دختر جوان در اظهاراتش به بازپرس انصاری گفت: چندی پیش با جوانی به نام فرشاد در یکی از خیابانهای شمال تهران آشنا شدم و به دنبال این آشنایی؛ فرشاد با ابراز علاقه به من، خواست اجازه دهم به خواستگاریام بیاید، که پذیرفتم و موضوع را با خانوادهام که در شهرستان بودند، در میان گذاشتم و قرار شد خانوادهام پس از تحقیق از وضعیت خانوادگی و اخلاقی وی، اجازه دهند مرد جوان فرشاد به خواستگاریام بیاید.
شاکی اظهار کرد: خانوادهام پس از یک ماه تحقیق درخصوص فرشاد و خانوادهاش متوجه شدند وی فرد پرخاشگری است و از نظر اخلاقی، مشکل دارد.
وقتی متوجه وضعیت اخلاقی نامناسب فرشاد شدم، گفتههای اعضای خانوادهام را پذیرفتم و تصمیم گرفتم او را برای همیشه فراموش کنم.
مرد خواستگار، مزاحم بود
دختر شاکی افزود: پس از چند روز تماسهای تلفنی وی شروع شد و زمانی که عنوان کردم، دیگر تمایلی برای ازدواج با او ندارم و بهتر است مرا برای همیشه فراموش کند، شروع به فحاشی کرد.
حتی با شماره تلفن مادرم بدفعات تماس میگرفت و برای وی ایجاد مزاحمت میکرد و با تهدید از او میخواست که رضایت خود را برای ازدواج اعلام کند، اما مادرم حاضر به این کار نبود و حرفهای وی را نمیپذیرفت.
جوان خواستگار بارها با ارسال پیامک، تماس تلفنی و حتی سد کردن راهم در خیابان برایم مزاحمت ایجاد میکرد و نمیدانستم چگونه باید از شر مزاحمتهایش خلاصی یابم.
ناکامی خواستگار در ربودن دختر دانشجو در خیابان
شاکی ادامه داد: دیگر به مزاحمتهای وی توجهی نمیکردم تا این که 2 روز قبل، هنگامی که مادرم از شهرستان به محل تحصیلم در یکی از دانشگاههای تهران آمده بود تا با هم به خانه خالهام برویم، خواستگار انتقامجو فرشاد همراه مرد جوانی با یک دستگاه خودروی پژو، راهمان را سد کرد و با حملهور شدن به سوی من و مادرم، ما را بشدت کتک زد. به دنبال این درگیری، مادرم بدحال کناری افتاد و با داد و فریاد از مردم کمک میخواستم که فرشاد به سویم حملهور شد و با حلقه کردن دستهایش به دور گردنم، مرا کشان کشان به سمت خودرو برد، بسختی نفس میکشدم و مرگ را در یک قدمی خود میدیدم. در همین موقع، رهگذران که متوجه ماجرا شده بودند، به کمکمان شتافتند و ما را نجات دادند.
فرشاد وقتی متوجه شد مردم قصد دستگیری وی را دارند، سوار خودرو شد و فرار کرد.
به دنبال اظهارات شاکی، پروندهای تشکیل و به پایگاه دوم اطلاعات امنیت تهران ارسال شد و ماموران به تحقیق از شاکی و مادر وی پرداختند که معلوم شد گفتههای آنها با هم مطابقت دارد.
به این ترتیب، ماموران با هماهنگی قضایی به محل حادثه اعزام شدند و به بررسی شاهدان حادثه پرداختند که معلوم شد خواستگار انتقامجو، قصد ربودن دختر دانشجو را داشته، که با هوشیاری مردم ناکام مانده و محل حادثه را ترک کرده است.
با به دست آمدن این اطلاعات، تلاش برای دستگیری فرشاد خواستگار کینهجو و همدست فراریاش ادامه یافت تا این که 16 شهریورماه جاری، متهم فراری فرشاد در خانهاش در سعادتآباد تهران شناسایی و دستگیر شد.
اعتراف به گرفتن انتقام از دختر دانشجو
با انتقال فرشاد به پایگاه دوم اطلاعات امنیت تهران، وی مورد بازجویی قرار گرفت و هر گونه آشنایی با دختر جوان شاکی و اقدام به ربودن وی را انکار کرد اما سرانجام در ادامه تحقیقات قضایی پلیسی، اتهامات خود را پذیرفت و گفت: 2 سال و نیم قبل دختر مورد علاقهام را هنگامی که به خانه خالهاش میرفت، دیدم و به این ترتیب، آشناییامان شکل گرفت. فکر نمیکردم خانوادهاش با این وصلت مخالفت کنند. پس از شنیدن پاسخ منفی از دختر مورد علاقهام و خانوادهاش تصمیم گرفتم از آنها انتقام بگیرم تا شاید راضی به این ازدواج بشوند. اشتباه کردهام و تقاضای بخشش دارم. فقط برای ترساندن وی، نقشه ربودنش را طراحی کردم و حال پشیمانم.
بنا بر این گزارش، متهم با قرار قانونی بازداشت شد و تحقیقات تکمیلی از وی ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم