این مساله در کنار حق پخش تلویزیونی، فروش بازرگانی، حق ترانسفر بازیکن تبلیغات محیطی، تبلیغات روی لباس و فروش محصولات (مارک و برند) راههای درآمدزایی یک باشگاه ورزشی در جهان است.
با این حال لیگ فوتبال کشور ما 8 تا 9 سال است که حرفهای شده و برای این لیگ براساس شرایط فوتبال کشور خودمان، قوانین و مقرراتی تدوین شده است. به همین دلیل صرف این که یک بخش از قضیه را بدون توجه به پارامترهای دیگر دنبال کنیم، نتیجه مطلوبی عاید ما و ورزش کشورمان نمیشود.
برای دستیابی به هدفی چون بلیتفروشی از سوی باشگاهها، به چند موضوع باید توجه داشت تا این امر با تدوین و سازماندهی مقرراتی مناسب محقق شود. من هم از حق بلیتفروشی مستقیم باشگاهها دفاع میکنم، اما معتقدم در این مورد باید از شتابزدگی دوری جست و با توجه به جمیع موارد، نسبت به انجام این کار اقدام کرد.
در شرایط فعلی به نظر میرسد برای رسیدن به این مهم باید چند محور از سوی باشگاهها مورد توجه قرار بگیرد تا بتواند به ساماندهی و نظاممند شدن بلیتفروشی از سوی باشگاهها کمک کند.
1- فیزیک ورزشگاه 2- صندلی شمارهدار 3- گیتهای کنترل الکترونیکی 4- نحوه تقسیم بلیت و قیمت آن 5- توجه به بخشهایی که خود را مالک قسمتی از درآمد حاصل از بلیتفروشی میدانند (از جمله مسوولان ورزشگاهها، نیروی انتظامی، هیاتها و فدراسیون فوتبال)
با توجه به جمیع این موارد است که میتوان با راهاندازی کارگروه ویژهای، نظام جامع بلیتفروشی را تدوین کرد و به جمعبندی برآیند آرا و منافع همه عوامل پرداخت.
از آنجا که باشگاهها باید در بلیتفروشی، صاحب بیشترین منافع شوند، خود باشگاهها هم باید پیشقراول این اقدام شوند و با ارائه طرح پیشنهادی خود به مجاری قانونی آن، یعنی فدراسیون فوتبال کار را دنبال کنند، چه درغیر این صورت و از طریق ایجاد موجهای رسانهای، دستاوردی جز تولید تعدادی موافق و مخالف ایجاد نمیشود و باشگاهها هم در این صورت به حقوق خود نمیرسند.
به طور کلی، مسیر اعاده حق باشگاهها در رسیدن به درآمد بلیتفروشی و تغییر نظام موجود، مثل همه تغییرات اساسنامهای، از طریق جمعبندی نظرها و پیشنهادها در سازمان لیگ ارائه به فدراسیون فوتبال و تصویب در هیات رئیسه فدراسیون انجام میگیرد.
محمدرضا ساکت
مدیرعامل باشگاه فولاد سپاهان اصفهان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم