واقعیت این است که رئال مادرید در تمام بازیهای خانگی خود با ورزشگاه آکنده از تماشاگر روبهرو میشود، اما همیشه خوب بازی نمیکند و همیشه نمیبرد. این سرنوشتی است که برای سگ سکوت هم رخ داد و گروه نمایشی به رغم زحمت و تلاش نتوانست کاری قابل قبول را از نظر هنری روی صحنه ببرد.
در اولین اجرای نمایش سگ سکوت که برای هنرمندان و اصحاب رسانه برگزار شد، بیشتر افرادی که از سالن خارج میشدند با این پرسش با یکدیگر روبهرو میشدند: یعنی چه؟ وقتی اهالی تئاتر نسبت به یک اجرا چنین واکنش استفهامی داشته باشند، از مخاطبان عادی تر چه انتظاری میرود. البته برای آن گروه از تماشاگران که در پایان کار تنها به دنبال گرفتن امضا از بازیگران سرشناس بودند، شاید اصولا چنین پرسشی هم طرح نشده است.
نمایش سگ سکوت با اینکه داعیه تئاتر تجربی را دارد، برخلاف جریان جهانی تئاتر تجربی که به سمت سادهسازی، ارتباطبرقرار کردن با مخاطب عام (و نه تنها به سالن کشاندن آنان) و پرداختن به مسائل و مشکلات ریز و درشت مردم گرایش دارد، بیشتر به سراغ نوعی ابهام و پیچیدهگویی، مخاطبگریزی، خلق فضاهای ناملموس، سکون و سکوتهای ممتد و... میرود.
اگر چه این نمایش میتواند فضایی کابوس وار را ایجاد کند و فضایی غریب و وهمآور برای مخاطب بسازد، اما موفق نمیشود بر مخاطب تاثیر بگذارد واز این رو به اثری ابتر تبدیل میشود.
از سوی دیگر نمایش سگ - سکوت که به عنوان کاری با تهیه کننده خصوصی روی صحنه آمده است، به رغم استقبال تماشاگران، چندان از نظر اقتصادی هم نمیتواند نمونه موفقی باشد، چرا که با حساب و کتابی ساده نمیتوان انتظار داشت بتواند سودی به جیب تهیهکننده واریز کند و حتی از پس دستمزد عوامل و بازیگران گران خود بر آید . با این شرایط متاسفانه خیلی سخت خواهد بود که انتظار داشته باشیم این تجربه به جریانی فراگیر تبدیل شود و دیگر گروهها را به این راه بکشاند.
از یاد نبریم که پیش از هرچیز تئاتر باید تئاتر باشد و بعد از آن با استقبال تماشاگران از آن باید شاد و مسرور شویم . رئال مادرید هم تیم مطرح و بزرگی است چون که خوب فوتبال بازی میکند و نه اینکه چون همیشه تماشاگران زیادی را به ورزشگاه میکشاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم