تغییر اخلاق با عمل جراحی

همه ما به تجربه دریافته ایم که تکرار رفتار و عادات غیرطبیعی ، تاثیر فراوانی بر کیفیت زندگی روزمره ما دارد.موفقیت در ارتباطات اجتماعی ، بستگی به استفاده معقول و منطقی از توانایی های فردی دارد.
کد خبر: ۲۷۶۷۶
گاهی بعضی از رفتارهای غیرعادی که به ظاهر بی ضرر به نظر می آیند به مرور زمان پیشرفت یافته و به مرحله بیماری روانی می رسند. در این حالت است که زندگی شخص ، تحت تاثیر این مشکل قرار گرفته و روابط فردی ، اجتماعی و موقعیت شغلی او دچار اختلال می شود. از آنجا که مشکلات روانی تاثیر فراوانی بر کارکرد افراد دارد ، لذا درمان این بیماری ها همواره یکی از دغدغه های اصلی پزشکان متخصص بوده است . جدیدترین روشی که اخیرا از سوی روانپزشکان و متخصصین جراحی اعصاب موردتوجه قرار گرفته است ، جراحی مغز برای درمان بیماری های روانی و ترک عادات غیرطبیعی است . متخصصانی که پیشگام استفاده از این روش هستند، تعریف تازه ای از واژه جراحی مغز ارائه کرده اند. مطابق این دیدگاه ، جراحی نه تنها تومورها و ضربه های مغزی را معالجه می کند؛ بلکه بیماری های عصبی ، ناتوانی های ذهنی و عادات ناپسند بیماران مثل وسواس را نیز جراحی و درمان خواهد کرد. در واقع این عمل ، آخرین تلاش متخصصان برای مهار بیماری های روانی است که نسبت به درمان های رایج مقاوم هستند. طی این عمل ، رشته های عصبی مغز مستقیما تحت عمل جراحی قرار می گیرند.

روش عمل

این عمل به 3روش عمده انجام می شود. در یک روش جراحان تعدادی سیم را به داخل کپسول مغز وارد می کنند. این سیمها با یک باتری که روی سینه بیمار نصب می شود در ارتباطند. باتری ، جریانی با فرکانس بالا تولید می کند که جایگزین جریان های الکتریکی غیرعادی می شود که طی بیماری های روانی تولید می شوند. این روش ، سالها برای درمان لرزشهای ناشی از پارکینسون استفاده می شده است . در روشهای دیگر با واردکردن سیمهایی قسمتهایی از بافت مغز را می سوزانند. این عمل با تابش اشعه از بیرون جمجمه هم می تواند انجام شود. در موسسات تحقیقاتی متعددی در سراسر جهان شامل بیمارستان های دانشگاه هاروارد و دیگر مراکز پزشکی معتبر، جراحان هر ساله تعداد زیادی از بیماران مبتلا به بیماری های روانی مثل افسردگی و یا وسواس فکری عملی را جراحی می کنند. نتایج به قدری امیدبخش بوده است که دانشگاه های معتبری مثل UCIA مراکزی برای این گونه اعمال تاسیس کرده اند. اگرچه همانند هر عمل جراحی دیگری در این مورد نیز خطراتی وجود دارد.

سابقه عمل جراحی روان درمانی

در اولین سالهایی که این عمل جراحی انجام می شد و مصادف با پایان جنگ دوم جهانی بود، حمایت فراوانی از آن انجام می شد. در این عمل با ایجاد یک شکاف در لب پیشین مغز که مرتبط با کنترل امواج مغزی برای تنظیم احساسات است ، پزشکان سعی در از میان بردن افکار عذاب آور، اعمال غیرعادی و سایر بیماری ها را داشته اند. این عمل اغلب موثر بوده و برای بسیاری از مردم که از مشکلات جدی روانی رنج می برده اند، کمک بزرگی بوده است . دانشمندی که این روش را توسعه داد در سال 1949 جایزه نوبل پزشکی را برای کار و تحقیق در زمینه جراحی روان درمانی کسب کرد. این مساله ، جامعه علمی را تحت تاثیر زیادی قرار داد. در سالهای بعد، این جراحی برای حدود 50هزار نفر از مردم ایالات متحده انجام شد و بحثهای فراوانی را درباره کنترل فکر و ذهن ، مهندسی اجتماعی و مسائل اخلاقی مرتبط با این عمل به دنبال داشت . در آن زمان اثرات عمل غیرقابل پیش بینی بودند. بیماران جراحی شده کمتر فعال بودند و در واقع سایه ای از شخصیت قبلی خود بودند. یکی از ماندگارترین چهره های مبتلا به این بیماری ، بیمار روانی سرکشی بود که نقش او را جک نیکلسون در فیلم پرواز بر فراز آشیانه فاخته در سال 1975 ایفا می کرد. این بیمار خطرناک ، سرانجام با جراحی مغز به آرامش دست یافت و تبدیل به فردی با چشمان بی روح و آرام شد. ساخت این فیلم در آن زمان تاثیر فراوانی در آشناساختن مردم با اثرات این عمل جراحی داشت .

نتایج امیدوارکننده است

حدود یک دهه گذشته چندین پزشک پیشرو، روشهای جدیدی برای این عمل ابداع کرده اند. در یک بررسی که در سال 1996 انجام شد ، پزشکان بیمارستان دانشگاه هاروارد 34مرد و زن که برای درمان بیماری های خود تحت عمل مذکور قرار گرفته بودند را مورد بررسی قرار دادند. پزشکان دریافتند که 38درصد این بیماران به شکل اساسی در ماهها و سالهای بعد از جراحی بهبود یافتند. در سال 2002 نتایج یک تحقیق که در ژورنال روان شناسی به چاپ رسید ، همان تیم تحقیقاتی گزارش داد که 45 درصد بیماران بهبود بسیار زیادی داشتند. به نحوی که تغییر مهمی در زندگی آنها ایجاد شد؛ البته باید توجه داشت که هر عمل مغز با پیچیدگی و خطرات خاص خود همراه است . احتمال خونریزی و عفونت مسائلی است که باید در نظر گرفته شود. در جراحی اعصاب امروزه این ریسک ها در نظر گرفته می شوند و بیمار با منطق و آگاهی اقدام به انتخاب می کند. دکتر فاینز ، استاد دانشگاه کورنل می گوید: مردم ما برای بیماری هایی مثل سرطان ، واژه بدخیم را به کار می برند. در حالی که بیماری های روانی بدخیم ترین بیماری هایی هستند که می توانند افراد را مبتلا کنند و ما به عنوان پزشک نه تنها باید از بیماران مراقبت کنیم ؛ بلکه باید راههای تازه و موثری که می تواند برای آنها مفید و موثر باشد را بیابیم .

مترجم : دکتر آرش فرهودی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها