«جیمز» و دوستانش ساعت 10 به بازار رفتند تا از مغازههای وسایل الکتریکی شیکاگو یک تلویزیون بزرگ بخرند و آنجا، آنها و همشهریهایشان مبهوت و گیج به عجیبترین و تکاندهندهترین تصاویری خیره شده بودند که آغاز یک قرن سرشار از حوادث شگفتآور را به آنها هشدار میداد.
اما در این میان وقتی «جیمز» و دوستانش هنوز در شوک بودند، یک پاکت نامه با 20 تمبر منقش به تصاویر پرندگان به دفتر آنها رسید. آنها بسته پستی را خوب برانداز کردند. پاکتی از «جمهوری اسلامی ایران»؛ درست در روزی که اخبار و رویدادها مردم خاورمیانه را به عنوان مقصران حادثه 11 سپتامبر هدف گرفته بودند.
آنها بسته پستی را باز کردند؛ چند جلد از ترجمه فارسی «قصههای از نظر سیاسی بیضرر» که «احمد پوری» مترجم ایرانی آنها را به «جیمز فین گارنر» نویسنده کتاب تقدیم کرده بود.
بستهای کتاب درست در روزی که بوی جنگ و مرگ در فضا پیچیده بود، باعث شد نویسنده در سایتش بنویسد: «تا آنجایی که میدانم ایران همیشه کشوری فرهیخته بوده است.»
«فین گارنر» که در مجموعه «قصههای از نظر سیاسی بیضرر» اقدام روانشناسان کودک در آمریکا برای بازنویسی داستانهای کلاسیک با حذف نشانههای تبعیض نژادی و جنسی را با نگاه طنز خود به چالش کشیده است، آن روز صبح در حالی که بسیاری از هموطنانش در آتش تروریسم میسوختند، تنها با دریافت یک بسته کتاب از سرزمینی که مشرق هنر و فرهنگ بود، مطمئن شد که فرهنگ بر جهل پیروز میشود؛ به نظر شما اگر از این بستهها که در آن کتاب و ادبیات، مسافر این سو و آن سوی جهان است بیشتر پست شود، دنیا جایی برای تروریستها و جنگافروزان خواهد داشت؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم