در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
محسن در موقعیتی به سوی جهان تخیلی پرتاب میشود که دو مشکل عمده دارد، یکی ازدواج خواهرش مریم با انوش، فردی که بسیار بزرگتر از او بود و به همین دلیل محسن با این وصلت بشدت مخالفت میکرد و دیگر سرقتی که او به تحریک دوستش همایون و با همراهی وی انجام میدهد.
چرا نویسنده چنین شیوهای را برمیگزیند؟ به نظر میآید این تمهید بیشتر با هدف اجتناب از روایتپردازی خطی و مستقیم انجام گرفته است.
با تقسیم داستان به زمانهای واقعی و غیرواقعی اتفاقاتی میافتد که امکان جذابیت بیشتری فراهم میگردد. نخست آن که با گونهای از تنوع روایی روبهرو هستیم؛ روایتی که بخشی از آن در زمان واقعی و بقیه در طول 20 سال بعد از طریق موقعیت تخیلیای که برای محسن پیش میآید، انعکاس پیدا میکند.
مساله مهم دیگری هم در این میان شکل میگیرد و آن سامانیابی رگههایی از کمدی در متن و اثر است.
آمیختگی واقعگرایی و تخیل، زمانی اثرگذارتر خواهد بود که فاصله و تفاوت فضایی آنها به میزانی باشد که به این جذابیت کمک کند.
در «پنجمین خورشید» این شکاف زمانی برای 20 سال طراحی شده است. چنین فاصلهای از طریق شیء عتیقه تاریخی و با نماد خورشید انجام میپذیرد که کم و کوتاه جلوه میکند.
بگذارید این اختلاف مدت زمانی را از این زاویه بنگریم که عدم تفاوت چندان چشمگیر دو مقطع رئال و فانتزی از نظر زمانی و فضایی نتوانسته بهوجودآورنده جذابیتهای موثر باشد و شاید به همین جهت است که جلوههای کمدی آن را کمرمق میبینیم. شیوه روایتپردازیای که متن در پیش گرفته پیامدهای دیگری هم دارد و آن ارتباطی است که با مضمون داستان پیدا میکند. با وقایع و کنش و واکنشهای شخصیتهایی که تاکنون دیدهایم باید چه درکی از درونمایه روایت داشته باشیم؟
در نگرشی ابتدایی میتوانیم تصور کنیم بیشتر طرح مشکلات و معضلات اجتماعی و خانوادگی مطمح نظر بوده است، اما همان شکست زمانی و نشانههای دیگر نمایاننده آن هستند که ممکن است مضامین احتمالی متفاوتی در لایههای زیرینتر داستان پنهان باشند که بتدریج هویدا خواهند گشت.
در برگشت دوم محسن نزد هما در برابر اصرار او برای یافتن کسی که زنجیرش را به سرقت برده (با انگیزه بازگشت به زمان گذشته) میگوید: آیا تصور میکند با این رجعت خواهد توانست از ازدواج خواهرش با کسی که با او مخالف بوده است ممانعت به عمل آورد؟ و محسن با تاکید و اطمینان پاسخ مثبت میدهد.
این موقعیت و مضمون حداقل این ظن و پندار را در ما ایجاد میکند که برخلاف آن نگرش سطحی اولیه شاید درونمایه روایت به نحوی با انسان و تقدیر و سرنوشت ارتباط پیدا نماید. برای آن که به فهم روشنتری در این باره دست یابیم، گریزی نداریم جز آن که همچنان به انتظار تماشای قسمتهای دیگری از سریال بنشینیم.
«پنجمین خورشید» در حوزه محتوا از نگاهی دیگر تاملبرانگیز است و آن نمایاندن فقر و نداری گروهی از جامعه است که نمود برجستهای در این اثر دارد.
مهدی، خانواده و دوستش همایون و همچنین هما با آن بچههایی که در خانه او میخوابند، مثالهایی روشن از این وضعیتاند. خط و درونمایه اصلی را چه آن مضمون فلسفی با موضوع ارتباط انسان با سرنوشت بدانیم و چه فقر و نداری با عوارض فردی، خانوادگی و اجتماعی، در صورتی به صورت موثر انتقال و نمود خواهند یافت که با شخصیتهای غنی، عمیق و جذاب آمیخته شوند و رویدادها و فراز و نشیبهای داستان را از ورای چنین نقشهایی ببینیم.
ممکن است برخی از شما با ما موافق باشید که شیوه پردازش شخصیتها از نظر عمق و لایههایی که باید داشته باشند، تناسبی با مضمون روایت ندارند.
در این اثر هرچند دو جهان واقعی و تخیلی را میبینیم و صحنه و سکانسهای پرشماری از سریال در دنیای غیرواقعی است که میگذرد، لیکن ذات روایت آن زمینه را دارد که توقع داشته باشیم شخصیتها با اجتناب از سادگیای که هماکنون در آنها مینگریم، اندیشه و رفتارهایشان را همراه با پیچیدگیهایی نمایند که به مضمون «پنجمین خورشید» بیاید.
محمدرضا کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: