تصمیم دشوار برای افغانستان

اگر به ماه ژانویه زمانی که باراک اوباما، ریاست‌جمهوری آمریکا را بر عهده گرفت بازگردیم‌ در آن زمان وی اندوخته‌ قابل توجهی جمع کرده بود اما رخدادهای آن زمان تا کنون به شکل ملموسی این اندوخته را کاهش داده است.
کد خبر: ۲۷۹۸۷۱

آیا وی باید باقیمانده اندوخته‌اش را روی افغانستان شرط‌بندی کند؟ این مشکلی است که اکنون رئیس‌جمهور آمریکا با آن مواجه است.

اولین آزمون واقعی سیاست خارجی اوباما فرارسیده است. شواهد و مدارکی که قطره قطره جمع شده‌اند هشدار می‌دهند که افغانستان در حال تکه تکه شدن است. اوباما برخلاف جورج بوش - سلف خود - جنگ افغانستان را به بعد موکول نکرده است.

وی از زمان در دست گرفتن، ریاست‌جمهوری، جنگ در افغانستان را هم لازم و هم قابل پیروز شدن اعلام کرده است. وی طرح افزایش سربازان آمریکایی در این کشور را اعلام کرده و فرمانده جدیدی برای این نیروها در افغانستان منصوب کرده است.

در نتیجه افغانستان جای عراق را در فهرست اولویت‌های پنتاگون گرفته اما تمام این تلاش‌ها نتیجه‌ای جز وقت‌کشی نداشته است. تصمیمات بزرگ واقعی هنوز در افغانستان اتخاذ نشده است.

بزرگ ترین این تصمیم‌ها صرفا این است که آیا رئیس‌جمهور قصد دارد خود را بی‌پول کند؟ آیا اوباما به همان اندازه که بوش به جنگ عراق متعهد بود به جنگ در افغانستان متعهد است؟ آیا وی بی‌توجه به موانع پیش رو و به رغم فرسایش حمایت‌های مردمی از جنگ و بی‌توجه به این حقیقت که بسیاری حتی در حزب خودش صراحتا مخالف جنگ هستند، قصد دارد سعی و تلاش خود را در افغانستان به کار ببندد؟

رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا و آدمیرال مایکل مولن، رئیس ستاد مشترک ارتش و ژنرال استنلی مک‌کریستال، فرمانده نیروهای آمریکایی در افغانستان به عنوان مشاوران اوباما تقریبا در گفتن این که اقدامات نیمه کاره کافی نخواهند بود، صریح بوده‌اند.

جنگ به شکل بدی پیش می‌رود. طالبان در حال کسب قدرت است. بیش از7 سال تلاش نیروهای ائتلاف در افغانستان نتیجه اندکی داشته است.

اگر چه اطلاعات جدید ارتش درباره مبارزه با شبه‌نظامیان پایه و اساسی برای استراتژی جدید است اما تغییر و تحول در امور زمان زیادی می‌برد که دست کم 5 سال است. دستیابی به موفقیت مستلزم صرف منابع گسترده مالی و جانی است.

بنابراین رئیس‌جمهور آمریکا با یک چالش واقعی مواجه است. اگر قصد دارد شرایط را برای شروع مجدد در افغانستان فراهم کند ، برای متقاعد کردن آمریکایی‌ها اوباما باید در مورد 5 نکته به آنها اطمینان خاطر بدهد:

افغانستان دارای منافع امنیت ملی حیاتی است. پیروزی در این کشور دور، محصور در خشکی، فقیر و ابتدایی برای در نطفه خفه شدن خطر افراط‌گرایی ضروری است.

* نجات مردم افغانستان، توسعه اقتصادی، ایجاد نهادهای مشروع، حذف فساد و قاچاق مواد مخدر از واقع‌گرایانه‌ترین و موثرترین راه‌های رسیدن به آن منافع است.

* شکست تلاش‌های قبلی دیگر قدرت‌ها در تحمیل اراده‌شان بر افغانستان یک موضوع نامربوط است و درس‌های تاریخ به هم مربوط نیستند.

* آمریکا دارای پول، سرباز، تخصص و اراده انجام این کار است.

* هیچ اولویت خارجی و داخلی دیگری مهم تر از افغانستان وجود ندارد و باید ابتدا به منابعی که سال ها جنگ بیشتر در افغانستان به آن نیاز خواهد داشت، پرداخته شود که شامل صدها میلیارد دلار بودجه و صدها مورد تلفات است.

اوباما برای متقاعد کردن آمریکا در مورد این 5 مساله در آمریکا باید تمام توان خود را به کار بگیرد. حتی اگر وی موفق به انجام این کار شود باید مابقی ریاست جمهوری‌اش را صرف دفاع و تاکید روی آنها بکند و جنگ، ریاست ‌جمهوری اوباما را به گروگان خواهد گرفت. همان گونه که هری ترومن در کره و لیندون جانسون در ویتنام و بوش در عراق این کار را کردند.

اوباما بی‌دلیل کاری انجام نمی‌دهد. قبل از شرط بستن مابقی اندوخته‌اش روی افغانستان، بی‌شک وی اوضاع را به دقت بررسی خواهد کرد. وی مشورت خواهد کرد و تمام مدارک و شواهد را بررسی خواهد کرد و باز هم قبل از زدن «دکمه شروع» در مورد افغانستان از این اصل پیروی خواهد کرد «گاهی اوقات جوهره‌ رهبری اتخاذ تصمیمات درست نیست بلکه مطرح کردن سوالات درست است.»

در مورد افغانستان ضروری‌ترین نیاز، تجدید نظر در مورد این بحث است. واشنگتن در حال ارزیابی این پرسش است که چطور می‌توان در این جنگ پیروز شد؟ اما شاید پرسش دیگری شایسته توجه است و آن این است که چه کارهایی می‌توانند جایگزین جنگ تمام عیار شوند و آمریکا را به منافع محدودش در افغانستان برسانند؟ اگر اوباما در این برهه حساس ریاست جمهوری‌اش قصد نشان دادن توانایی‌اش در رهبری را دارد باید زیردستان خود را در شناسایی این جایگزین‌ها هدایت کند.

منبع: لس‌آنجلس تایمز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها