در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با گزارش این موضوع به مرکز فوریتهای پلیسی 110 تهران و عزیمت ماموران به محل حادثه، مرد مجروح سعید به بیمارستان منتقل شد و پس از یک هفته جدال با مرگ، سرانجام براثر شدت جراحات جان باخت. پس از آن، دستور قضایی لازم برای انتقال جسد به پزشکی قانونی صادر و پرونده برای پیگیری ادامه تحقیقات به اداره 10 آگاهی تهران ارجاع شد.
جستجو برای دستگیری قاتل مسلح
با آغاز تحقیقات در این زمینه ماموران متوجه شدند که مقتول کارمند شهرداری بوده و یکی از شاهدان عینی عنوان کرد: هنگامی که مرد مهاجم گلولهای به سینه مقتول شلیک کرد، وی نقش زمین شد و در ادامه درگیری، مرد مهاجم 2گلوله دیگر به سوی وی شلیک کرد و آنگاه با سرقت تلفن همراه و کلید خودروی وی متواری شد.
بازپرس شهریاری ادامه داد: با چهرهنگاری از قاتل فراری و تحقیق از همسر مقتول، وی ادعا کرد، عامل جنایت مردی به نام مجید است که از مدتها قبل برای او مزاحمت تلفنی ایجاد کرده و روز حادثه هم، شوهرش مقتول به ملاقات وی رفته بود.
با فاش شدن این موضوع، معلوم شد مجید همکار مقتول بوده و از روز حادثه به طرز مرموزی ناپدید شده است.
تحقیات ادامه پیدا کرد تا عاقبت پاتوق قاتل فراری در بوستان ساعی شناسایی شد و این محل به محاصره پلیس درآمد. مجید متهم به قتل وقتی در محوطه بوستان ساعی متوجه حضور ماموران شد، اقدام به فرار کرد که با تیراندازی از سوی پلیس، از ناحیه پا هدف اصابت گلوله قرار گرفت و دستگیر شد.
اعتراف به قتل
با انتقال متهم به اداره 10 آگاهی تهران وی مورد بازجویی قرار گرفت و به قتل همکارش اعتراف کرد و گفت: سعید مقتول وقتی متوجه شد برای همسرش ایجاد مزاحمت میکنم، مرا تهدید کرد. به این ترتیب 4 ماه بعد، سلاحی خریدم و تصمیم گرفتم او را بترسانم. بنابر این روز حادثه وقتی سعید را دیدم با او درگیر شدم به سوی وی شلیک کردم و او را به قتل رساندم و فرار کردم.
به دنبال اظهارات متهم، وی پس از بازسازی صحنه قتل روانه زندان شد و پس از صدور کیفرخواست و ارسال پرونده قضایی به دادگاه کیفری استان تهران، پای میز محاکمه نشست و با توجه به درخواست اولیای دم مبنی بر قصاص، در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه و به مرگ محکوم شد و حکم صادره بعد از تایید قضات دیوان عالی کشور به اجرای احکام دادسرای جنایی تهران ارسال شد و متهم در یک قدمی مجازات قرار گرفت.
راز جنایت در آستانه مرگ قاتل برملا شد
بازپرس شهریاری افزود: در حالی که عامل جنایت در آستانه مرگ قرار گرفته بود، همچنان یک ابهام در پرونده قضایی وجود داشت که نشان میداد، قاتل پیش از آخرین شلیک به سوی مقتول، رازی را برای او بازگو کرده و بعد به وی شلیک کرده است.
باتوجه به این که احتمال میرفت، این راز پنهان به همسر مقتول مرتبط باشد، تحقیقات دوباره پس از 3 سال از وقوع حادثه آغاز و معلوم شد، عامل جنایت با همسر مقتول ملاقاتهای پنهانی داشته است.
با به دست آمدن این اطلاعات، زن مقتول به دادسرا احضار و مورد بازجویی قرار گرفت تا این که 2 روز قبل به دنبال اظهارات متناقض، راز قتل شوهرش را که 3 سال در قلب خود پنهان کرده بود برملا کرد.
اعتراف زن مقتول پس از سکوت 3 ساله
زن مقتول در اظهاراتش به بازپرس پرونده گفت: به دنبال اختلاف با شوهرم، با همکار وی عامل جنایت آشنایی پیدا کردم و رابطه پنهانیمان شکل گرفت و شوهرم وقتی از ماجرا اطلاع یافت، به دیدن همکارش رفت، اما هدف گلولههای وی قرار گرفت و کشته شد. پس از قتل شوهرم، عامل جنایت به من وعده داد که بزودی با هم ازدواج میکنیم و دیگر مزاحمی برسر راه زندگیمان نیست، اما او لو رفت و دستگیر شد و کاخ آرزوهایمان فرو ریخت. بنابر این گزارش، زن مقتول به اتهام معاونت در قتل شوهرش، پس از 3 سال پنهان کردن راز جنایت ، روز گذشته با قرارقانونی از سوی بازپرس شهریاری، رئیس شعبه هفتم دادسرای جنایی تهران روانه زندان شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: