در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش باشگاه خبرنگاران از مجتمع قضایی ونک، دختر جوان که تازه به 22 سالگی پا گذاشته بود و با حالتی پریشان در راهروهای دادگاه خانواده قدم میزد، با صدای منشی به داخل شعبه رفت و از قاضی خواست به پرونده وی رسیدگی و تکلیف زندگیاش را مشخص کند.
بنابراین گزارش، سعیده با اظهار اینکه دیگر تحمل ادامه این وضعیت را ندارم، گفت: 8 ماه پیش، محمد که از بستگان یکی از دوستانم است، به خواستگاریام آمد و پس از یک جلسه گفتگو با مهریه 500 عدد سکه تمام بهارآزادی به عقد هم در آمدیم، اما وی یک ساعت پس از جاری شدن خطبه عقد متواری شد و فقط یک هفته بعد با تلفن همراهم تماس گرفت و گفت به خاطر اینکه موهای سرت بیرنگ است، نمیتوانم با تو زندگی کنم، هنگامی که حرفهایش را شنیدم، سراغ پدر و مادرش رفتم که آنها نیز حرفهای پسرشان را تایید کردند. وی ادامه داد: اکنون حدود 8 ماه است که هیچ خبری از وی ندارم به همین دلیل به دادگاه آمدم تا تکلیفم را زودتر مشخص کنم. قاضی شعبه پس از ثبت اظهارات دختر جوان، رسیدگی به پرونده وی را تا اخذ تصمیمات مقتضیبه جلسه دیگر موکول کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: