در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در آستانه مسابقههای جهانی دانمارک به عنوان یکی از نفرات باتجربه تیم وضعیت آمادگی ملیپوشان و به طور کلی شرایط حاکم بر اردوی تیم ملی را چطور ارزیابی میکنی؟
وضعیت کلی تیم و وضعیت آمادگی تمامی ملیپوشان خوب است. در آستانه مسابقههای جهانی هرچند در تورنمنت سنگین جام زیلکوفسکی لهستان شرکت کردیم، اما خوشبختانه با نتایجی که در این مسابقههای کسب شد، همه اعضای تیم با روحیهای عالی به کشورمان بازگشتند. نکته بارز این مسابقهها این بود که برای اولین بار قلب نفرات تیم برای همدیگر میتپید و همه نگران نتایج سایر همتیمیهایشان بودند. یعنی فضای تیم واقعا طوری بود که همه نفرات تیم دلشان میخواست همتیمیهایشان برنده از تشک خارج شوند. این مساله از آن جهت حائز اهمیت است که اگر تیمی صددرصد آماده باشد، اما روحیه تیمی نداشته باشد به هیچ عنوان نمیتواند به موفقیت دست یابد. در مقابل اگر یک تیم تنها به 60 درصد آمادگی رسیده باشد و روحیه تیمی داشته و یکدل باشد، مطمئنا موفق خواهد بود.
همانطور که گفتی، وجود روح تیمی در میدان ورزش عامل اصلی برای دستیابی به موفقیت است، هرچند کشتی یک رشته انفرادی است، اما باز هم روح تیمی در موفقیت رشتههای انفرادی هم بسیار موثر است، حال سوال اینجاست که به نظرت این روح تیمی چگونه در تیم ملی کشتی آزاد ایجاد شد؟
یقینا این روح تیمی را کادر مربیان یک تیم به وجود میآورند. البته منظورم این نیست که کادر مربیگری پیشین تیم خیلی بد بوده یا کار مربیان فعلی بسیار خوب است. در واقع هنر یک پدر در خانواده این است که همه فرزندانش را به یک چشم ببیند و هیچ تبعیضی میان آنها قائل نشود. مربی هم مثل پدر یک خانواده است؛ مربی باید بین شاگردانش مهربانی و صمیمیت ایجاد کند. طبیعی است که پدر یک خانواده به فرزندان خود نمیتواند یا نمیشود که به یک اندازه امکانات بدهد، چراکه شرایط همه متفاوت است. یکی در ورزش مستعد است و دیگری در اقتصاد، برای این که بین این دو نفر اختلاف و کدورتی به وجود نیاید، اگر به یکی امکانات جداگانه یا یک امتیاز ویژهای بدهد، نباید نفر دوم بفهمد، به این میگویند مدیریت اصولی. در جمع و در گفتار نباید طوری عمل کرد که حس حسادت در تیم ایجاد شود، در گذشته این قبیل مسائل در اردوهای تیم ملی بود و خوشبختانه امروز دیگر شاهد آن شرایط نیستیم.
تحولی که در کادر فنی تیم ملی پس از بازیهای المپیک ایجاد شد، این بود که فدراسیون یک کادر فنی جوان را برای هدایت تیم ملی انتخاب کرد. به نظرت همین جوان بودن کادر فنی و اختلاف سنی کم میان مربی و کشتیگیر در ایجاد روحیه همدلی تیم موثر بوده است؟
من احترام بسیار زیادی برای پیشکسوتان قائل هستم، اما به نظرم در هر صنفی افراد باید حرف همدیگر را بفهمند. یک مربی هم باید حرف شاگردش را بفهمد و برعکس. حال اختلاف سنی کم باشد یا زیاد مهم نیست. در مقابل اگر حرف همدیگر را درک نکنند، اگر مربی قهرمان جهان و المپیک هم باشد یا یک کشتیگیر بدون مدال باشد، نمیتوانند با هم کار کنند. مثالی در این باره میزنم؛ وقتی یک کشتیگیر ملیپوش روی تشک مسابقه حاضر شود و احساس کند آن مربی که در کنار تشک حضور دارد دلش با او نیست یقینا نمیتواند موفق باشد. یعنی وقتی یک ورزشکار این احساس را داشته باشد که پشت سرش کسی هست که دلش میخواهد او نتیجه بگیرد، بسیار در نتیجه کار او موثر خواهد بود. خوشبختانه هماکنون این وضعیت در تیم ایجاد شده و همه ملیپوشان با همدلی در کنار یکدیگر قرار دارند.
از وجود روح تیمی به عنوان یک عامل موفقیت تیم ملی در جام زیلکوفسکی نام بردی. موفقیتی که میتواند یک شارژ روحی پیش از شرکت در مسابقههای جهانی دانمارک باشد. سوال دیگری که وجود دارد این که موفقیت در لهستان در چه شرایط فنی به دست آمد، به عبارت دیگر سطح فنی مسابقهها چطور بود؟
در این زمینه فکر میکنم اگر تنها یک جمله را به زبان بیاورم شما هم پی میبرید که سطح فنی مسابقهها بالا بود. این که در همه اوزان از 55 گرفته تا 120 کیلوگرم شاهد حضور قهرمانان جهان و المپیک بودیم. در 55 نفر سوم المپیک، در 60 نفرات دوم و سوم المپیک، در 74 و 84 مدالداران المپیک، در 96 قهرمان المپیک و جهان و در 120، هم شیماروف حضور داشت و هم موتالیموف. خوشحالم که کل تیم و از جمله خودم در این مسابقهها به موفقیت دست یافتیم و همه دیدیم که مزد حضور پنج شش ماهه در اردوهای تیم ملی ما را به جایی رساند که از همه حریفان و رقیبانمان به مراتب آمادهتر باشیم. جام زیلکوفسکی نشان داد روند آمادهسازی تیم ملی بسیار خوب پیش میرود، امیدوارم با حفظ و تداوم این روند در مسابقههای جهانی هم بتوانیم موفق باشیم.
خاطره تلخی که از کشتی ایران پس از المپیک در اذهان علاقهمندان به ورزش باقی مانده مسابقههای جام جهانی تهران بود، آن شکست تلخ تو در آخرین دیدار تیم و در نتیجه مغلوب شدن تیم، اما موفقیت در لهستان توانست آسیب روحی ناشی از شکست در جام جهانی را جبران کند؟
جام جهانی برای من مشکل روحی ایجاد نکرد، آن شکست تنها یک اتفاق بود. هر بزرگی در هر کاری اشتباه مرتکب میشود. ما در چند سال اخیر بزرگتر از علیرضا حیدری در کشتی نداشتیم که او هم در مسابقههای جهانی در 12 ثانیه مدالی را که شایستگی گرفتن آن را داشت، از دست داد.
پیش از اشتباه جام جهانی تهران، در المپیک هم در چند ثانیه مدال را از دست دادی؟ چرا باید این اشتباهات ادامه داشته باشد؟
به نظر من اشتباه اجتنابناپذیر است و در طول دوران قهرمانی برای هر ورزشکاری پیش میآید. همه بزرگان هم اشتباه میکنند، در المپیک هم من اشتباه کردم. خوشحالم از این که در 10 سال اخیر که عضو تیم ملی شدم حق هیچ کشتیگیری را ضایع نکرده و حق هیچکس را نخوردهام. یعنی بهترین نفر سنگینوزن ایران هستم که دوبنده تیم ملی را پوشیدهام.
البته در مقطعی هم حقت برای پوشیدن دوبنده تیمملی نایده گرفته شد.
تصمیمی بود که مربیان تیم ملی در آن زمان گرفتند و به نظر خودشان تصمیم درستی گرفتند، تاکید میکنم که به نظر خودشان.
اما غیبتات در مسابقههای انتخابی این مساله را به دنبال داشت که عدهای انتقاد کنند فردین معصومی بدون شرکت در انتخابی به عضویت تیم ملی درآمده و این یک نوع حقخوری است.
این بیانصافی است. در این سالها همواره با شرکت در مسابقههای انتخابی به عضویت تیم ملی درآمدهام و همه حریفانم را شکست دادهام. اگر امسال در مسابقههای انتخابی شرکت نکردم به دلیل این بود که در دو سه میدان بزرگ کشتی گرفتم. مسابقههای جام جهانی تهران، مسابقههای جام تختی و مسابقههای قهرمانی آسیا. من همه حریفان داخلیام را سه چهار بار شکست دادهام. این که برخی جوانان میگویند بدون انتخابی به عضویت تیم ملی درآمدهام، اصلا حرف درستی نیست و نباید ذهن مردم را با این اظهارنظرها مغشوش کنند. همیشه این برایم مهم بوده و هست که فرداروزی که کشتی را کنار گذاشتم کسی نتواند بگوید با سلام و صلوات به عضویت تیم ملی درآمدهام. من همیشه با توکل به خدا و پشتکارم به تیم ملی رسیدهام. ضمن این که نباید این حرف را نادیده گرفت که تصمیم کادر فنی هم این بوده که به دلیل شرکت در 3 مسابقه سنگین، در مسابقههای انتخابی شرکت نکنم.
بیشک در آستانه رقابتهای جهانی باید از حاشیهها پرهیز کرد تا به نتیجه لازم رسید.
بعضیها میخواهند من را وارد حاشیه کنند، غافل از این که خیلی باتجربهتر از این حرفها هستم. من برای نفر هفتم تیم ملی و همه حریفانم احترام قائلم، اگر آنها نبودند امروز من هم نبودم. من نباید پاسخگوی عدم شرکتم در مسابقههای انتخابی باشم. این صلاحدید سرمربی تیم است و این اختیار را او دارد که کشتیگیران را از شرکت در مسابقههای انتخابی معاف کند. هر کس باید جایگاه خود را بداند. پهلوانی فقط مدال نیست.
گفتی مسابقههای جام زیلکوفسکی نشان داد روند آمادهسازی تیم ملی خوب پیش میرود، در این چندماه اخیر وضعیت امکانات اردوهای مختلف هم راضیکننده بوده است؟
امکانات در اردوهای مختلف و از جمله اردوی اردبیل بسیار خوب بود که امروز میگوییم روند آمادهسازی تیم بخوبی پیش میرود. در این میان نکتهای که باید مد نظرمان باشد این است که نباید تنها به فکر کسب مدال باشیم. لذتی که در محبت و خوشحالی مردم وجود دارد، بالاترین پاداش است. واقعا مردم آنقدر به من محبت دارند که شرمنده آنها هستم. همین محبت مردم محرکی است که مرا وادار میکند با جان و دل برای کشورم روی تشک بجنگم و افتخارآفرین باشم. این همه امکانات در اختیار ما قرار میگیرد که دل هموطنانمان را شاد کنیم، باید پرچم کشورمان را به اهتزاز دربیاوریم، پرچمی که اگر امروز برافراشته است به برکت خون شهدای گرانقدری است که در برابر دشمن متجاوز با شهامت ایستادند و ما هم باید با جان و دل برای این کشور مبارزه کنیم. اگر امروز در خیابان به من میگویند پهلوان سلام، نباید فراموش کنم که خون جوانان زیادی ریخته شده که کشور ما به دست دشمن نیفتد. باید قدردان این محبتهای مردم باشیم و خود را بالاتر از مردم نبینیم.
با توجه با این که در جهان حریفان شناختهشدهای داری، طی این مدت چه کار کردهای تا با رفع نقاط ضعف خود، با قدرت بیشتری در مقابل آنها در دانمارک قرار بگیری؟
در چند وقت اخیر با کمک مربیان روی نقاط ضعف و قوتم خیلی کار کردم. کشتی ورزش بیرکوردی است و نمیتوان گفت امروز که موتالیموف را بردم هفته دیگر هم میبرم. همه آنهایی را که شکست دادم باز هم حریفان بسیار جدیام هستند. با توجه به این نکته، باید روی نقاط ضعفم بیشتر از اینها کار کنم. از طرفی با توجه به این که 2 سال اخیر در مسابقههای جهانی و المپیک ناکام بودهام همه تلاشم را میکنم که در دانمارک با کسب یک مدال خوشرنگ جبرانمافات کنم. هرچند به نوعی بدشانسی آوردهام، اما امیدوارم در دانمارک با کسب مدال من و همه همتیمیهایم بتوانیم دل مردم را شاد کنیم. در مسابقههای جهانی دانمارک برای مدال طلا میجنگم. وقتی در المپیک حریف آمریکایی را بردم، احساس میکردم مدال المپیک در دستم است و آن اشتباه بزرگ در ثانیههای آخری پیش آمد. یک چیزی را فراموش کرده بودم که اگر خدا نخواهد یک برگ هم از درخت نمیافتد. همه تلاشم را میکنم به خوشرنگترین مدال دست یابم؛ هرچند کشتی قابل پیشبینی نیست اما قول میدهم کمفروشی نکنم.
به هر حال و به دنبال ناکامی در المپیک پکن، کل کشتی ما باید در دانمارک نتیجه بگیرد تا بدهکاری خود را جبران کند.
واقعیت این است که هر وقت کشتی ما رو به جلو حرکت کرده و افتخارآفرین بوده کل ورزش ما رو به جلو حرکت کرده است. چون کشتی ورزش اول است و نتایجش در المپیک به عنوان سنگ محک همه ورزش ایران مورد توجه قرار میگیرد. رشتههای تیمی با حدود 20 نفر به رقابتهای آسیایی و المپیک میروند و تنها شانس کسب یک مدال دارند، اما کشتی شانس کسب هفت مدال را دارد. این در حالی است که شاید هزینه حضور کشتی در میادین بزرگ به اندازه هزینه لباسهای فوتبالیستهاست! البته نمیخواهم بگویم فوتبال را تعطیل کنند، این رشته هم خیلی علاقهمند دارد، اما وقتی میگوییم کشتی ورزش اول کشور ماست و ریشه تاریخی دارد، باید به کشتی بیشتر برسند. در دوحه تا وقتی کشتی شروع نشده بود، همه جایگاه ورزش ایران را دیدند و پس از طلاهای ارزشمند کشتی شرایط عوض شد.
یعنی تنها نیاز واقعی کشتی ایران برای رسیدن به اوج را در تامین امکانات میبینی؟
البته در کنار تامین امکانات باید به فکر فرهنگسازی در کشتی بود. زمانی که من 10 سال پیش به عنوان یک کشتیگیر جوان در اردوی تیم ملی بودم و بزرگانی مثل برادران خادم، محمدی، طلایی، جدیدی، دبیر، حیدری و ... حضور داشتند ما جوانترها حتی به خود جرات حرف زدن نمیدادیم، اما متاسفانه امروز برخی جوانان حرمتها را از بین میبرند. باید یک فکر اساسی در این زمینه کرد.
به نکته جالبی اشاره کردی. روزی جوان تیم ملی بودی و امروز بزرگتر تیم، این اتفاق چه احساسی را در تو ایجاد کرده است؟
احساس مسوولیت خیلی سخت و آزاردهنده است. همه کشتی را یک ورزش پهلوانی میدانند، شاید اگر در ورزشهای دیگر اتفاقی بیفتد بازتاب چندانی ندارد، اما وقتی یک کشتیگیری که نفر سوم جهان است اشتباه کوچکی مرتکب میشود، هیچکس نمیتواند آن را هضم کند. بنابراین هر فردی که کشتی را انتخاب میکند باید همه جوانب آن از جمله مردمی بودن و آداب پهلوانی را در نظر بگیرد. در اردوی تیم ملی هم باید همین وضعیت باشد. مدال گرفتن چند صباحی است و روزی به آخر خط میرسد. ادب، معرفت و پهلوانی ماندگار است. جوانان باید بیشتر احتیاط کنند و باید بدانند این روز، فردا هم برای آنها وجود دارد. آنها روزی بزرگ میشوند و جوانترها میآیند و اگر مسائل مشابه پیش بیاید، اذیت خواهند شد. البته شاید بعضیها اذیت نشوند چون گذشته را ندیدهاند و با بزرگان نبودهاند.
زمزمههایی مبنی بر خداحافظیات از دنیای قهرمانی به گوش میرسد. این شایعهها تا چه حد صحت دارد و به طور کلی تا چه زمانی به کشتی گرفتن ادامه میدهی؟
برخلاف صحبتهایی که درباره زمان خداحافظی من میشود، باید بگویم من دوبنده تیم ملی را به سختی از آقای رضایی تحویل گرفتم و تا زمانی که در ایران از کسی شکست نخورم، به حضورم در تیم ملی ادامه میدهم. اگر روزی احساس کنم به آخر خط رسیدهام، خودم میروم. البته فعلا تا المپیک هستم و امیدوارم بتوانم در المپیک لندن مدال بگیرم.
امید توفیقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: