در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تا پایان زمان اوقات فراغت حتی برای کسانی که تمام وقت در این فصل کار کردهاند، کمی بیشتر از دوهفته باقی مانده است.
شاید این دو هفته فرصت مناسبی باشد تا عملکرد متولیان اوقات فراغت در کشور محک بخورد و کم و کاستیهای این حوزه بررسی شود. فصل اوقات فراغت رو به پایان است، هنوز وعدههای بسیاری از مسوولان سازمانهای مختلف را که در ابتدای تابستان از برنامههای خود و ضرورت توجه به اوقات فراغت جوانان و دانشآموزان و دانشجویان و خانوادهها سخن گفتند، به یاد داریم. چند درصد از این برنامهها اجرا شد؟ و اصلا برنامهای برای غنیسازی اوقات فراغت مردم اجرا شده است یا خیر؟ و چرا بسیاری از برنامههای اجرا شده به چشم نمیآید یا به تقاضای موجود پاسخ نداده است؟
حدود 13 نهاد و سازمان دولتی و شبه دولتی (عمومی)، بهعنوان متولی ساماندهی اوقات فراعت تعیین شدهاند. هر چند این سازمانها در تمام طول سال چنین مسوولیتی دارند اما بخش عمده اقداماتشان قرار بود، در تابستان اجرا شود.
تابستان امسال هم دانشجویان و دانشآموزان شاهد اجرای برنامههای غنی سازی بودهاند که هر چند هنوز مشخص نیست چند درصد جمعیت دانشآموزی و دانشجویی از این برنامهها بهرهمند شدهاند، اما تکراری و غیرجذاب بودن این برنامهها در بیرغبتی مخاطبانشان بیتاثیر نبوده است. هر چند وزارت آموزش و پرورش تنها دستگاهی بوده که بیشترین حجم برنامههای غنیسازی اوقات فراغت دانشآموزان را اجرا کرده اما 12 نهاد متولی دیگر گویا تنها در اسم مسوولیت ساماندهی فراغت داشتهاند یا حجم تقاضای جامعه برای استفاده از اوقات فراغت تا آنجاست که اقداماتشان در این حجم تقاضا، گم شده است. در حالی که ابتدای تابستان هر سال، زمان مناسبی است تا مخاطبان برنامههای هر نهاد مشخص و تعریف شود و برمبنای آن تقسیم کار صورت گیرد. به نظر میرسد موازی کاری و نبود متولی واحد و از همه مهمتر ضعف نهادهای نظارتی به طور عینی مقوله ساماندهی اوقات فراغت مردم را به انزواکشانده است.
به عنوان تنها یک نمونه آشکار میتوانیم وضعیت بوستانهای شهر را مثال بزنیم که بخشی از آنان زیرنظر شهرداری و بخشی دیگر زیرنظر سازمان حفاظت محیط زیست و البته تعدادی هم تحت نظر سازمانهای دیگر است. در شهری که یکی از مهمترین برنامههای اوقات فراغت خانوادهها، رفتن به بوستانهای شهر آن هم در فصل تابستان و تا پاسی از شب است، متاسفانه وضعیت تاسفبار این بوستانها تنها یک نشانه از نبود برنامه و متولی در توجه به اوقات فراغت مردم است. بوستانهای تاریک بدون روشنایی، سرویسهای بهداشتی)!( غیربهداشتی و بدون شیرآب و مایع دستشویی، نبود بوفه و مراکز توزیع تغذیه سالم، نبود پارکینگ و پارکبان و مامور حفظ امنیت محیط و... با توجه به حجم انبوده مراجعه خانوادهها به این بوستانها نشان میدهد؛ در تامین حداقل امکانات غنیسازی اوقات فراغت مردم، ناتوانیم. حال تصور کنید 13 نهاد متولی قصد دارند با اجرای برنامههای فرهنگی اجتماعی، با عنوان اوقات فراغت به غنی شدن تفکر و فرهنگ جوانان و همراهی با خرده فرهنگهای موجود نیز کمک کنند، چنین بینظمی در وهله نخست نشان از نبود ناظر و متصدی واحد و از سوی دیگر، رها شدن متولیان اوقات فراغت به حال خود است.
کتایون مصری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: