رمضان که به نیمه میرسد، بوی تو میآید و ما با تمام وجود مهر و عطوفت و کرامت تو را حس میکنیم. از آن روزی که نامت را شنیدیم، معبری از نور و روشنایی از قلبمان به سوی آسمانها باز شد و نام تو ما را آسمانی کرد.
مولای همه خوبان، رمضان که به نیمه میرسد ما بیش از هر روز دیگری به رحمت و مغفرت پروردگار امیدوار میشویم، چرا که تو را شفیعی یافتهایم بس بلند مرتبه و مقرب، شفیعی که دستگیر همه نیازمندان و گنهکاران است.
تو همان بزرگی هستی که هر گاه از تو خواستیم و طلب کردیم، باران کرامتت بیدریغ بر سر ما بارید و هر گاه که خواندیم تو را، لبیکمان گفتی.
راز و نیاز بندگان در مهمانی خدا، با ابراز محبت به تو، دیدنیتر است و لابهلای نجوای پروردگار، یاد توست که امید اجابت را در دل زنده میکند، آن گاه که به پروردگار عرضه میداریم: «اگر مرا از درگاه خویش برانی، من هرگز از آستان پرعظمتت دست نخواهم کشید.»
رابطه ما با تو از روز ازل مبنایی عاشقانه داشته و خدای عزوجل گویی گل وجود ما را با محبت و دوستی تو سرشته است. اگر اینچنین نبود چرا نامت را که بر زبان میآوریم دلهایمان میلرزد و سیلاب اشک بر گونههای کویریمان جاری میشود.
حسن(ع) یعنی عشق، محبت، غربت، عطر یاس، ریحانه دل پیامبر(ص)، این نام همیشه ما را با خداوند آشتی داده است. ما با ذکر نام تو هزاران هزار بار به خدا نزدیکتر میشویم.
حسن(ع) یعنی شبیهترین مردم به پیامبر، همان که هر گاه اصحاب بر رخسار نورانیاش مینگریستند، خاطرات رسول خدا (ص) برایشان تداعی میشد.
حسن(ع) یعنی دریای کرامت، بخشش، عطا، بزرگواری و رحمت. هم او که هرچه طعم محبتش را بچشیم، سیراب نخواهیم گشت، همان که دریای وجودش بیکران است، بیمنتها و بدون پایان.
حسن(ع) یعنی فرزند فاطمه(س)، هم او که در مدینه نیز غربتش را عیان میبینیم، آن هنگام که نمیتوانیم حتی در بقیع، برایش اشک بریزیم.
حسن(ع) یعنی چشمهسار فضیلت، هم او که وارث فضیلتهای علی(ع) است، برادر بزرگتر حسین(ع)، نخستین نوه پیامبر.
حسن(ع) یعنی ناامید نشدن از رحمت خدا، یعنی رحمت خدا، آنجا که در قرآن خطاب به بندگانش میفرماید: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کردهاید، از رحمت پروردگار خویش نومید نشوید.»
حسن(ع) یعنی نشست و برخاست با بیچارگان و فقیران، همسفرگی با بیماران، یعنی فرو خوردن خشم، دندان روی جگر گذاشتن... و داغ دل را پنهان ساختن.
مهمانی خدا با قدوم تو برکتی صدچندان مییابد، نام تو ترجمان هل اتی و تداعی کننده شکوه و عظمت مباهله است. تو تجسم حقیقی عصمت و طهارتی هستی که خداوند در قرآن کریم آن را مخصوص اهل بیت پیامبر خوانده است.
کریمان در برابر شکوه کرامت تو زانو میزنند و بخشندهای نیست که از سایهسار جود و عطایت بهرهای نبرده باشد.
زاد روز ولادت تو گویی مطلع غزل عاشقانه لیله القدر است، مصرع نخستین غزل آشتی با رب کریم و ما این غزل را زیر لب این گونه میسراییم: الهی به حق حسن...
تو خلاصه همه خوبیهایی، عصاره هر چه خیر است، کانون نور و روشنایی و تلالو.
ما امروز شادمانیم، به خاطر آمدنت، برای منت نهادنت بر خلق، به شکرانه این نعمت گرانقدر الهی که بر ما بندگان ناچیز و کم مقدار عطا فرمود، ما شادمانیم و این شور و شعف را به هیچ بهایی نخواهیم فروخت.
به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد
تو را در این سخن انکار کار ما نرسد
اگرچه حسنفروشان به جلوه آمدهاند
کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد
به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز
به یار یک جهت حق گذار ما نرسد
هزار نقش برآید زکلک صنع و یکی
به دلپذیری نقش نگار ما نرسد
هزار نقد به بازار کائنات آرند
یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم