتر اینجاست که بازیگرانی طلب دستمزدهای نجومی میکنند که اگر تلویزیون و آثارش نباشد، آنها نه در سینما جایی دارند و نه در تئاتر که سالهاست در خاموشی فرو رفته است. تلویزیون تنها جایی است که آنها با ارج و قرب در آن فعالیت میکنند؛ آنها به این نکته واقف هستند اما معلوم نیست به چه دلیل کوتاه نمیآیند و روز به روز دستمزد خود را بالاتر میبرند؟ روزی از یک تهیهکننده پرسیدم که چرا نقش اصلی سریال خود را به بازیگران کهنه کار و باسابقه ندادید؟ در جواب گفت: با 3 بازیگر باسابقه مذاکره کردیم اما دستمزدی که آنها خواستند آنقدر بالا بود که نتوانستیم از آنها استفاده کنیم مثلا یکی از آنها برای یک سریال که تصویربرداری آن 8 ماه طول میکشید ماهی 30 میلیون تومان دستمزد خواست.
روزی روزگاری نه چندان دور حضور بازیگران سینما در تلویزیون برای مردم جذابیت داشت اما واقعیت این است که اکنون آنقدر این حضورها زیاد شده است که تازگی خود را برای مردم هم از دست داده است. گروهی از منتقدان هم بر این باور هستند که برخی از بازیگران سینما چون با جنس بازی در تلویزیون آشنا نیستند نمیتوانند در این رسانه بدرخشند به همین دلیل بهتر است که تلویزیون از بازیگرانی استفاده کند که تلویزیون و مخاطب آن را میشناسند. البته به این نکته هم باید توجه داشت که سینما و تلویزیون کشور ما به شدت با محدودیت بازیگر مواجه است چون اگر به اندازه کافی بازیگر وجود داشته باشد دیگر نباید شاهد حضور یک بازیگر به صورت همزمان در چند اثر تلویزیونی بود. جالب اینجاست که علاقهمندان بازیگری در ایران بسیار زیاد هستند که اگر درست آموزش ببینند حتما میتوانند کمبود بازیگر را حداقل در تلویزیون حل کنند.
جومونگ از نوعی دیگر
میگویند دانشمندان اروپایی و جوانان آنها که پیشبینی میشود در آینده دانشمند شوند و اکنون جزو تیزهوشان هستند، پژوهشگران قابلی هستند آنها روزها و شبهای خود را بدون خستگی به تحقیق درباره موضوعی سپری میکنند که ذهن آنها را به خود مشغول کرده است مثلا ما که بچه بودیم و به مدرسه میرفتیم معلمی داشتیم که مدام یک دختر جوان خارجی را به رخ ما میکشید و میگفت این دختر از بچگی به تارهای عنکبوت علاقهمند شده است و اکنون که 18 سال سن دارد به بیشتر نقاط دنیا که در آنجاها عنکبوتهای متفاوت زندگی میکنند سفر کرده است تا تحقیق خود را درباره تنوع تارهای عنکبوت به نتیجه برساند! آن زمان ما با خودمان میگفتیم طرف چقدر بیکار است که عمر عزیز خود را صرف این تحقیقات میکند؟! حالا هم که بزرگ شدهایم در کشور خودمان گاهی مطالب و تحقیقاتی را میبینیم که مجبور میشویم باز هم همان جمله گذشته را مطرح کنیم که طرف چقدر بیکاره.... چندی پیش مطلبی روی خروجی سایت تابناک گذاشته شده بود که نویسنده آن مطلب هزار و یک دلیل آورده بود که سریالی که مردم زیادی در تمام دنیا آن را دیدهاند، سریالی است که به سفارش صهیونیستها ساخته شده است. دلایلی که نویسنده آورده بود مستند بود و نشان میداد که درباره تفکر یهود زیاد مطالعه کرده و دود چراغ زیادی خورده است اما با خواندن این مطلب این نکته هم به ذهن میرسید که چه تمایلاتی باعث میشود که یک نفر عمر عزیز خود را بگذارد و برای یک سریال سرگرمکننده آنقدر صغری کبری بچیند که آن را تبدیل به یک دشمن شماره یک کند تا آنهایی هم که تاکنون فقط برای سرگرمی به تماشای این سریال مینشستند بعد از این با نگاهی دیگر آن را تماشا کنند. این اتفاق هفته گذشته برای سریال «جومونگ» هم رخ داد و چون انگار قرار نیست ماجراهای سریال جومونگ در ایران خاتمه یابد یک نفر عمر خود را پای چراغ تحقیق به دود داد تا ثابت کند که جومونگ، صهیونیست است. حالا قیافه مردمی را مجسم کنید که تاکنون سریال جومونگ را دیدهاند تا سرگرم شوند و از زندگی جومونگ و سوسانو باخبر شوند! یک دفعه متوجه میشوند که بازیچه دست صهیونیستها بودهاند اما مسلما هر چقدر که فکر کنند بین این سریال که کرهایها آن را ساختهاند تا برای خود تمدنسازی کنند و مسائل سیاسی ربطی پیدا نخواهند کرد. اما این همه تحقیقات برای ما که معلم و آن دختر اروپایی را مسخره میکردیم یک نتیجه اخلاقی دارد و آن این است که کمی مطالعه کنیم تا به راز آفرینش پی ببریم و بفهمیم چرا خداوند برای هرگونه از عنکبوتها یک نوع تار در نظر گرفته است اینجوری حداقل به بزرگی پروردگار پی میبریم و در آفرینش تحقیق میکنیم تا بدانیم که عمر عزیز را نباید با هر کاری به باد داد.
سارا بختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: