رسانه در ضیافت رمضان

رسانه‌ها بخصوص رسانه دیداری و شنیداری یعنی صدا و سیما در ماه مبارک رمضان نقش و جایگاه مهمی دارند. به جرا‡ت می‌توان گفت تلویزیون در این ماه سنگین‌ترین بار مسوولیت را در میان دیگر رسانه‌ها بر دوش می‌کشد، چون بیش از همه نمونه‌های دیگر، اختیار و انتخاب مخاطبش را سلب یا دست‌کم محدود می‌کند. تلویزیون امروزه به یکی از ضروری‌ترین نیازها برای زندگی تبدیل شده و خیلی‌ها حتی یک روز هم نمی‌توانند خاموشی تلویزیون منزل خود را تاب بیاورند. این البته عیب است و نقص؛ اما با این توجیه نمی‌توان از تلویزیون رفع تکلیف نمود. دست‌اندرکاران صدا و سیما در این عصر سیطره تکنولوژی بر زندگی بشر، خواسته یا ناخواسته نقش تعیین‌کننده‌ای در سمت و سودهی و هدایت مخاطب خود به «صلاح» یا «فساد» دارند.
کد خبر: ۲۷۶۸۶۷

تلویزیون چگونه می‌تواند «مصلح» باشد و چگونه و در چه صورتی «مفسد» خواهد بود؟ ابتدایی‌ترین شیوه برای درصدد برآمدن برای پاسخگویی به این سوال، توجه به ظاهر رسانه است یا به عبارت دیگر، دیدن با چشم سر. در این صورت معلوم است که رسانه‌های غربی مفسدترین و رسانه‌های شرقی و یا رسانه‌های اسلامی ‌مثل رسانه ملی ما مصلح‌ترین رسانه‌های جهان خواهند بود. اما این پاسخ ظاهری هیچ‌گاه ما را به مقصد واقعی نمی‌رساند. راه درست، دیدن با چشم بصیرت و تعقل است یا به تعبیر سهروردی «دیدن با نظر استدلال» یا «دیدن محققانه.»

زیاد شنیده‌ایم و گفته‌ایم و خوانده‌ایم و نوشته‌ایم که فرهنگ رسانه‌ای غرب، از اساس فاسد و ویرانگر است. اما آیا اندیشیده‌ایم که چرا چنین است؟ آیا می‌پنداریم فساد فرهنگ رسانه‌ای غرب در پوشش بازیگران زن فیلم‌هایش و یا در صحنه‌های غیراخلاقی آنهاست؟ اگر چنین باشد که سانسور ساده‌ترین راه‌حل برای مصلح کردن آثار رسانه‌ای مفسد است و اصلا این همه بحث و نظر و چون و چرا برای شناختن غرب و ماهیت رسانه‌ای مخرب آن، نه فقط لازم نیست که اساساً کاری بیهوده است و از جنس لقمه را دور دهان چرخاندن. اما این‌گونه نیست. صلاح و فساد، مقوله‌هایی عمیق‌تر و ریشه‌ای‌تر از این تلقی‌های ظاهربینانه هستند و کار ما مبارزه با ریشه‌ها بایست باشد نه برگ‌ها و میوه‌ها: «فقاتلوا ائمه` الکفر: پس با «پیشوایان» کفر بجنگید.( »توبه،12)

ریشه فساد در فرهنگ رسانه‌ای غرب، «دعوت به خود» است در مقابل «دعوت به خدا.» در اینجا هم باز می‌بایست تأکید کنیم که لازم است در دام برداشت‌های سطحی ظاهربینانه گرفتار نشویم و مثلاً نپنداریم که رسانه همیشه باید همچون مبلغی مذهبی در حال موعظه و اندرز مستقیم مخاطب خود باشد و پیوسته مشغول برحذر داشتن او از موارد مصداقی نه مفهومی گناه و معصیت. دعوت به خود، اگر در راستای خودشناسی باشد عین دعوت به خداست و همین‌طور دعوت به خدا، اگر بیگانه با شناخت و معرفت و فهم و اختیار باشد دعوت به خود است. اگر می‌گوییم فرهنگ رسانه‌ای غرب از ریشه فاسد است به این خاطر است که نه فقط محتوای بیانی آن که حتی از آن مهم‌تر، قالب بیانی‌اش هم در راستای ایجاد نیاز کاذب برای مخاطب و به این وسیله محتاج و نیازمند کردن او به خود و در نتیجه سلب اختیار و آزادی او است و در یک کلام «تخدیر» او. تخدیر هم یعنی فرار از اختیار و فرار از اختیار یعنی فرار از انسانیت و در نتیجه ماندن در حیات نازل حیوانی و نباتی (گیاهی.) این نتیجه نیز همان غایت قصوای شیطان از فریب آدمی ‌است که نام آن «دعوت به نفس» یا «دعوت به خود» نه برای شناخت نفس، بلکه برای اسارت در چنگال آن است. در مقابل، دعوت به خدا یعنی دعوت به شناخت و آگاهی و فهم؛ چراکه «من عرف نفسه فقد عرف ربه: هر که خود را شناخت، خدایش را شناخته است.»

پس با این حساب برخی از آثار به ظاهر شیطانی رسانه‌های غربی مصلح هستند و برخی از آثار به ظاهر ربانی رسانه‌های ما مخرب. حال چاره چیست؟ اقبال مشتاقانه به فرهنگ غرب آن هم در زمانی که قدرت تشخیص خوب و بد آن را آن طور که باید و شاید نداریم و عموماً برای شناخت تنها به ظواهر که خود حجاب و مانع هستند تکیه می‌کنیم قطعاً چاره این نیست. از آن طرف بام هم نباید افتاد. یعنی نمی‌توانیم به بهانه ضعف‌های خود، در این عصر انفجار اطلاعات، دست به دامان حذف و سانسور گسترده بشویم و به خیال خام خود، راه را بر ورود فرهنگ بیگانه ببیندیم. پس چه باید کرد؟

شاید تنها راه ، همان راه‌حلی باشد که خداوند در این ماه مبارک برای ارتقای ارزش معنوی بندگان خود، همگان را به آن دعوت نموده است. یعنی همان تقوا و خویشتنداری و اجتناب به قصد شناخت خود و به دنبالش شناخت خدا که مظهر تمام و کمال «حقیقت» است. ما اگر می‌خواهیم هم در شناخت خوب و بد رسانه غرب موفق باشیم و هم در تولید آثار فاخر و متعالی و مناسب با فرهنگ خویش، باید نخست خودمان در مواجهه با آثار تولیدی رسانه بیگانه مراعات خوب و بد را بکنیم و پیش از هر چیز ذوق و سلیقه خودمان را متناسب با فرهنگ ایرانی اسلامی خویش تربیت کنیم. یعنی نه به بهانه تعصب، بین خود و آثار بیگانه دیوار بکشیم و دلخوشانه مدعی شناخت آن شویم و نه به بهانه تساهل و تسامح، تقوای دیداری و شنیداری را رها کنیم و هر چه دستمان می‌رسد بدون خودآگاهی و توجه و تأمل، تماشا کنیم. پس از این سلوک شخصی و به دنبالش وصول به غایت مقصود یعنی تحصیل ملکه شناخت، به عنوان مخاطب می‌رسد به رسانه. حالا می‌بایست اگر بنا به اقتضائات رسانه موظف شده‌ایم اختیار مخاطبمان را قدری محدود کنیم و به جای خود او برایش «انتخاب» کنیم، بهترین را برایش برگزینیم. آنچه به لحاظ جذابیت قالبی نه او را از رسانه فراری دهد و نه او را وابسته و معتاد رسانه بکند، و به لحاظ محتوایی تا حد امکان او را دعوت به بیداری و شناخت کند نه دعوت به غفلت و گریز از فهم. این درسی است که رسانه می‌تواند از میهمانی خدا بگیرد برای بهتر بودن و مفیدتر بودن در ماه مبارک رمضان.

آزاد جعفری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها