در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چنان که گاه حتی قصاب و نانوا و سبزیفروش هم؛ اگر نه تمامی روزنامه، لااقل صفحاتی از آن را به نحو احسن مورد استفاده قرار میدهند. آنها نیز بر این مهم واقفند که مطبوعات، رکن چهارم دموکراسی است و جای تشکر دارد.
بنا بر آنچه به طور فشرده عرض شد، بر ما عوامل و عناصر مطبوعاتی لازم است تا سوای سایر عرصههای سیاسی و فرهنگی و هنری و ادبی و غیره؛ هرازگاهی نیز سری به جماعت اهل بازار بزنیم و از مشکلات کار و کاسبی آنها جویا شویم تا اگر در این زمینه هم مشکل خاصی بود، سریعا آن را برطرفتر کنیم. ولو شده با تغییر طرف دادن خیابانهای سطح شهر که عمری عادت کرده ند مرضیالطرفین باشند. خیابان نقش استراتژیکی در نانرسانی دارد. چنان که کاسب عزیزی در همین راستا فرمود: اون کدوم خیابونه که منو به تو میرسونه؟...!
البته این یکطرفه کردن همچین ناغافل هم نبوده است که کسی جا بخورد. سابق بر این، از میدان راهآهن تا میدان ولیعصر یکطرفه شده بود؛ و چون مردم خوششان آمد، پس از یک وقفه کوتاه هفشده ساله، از میدان ولیعصر تا چهارراه پارکوی هم ادامه یافت و در حال حاضر نیز از چند طرف قول داده شده که اگر مردم عزیز، بیشتر از اینها خوششان بیاید، تا 4 ماه دیگر تا تجریش هم یکطرفه خواهد شد.
مزایای این طرح بر احدی پوشیده نیست. روان شدن ترافیک، کاهش آلودگی هوای این منطقه، رفت و آمد سریع اتوبوسهای تندرو معروف به (BRT) (مخفف: بری، رفتی تند)، توجه بیشتر مردم به استفاده از ناوگان حمل و نقل عمومی و ایضا حفاظت شدید از بافت تاریخی بلندترین خیابان خاورمیانه که هویت شهری تهران با آن گره خورده است؛ از جمله خوبیهای طرح مذکور است. الباقی خوبیهایش را هم بعدا خود کارشناسان شهرداری و شورای شهر تهران اعلام خواهند کرد. همهاش را یکجا بگوییم، جا میخورید.
راههای رفع نگرانی کاسبان: در طرح مذکور فقط یک خردهای کاسبها و مغازهدارهای خیابان ولیعصر نگران ضربه خوردن کاسبیاشان هستند که البته بیشتر مختص اوایل اجرای این طرح و هر طرحی است و بزودی از بیخ برطرف خواهد شد. ما با راهکارهای زیر به آنها کمک اضافی میکنیم که خیالشان حسابی راحت گردد. مغازهداران عزیز، یادداشت بفرمایند:
1- روزیرسان دیدن خدا: اگر به این نکته اعتقاد قلبی داشته باشید، مطمئن باشید که رزق را روزیرسان پر میدهد به قول سعدی و بلانسبت شما، بی مگس هرگز نماند هیچ تار عنکبوت. در مثل مناقشه نیست. اگر هم هست، مثال بهترش را میزنم: دهان باز بیروزی نماند. حالا دهان یا دکان، فرقی نمیکند. مهم باز بودن آن است در جامعه باز.
2- دو دره کردن مغازه: همانطور که از سوابق ایام، بعضی از کاسبهای محترم دارای مغازههای دو نبش و دو در بودند؛ از حالا نیز میتوانند نسبت به دو دره کردن مغازههای خود اقدام کارشناسانه نمایند. با این توضیح و تفاوت که مثلا یک درش از خیابان ولیعصر باز شود و در دیگر آن از خیابان آفریقا که به موازات آن قرار دارد و هرگز همدیگر را قطع نمیکنند مگر به دستور شهرداری. به هر حال، این دو دره کردن خیلی خوب جواب میدهد و مجرب است.
3- انتقال مغازه به اتوبوس: اگر مغازه شما در سمتی از خیابان افتاده که ماشینهای شخصی تردد دارد که فبها المراد برقی؛ و اما اگر در طرفی هستید که فقط اتوبوسهای بی.آر.تی و بلیت پارهکن و امثالهم رد میشوند؛ عجالتا میتوانید اجناس خود را روی دست بندازید و در ایستگاههای اتوبوس سوار ناوگان شهری شده و اقدام به فروش اجناس خود کنید. اگر نتوانستید کسی را پیاده کنید، در ایستگاه بعدی پیاده شوید. فروش سیار اجناس، یک شیوه جاافتاده در اقتصاد امروز است که سابق بر این به آن دورهگردی هم اطلاق میشد.
4- فروش اینترنتی: تکنولوژی ارتباطی اگر الان به درد نخورد پس بفرمایید که قرار است کی به درد بخورد. وقت گل نی؟... خود نی هم اینترنتی شده است. بشنو از نی چون حکایت میکند/ توی اینترنت روایت میکند! یک صفحه از اینترنت را شبیه ویترین مغازه خود درآورید و با نمایش گذاشتن اجناس خود، خلقالله را دعوت به خرید کنید. ضرورت اقتضا کرد، از چت کردن با مشتری نیز غفلت نورزید. عموما جواب میدهد. مگر در مواردی که جواب نمیدهد.
رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: