سینما و تلویزیون در هفته ای که گذشت

دیروز خوب ما در سریال‌های امروز

حدود دوهفته است که پخش سریال‌های مناسبتی ماه رمضان شروع شده است، سریال‌هایی که با موضوعات مختلف، زندگی بخشی از مردم ایران را در امروز و دیروز نشان می‌دهند. دیروز این مردم در سریال نردبام آسمان به تصویر کشیده شده ‌است، آدم‌هایی که در میان آنها هم دانشمند و فرهیخته دیده می‌شود وهم نادان و ظالم. در دنیای دیروز همه گونه آدم بوده، آنها در کنار هم زندگی می‌کرده‌اند و چرخه زندگی عمل و عکس‌العمل آنها کامل می‌شده و به اصطلاح چرخ دنیا می‌چرخیده، اما با نگاهی به سریال‌های پنجمین خورشید و عبور از پاییز که بر اساس اتفاقات دنیای امروز و رابطه میان آدم‌های امروز ساخته شده است می‌توان به یک نتیجه کلی رسید؛ می‌توان پی برد که آدم‌های دیروز از امروز بهتر بوده‌اند.
کد خبر: ۲۷۸۶۱۷

در دنیای دیروز در کنار مثلا هر 10 نفر بد یک نفر آدم خوب هم پیدا می‌شد اما امروز همه دارند به سمت بدی پیش می‌روند. در سریال پنجمین خورشید می‌بینیم که آدم‌های امروز که بیشترشان هم جوان هستند تمایل دارند که به گذشته بروند شاید که بتوانند جلوی اتفاقاتی را که باعث می‌شود آنها خلافکار بشوند را بگیرند. در این سریال می‌بینیم در سال 64 آدم خوب‌ها در کنار آدم بدها چرخه زندگی را کامل می‌کنند اما وقتی شخصیت اصلی سریال از سال 64 به سال 88 می‌آید، بیشتر آدم‌ها بد می‌شوند و تک و توکی که بین آنها آدم خوب دیده می‌شود بسختی می‌تواند زندگی خوب خود را ادامه دهد و با مشکلات زیادی روبه‌رو است. در سریال «عبور از پاییز» هم آدم‌های بد آنقدر زیاد هستند که گاهی بیننده را می‌ترسانند، در این سریال فقط «لعیا» شخصیت مثبتی است که بشدت از این که مسلک خوبی را برای خود انتخاب می‌کند آسیب می‌بیند.

سال‌هاست بحث داغی مطرح است که آیا ابتدا تخم مرغ به وجود آمده و بعد مرغ یا ابتدا مرغ خلق شده و بعد تخم مرغ. این پرسش را می‌توان درباره جامعه هم مطرح کرد؛ آیا اتفاقات جامعه و مناسبات آن باعث می‌شوند که آدم‌ها به سمت بدی گرایش پیدا کنند یا افکار و رفتار آدمیان است که جامعه را به سمت بدی سوق می‌دهد؟ در سریال‌های تلویزیونی می‌بینیم که سال‌های قبل‌تر از این سال‌ها، روزگار بهتر بوده، اما اکنون چه اتفاقاتی افتاده که دوره خوبی نداریم؟ افکار ما در جامعه تاثیر گذاشته یا شرایط جامعه خط زندگی و افکار ما را تغییر داده؟ و در کنار این پرسش‌های فلسفی! آیا تلویزیون به عنوان یک رسانه با نگاهی به جلو، با ساخت سریال‌هایی مانند عبور از پاییز و پنجمین خورشید دارد به مردم هشدار می‌دهد یا زشتی‌های جامعه آنقدر پر رنگ شده است که رسانه تصمیم گرفته آن را در سریال‌های داستانی خود منعکس کند؟ اما واقعیت این است هر کدام از اینها که باشد مهم این است که توسط تلویزیون زنگ خطر به صدا درآمده است و با نگاهی به سریال‌های ماه رمضان می‌توان به این نتیجه رسید که اگر جلوی زیاده خواهی مردم امروز گرفته نشود، فردا جامعه ما جامعه خوبی نخواهد بود.

نام‌هایی برای تیتراژ، نام‌هایی برای کیفیت

چند سالی است در تیتراژ سریال‌های تلویزیونی عنوانی مانند «ناظر کیفی» و «مجری طرح» دیده می‌شود. عناوینی که برای عموم مخاطبان تلویزیون چندان جدی نیستند. چون آنها معمولا با نوع عملکرد این افراد آشنا نیستند و نمی‌دانند که این افراد در یک سریال تلویزیونی چه کاری را به عهده دارند و چقدر در خوب یا بد بودن یک اثر دخیل هستند، اما آنهایی که اهل فن هستند می‌دانند افرادی که این پست‌ها را برعهده می‌گیرند در خوب یا بد شدن یک اثر تلویزیونی می‌توانند خیلی اثرگذار باشند اما این اثرگذاری زمانی دیده می‌شود و جنبه عملی به خود می‌گیرد که آدم‌هایی که برای این پست‌ها در نظر گرفته می‌شوند عملا‌ در ارتباط موثری با کار باشند. می‌گویند تلویزیون برای این‌که بتواند نظارت بیشتری بر امور مالی یک سریال داشته باشد فردی به عنوان مجری طرح برای گروه‌های تولید فیلم و سریال در نظر گرفته اما بتدریج و با گذشت زمان، در برخی از موارد مجری طرح، عنوانی غیرکاربردی و به اصطلاح تیتراژی شد. در حال حاضر بیشتر تهیه‌کنندگانی که در تلویزیون کار می‌کنند شرکت خود را به عنوان مجری طرح معرفی می‌کنند. نکته وقتی جالب‌تر می‌شود که مثلا تهیه‌کننده‌ای همسرش را به عنوان مجری طرح معرفی می‌کند و وقتی دلیل را جویا می‌شوند می‌گوید؛ همسرم جزو سهامداران شرکت من است! درباره ناظر کیفی هم اتفاقات جالبی رخ می‌دهد؛ ناظر کیفی در تعریف عام و خاص خود، کسی است که به عنوان مشاور در کنار گروه سازنده قرار می‌گیرد و چون به روند تولید اشراف کامل دارد این گروه را می‌تواند در زمینه فیلمنامه، انتخاب بازیگر، انتخاب عوامل پشت دوربین، عوامل فنی، انتخاب لوکیشن و...کمک کند. همه این مشورت‌ها به این دلیل است که یک اثر تلویزیونی از لحاظ کیفی تقویت شود، اما در برخی از موارد این فرد به نام ناظر کیفی معروف شده است، یعنی کسی که نامش در تیتراژ آورده می‌شود اما واقعیت این است که تهیه‌کننده به دلا‌یلی تن به اظهارنظری وی نمی‌دهد و به هزار لطایف الحیل او را از سر خود باز می‌کند. در تلویزیون فقط افراد برجسته‌ای هستند که می‌توان آنها را به عنوان ناظر کیفی پذیرفت که از میان آنها معروف‌ترین‌شان، علیرضا افخمی‌ است که بنا به تجربه‌های زیادی که در زمینه ساخت سریال در تلویزیون دارد می‌تواند ناظر کیفی و مشاور خوبی برای تهیه‌کننده و کارگردان باشد اما افخمی‌ به دلیل مشغله خیلی زیادی که دارد بیشتر اوقات نمی‌تواند طبق تعریف خاص خود ناظر بر روند تولید یک کار باشد اما واقعیت این است که بودنش بهتر از نبودنش است یا کم بودنش بهتر از این است که نام افرادی کم‌سابقه در تیتراژ یک سریال به عنوان ناظر کیفی دیده شود.

با نگاهی به آمار فروش فیلم‌های ایرانی که درست پس از اتمام اکران به شبکه نمایش خانگی راه پیدا می‌کنند می‌توان به این نتیجه رسید که اگر برای هر حرکت فرهنگی، فرهنگ‌سازی درستی صورت بگیرد، آن حرکت حتما به نتیجه می‌رسد

پرسش اینجاست این ناظر که هیچ‌گاه در مسیر تولید یک سریال مثلا 30‌‌قسمتی نبوده است چگونه می‌تواند به تهیه‌کننده‌ای که همه الفبای تولید تلویزیون را بخوبی می‌داند و با نگاهی به آثار تولیدی او می‌توان پی برد که هر سریالش از سریال قبلی بهتر بوده، مشورت بدهد؟

گاهی برخی می‌گویند برای ورود به سینما و تلویزیون باید پارتی داشته باشی اما ما که اینجا نشسته‌ایم و سعی می‌کنیم پل ارتباطی بین تلویزیون و مخاطبان باشیم می‌گوییم نه، تلویزیون مثل همه جای دیگر به توانمندی‌ها بیشتر از همه چیز توجه دارد! مدام دفاع می‌کنیم چون نمی‌خواهیم و درست‌هم نیست که تصویر کدری از تلویزیون و پشت صحنه‌های آن در ذهن مخاطب شکل بگیرد اما وقتی فردی زنگ می‌زند و نام و سابقه کسی را می‌دهد که اکنون نامش به عنوان ناظر کیفی بر تارک یکی از سریال‌های پر مخاطب دیده می‌شود دیگر نمی‌توانیم بسادگی از آن عبور کنیم و می‌گوییم شناخت دوستانه چیز خوبی است اما این شناخت و دوستی نباید آنقدر به نفع یک فرد یا افرادی باشد که گل درشت شود و به چشم آید چنان‌که وقتی اعتراضی می‌شود نتوان به آن جواب داد.

روزهای پولداری سینمای ایران

در دو هفته‌ای که از ماه رمضان می‌گذرد طبق اخبار و شواهد، دماغ سینماداران ایرانی حسابی چاق شده چون در چندین دهه گذشته هیچ‌وقت به اندازه این دو هفته شب‌های سینمای ایران گرم نبوده است. مردم بعد از افطار به جای این‌که در خانه بنشینند و حوصله‌شان سر برود به سینما می‌روند و فیلم می‌بینند و وقت خود را تا پاسی از شب گذشته پر می‌کنند. به این می‌گویند پر کردن اوقات فراغت به صحیح ترین شکل ممکن. شب نشینی در سینماها آنقدر به مذاق مردم، سینماداران، تهیه‌کنندگان و توزیع‌کنندگان خوش آمده است که قرار است بعد از ماه رمضان هم چراغ سینماها تا پاسی از نیمه شب گذشته روشن بماند.

از این قضیه که بگذریم در روزهای داغ تابستان فروش خوب فیلمهای ایرانی که به شبکه نمایش خانگی راه یافته‌اند هم حسابی داغ شد تا آنجا که یکی از کارگردانان سرشناس سینما که فیلمش در اکران عمومی‌ با توفیق متوسطی روبه‌رو شده بود از فروش خوب فیلمش به شکل سی‌دی آنقدر خوشحال شد که این خبر را به خبرگزاری‌ها هم داد و گفت که فروش این فیلم در شبکه نمایش خانگی بی‌نظیر است.با نگاهی به آمار فروش فیلم‌های ایرانی که درست پس از اتمام اکران به شبکه نمایش خانگی راه پیدا می‌کنند می‌توان به این نتیجه رسید که اگر برای هر حرکت فرهنگی، فرهنگ‌سازی درستی صورت بگیرد، آن حرکت حتما به نتیجه می‌رسد، فرهنگ‌سازی عرضه فیلم‌های ایرانی به شکل سی‌دی از زمانی آغاز شد که مسوولان دریافتند که بهترین مکان عرضه این فیلم‌ها سوپرمارکت‌ها هستند. اگر فیلم‌های ایرانی و خارجی در این مکان‌ها به شکل درستی عرضه شوند مردم تشویق می‌شوند که این فیلم‌ها را هم به سبد خرید خود اضافه کنند و چنین می‌شود که مردم به دیدن این نوع فیلم‌ها عادت می‌کنند و در نتیجه فروش فیلم‌های عرضه شده در شبکه نمایش خانگی بالا می‌رود و در نتیجه بنیه مالی سینمای ایران تقویت خواهد شد. البته این روند مثبت زمانی نتیجه بهتر می‌گیرد که این پول‌ها توسط تهیه‌کنندگان دوباره به چرخه تولید برگردد و بازار تولید فیلم‌های خانواده پسند بالا رود.

سارا بختیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها