در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از سوی دیگر اما به تصویر کشیدن داستانهای مذهبی و روایت تصویری آن در سینما بر مخاطبان و بویژه پیروان یک مذهب و آیین دارای جذابیت زیادی است و در همین خصوص تصویر زندگی پیامبران از حساسیت بیشتری برخوردار است.
آنان به عنوان نماد و مظهر یک مکتب و مسلک دینی ماهیت و هویت یک دین و پیروانشان را بازنمایی میکنند و بیش از هر گزاره دینی، مقدس و آسمانی هستند. همین تقدس موجب میشود ساخت یک اثر سینمایی درباره آنان مشکل باشد و با چالشها و موانع زیادی روبهرو شود. در ضمن خود سینما و تصویر به دلیل ماهیت سکولاری که دارند به نوعی خاصیت تقدسزدایی دارند و همین مساله فیلمهای دینی را با بحران معنا روبهرو میکند. این مساله بویژه در ارتباط با آثاری که به مسیح(ع) مربوط میشود بیشتر صادق است، چرا که نشان دادن تصویر مسیح در سینمای غرب معذوریت شرعی ندارد و همین نمایش تصویر، خود سویه قدسی این پیامبر را کمرنگ میکند و آن را از رمز و رازهای مگو تهی میسازد.شاید هیچ پیامبری به اندازه مسیح(ع) در ساحت سینما وارد نشده باشد که قطعا تعلق سینما به تمدنی مسیحی در این امر بیتاثیر نیست، اما هر فیلمی از ظن خود یار او شد و پخش آنها مخالفت عدهای را برانگیخت. حتی این اواخر فیلم «مصائب مسیح» با سر و صدایی که در جهان راهانداخت بیش از آن که بازتابی واقعی از زندگی وی باشد، نوعی تبلیغ دین مسیح بود که بویژه در تقابل تاریخی با یهود قرار میگرفت و عقدهگشایی تاریخی میکرد. این پیامبر الهی اما در میان غیرمسیحیان نیز مورد توجه قرار گرفت و پیروان ادیان دیگر از جمله مسلمانان هم مسیح(ع) را در قاب دوربین قرار دادند و در مدیوم سینما به تصویر کشیدند. 2 سال پیش اثر تاریخی مذهبی «مسیح(»ع) ساخته نادر طالبزاده برای اولین بار در ماه مبارک رمضان در سینماها اکران شد و امسال نیز نسخه دیگری از آن به نام «بشارت منجی» در آستانه این ماه روی آنتن تلویزیون رفت. شاید این اتفاق به دلیل نسبت دادن این اثر به سینمای قرآنی رخ داده باشد تا متنی هنری در بستر زمانی معنوی بنشیند و اثرگذاری مضاعفی بر مخاطب داشته باشد. فیلم سینمایی بشارت منجی با محور قرار دادن مقطع پایانی زندگی مسیح(ع) و مسیر هدایت او، در نهایت شام آخر را تنها به روایت انجیل برنابا (یکی از حواریون مسیح) و کتب اسلامی به تصویر میکشد و تکیه آن بر زاویه دید کتب اسلامی بدون ارائه تصویری از روایت دیگر انجیلها از چنین مقطع تاریخی است. بشارت منجی به مقطعی از زندگی آن حضرت میپردازد که معجزات و کرامات او را برجسته میکند و تکیه بر انجیلی دارد که به روایت برنابا نگاشته شده و آنچه ارائه میکند بیش از بقیه انجیلها به روایت قرآن کریم و کتب دینی از زندگی مسیح(ع) نزدیک است. این فیلم به سفارش شبکه یک سیما و توسط کارگردانی ساخته شده است که از سال 59 به مستندسازی در سیمای جمهوری اسلامی ایران مشغول است و مدیریت مرکز تحقیقات و مطالعات سینمایی در معاونت سینمایی وزارت ارشاد را به عهده داشته است. این اثر که محصول سال 84 است با فیلمنامه مشترک حسین بهزاد و نادر طالبزاده، روایتی از زندگی و دوران 3 ساله رسالت عیسی بن مریم را به تصویر میکشد که با 2 میاننویس از هم تفکیک میشود. روایت انجیل چهارگانه از گرفتار شدن مسیح دربند رومیان و مصلوب شدن وی به دست آنان در پرده اول و پرده بعدی با تکیه بر روایت کتب اسلامی و بارنابا که با استحاله یهودا به چهره مسیح و به صلیب کشیدن او به جای مسیح واقعی ادامه مییابد. در واقع در این 2 بخش با روایتهای متفاوت 2 ساحت مهم از زندگی این پیامبر الهی به تصویر کشیده میشود. دوران 3 ساله رسالت که سراسر اعجاز و حکومت عیسی(ع) است، به لحاظ سینمایی اهمیت ویژهای دارد و سعی شده عظمت و تقدس مسیح به واسطه نمایش اعجاز او یعنی شفای بیماران و زنده کردن مردگان عینیت یابد. حضور چنین سکانسهایی میتوانست پسزمینه خوبی برای جاذبههای اثرگذار سینمایی شود، اما کارگردان در خلق چنین صحنههایی کمتر از جلوههای ویژه و تکنیکهای فنی استفاده و تنها بر کلوزآپ و موسیقی، بسنده کرده و از ظرفیت کامل این لحظات بهرهای نبرده است.
نادر طالبزاده در میان قصه خود از یک راوی به شکل نریشن نیز استفاده میکند که برخی از حوادث و وقایع جاری در زندگی عیسی ناصری را که به تصویر درنیامده روایت میکند. در واقع او همان بارنابا یکی از حواریون مسیح (ع) است که در طول فیلم تنها در گوشهای نشسته و به کتابت سخن مسیح مشغول است. این نما از قصه، پاسخی ضمنی به کنجکاوی مخاطب نسبت به چگونگی انتقال تاریخ گذشته به نسل امروز است؛ اما آنچه هسته اصلی داستان و هدف غایی مولف را شامل میشود به تصویر کشیدن زندگی عیسی مسیح(ع) به روایت اسلامی و از منظر قرآن و مسلمانان است. به عبارت بهتر، طالبزاده قصد داشته به آن ساحتی از زندگی مسیح(ع) بپردازد و آن را برجسته کند که دیگران یعنی مسیحیان و پیروان عیسی در سینمای غرب به آن توجه نکردهاند و آن بشارت عیسی به منجی موعود است که دین خدا را کامل میکند و همه را به پیروی از او فرا میخواند. از همین روست که در این فیلم بیش از آن که به مصائب مسیح تکیه شود بر ندای وی درباره پیامبر آخر تاکید شده است.
بنابراین شکلگیری، ساختاربندی و هدایت قصه براساس همین نکته مغفول بنا شده و تمام میشود. توجه به این بخش از گفتار و کردار مسیح به خودی خود ایده خوبی برای ساخت فیلم و تصویر تاره از قصهای قدیمی است، اما عناصر سینمایی آن با ساختار داستانی اثر، چفت و بست خوبی نمییابد و نوعی از هم گسیختگی و عدم انسجام در فرآیند قصهپردازی به چشم میخورد. به عبارتی دیگر، فرم قصه و روایتپردازی آن فدای پیام فیلم و رونمایی مفهوم فراموش شده آن میشود. در این میان ذهن مخاطب در چند نوبت دچار پرش و سردرگمی شده و البته تا حدودی کندی فیلم نیز او را خسته میکند. اساسا در تولید قصههای مذهبی یا اسطورهای آنچه اهمیت دارد شیوه بیان و شکل روایت قصه است، چرا که مخاطب از قبل با کلیت قصه آشناست و قرار نیست با داستان تازهای مواجه شود. بنابراین تمام هنر کارگردان چنین آثاری این است که به گونهای چنین قصه کهنهای را بازتعریف کند تا جاذبه لازم برای پیگیری بیننده را داشته باشد.
در مسیح به روایت طالبزاده سخن و کلام فراموش شده مسیح بیش از خود قصه و پردازش تصویری آن مورد توجه قرار میگیرد لذا بار اصلی فیلم بیش از هر چیز بر دوش دیالوگ و گفتمان مسیح یا روایت راوی قرار دارد و این مساله فیلم را بیشتر به سوی یک نمایش یا تئاتر رادیویی سوق میدهد و سهم بصری قصه در آن کمرنگ است. فیلمبرداری اثر هم گویا روی دست انجام شده و دوربین در حرکت و شناور است؛ البته برخی قاببندیهای فیلم بویژه زمانی که هیجان و تقدس ورود مسیح به مکانی را نشان میدهد، خوب از کار درآمده و با فضای معنایی و پررمز و راز پیامبری سنخیت یافته است. بظاهر برای خلق فضای تاریخی اثر و لوکیشنهای متنوع آن هزینه خوبی شده، اما کارگردان نتوانسته به طور کامل از اتمسفر شرقی و ایرانی خود را رها کند و در برخی سکانسها، بازیها و دیالوگها خود را لو میدهد. گرچه انتخاب احمد سلیماننیا با موهای بلند و طلایی تا حد زیادی میتواند تصویر مسیح را بازنمایی کند، اما برگزیدن فتحعلی اویسی در نقش پیلاطس انتخاب مناسبی نبوده است و به دل نمینشیند. سابقه ذهنی مخاطب بویژه در سالهای اخیر از وی در قالب نقشهای طنز و کمیک نمیگذارد نقش جدی وی در این فیلم با دوبلهای که بر صدای او گذاشته شده باورپذیر شود و مصنوعی به نظر میرسد. برخی دیالوگها در فیلم نیز تناسب تاریخی با قصه ندارد و توی ذوق میزند. اصطلاح پیامبر بازی برگرفته از زبان محاورهای امروز است و سنخیتی با زبان آن دوره تاریخی ندارد. همچنین فیلم به یاران و حواریون مسیح توجه کمی دارد و به نقش تاثیرگذار آنها نپرداخته است و همان طور که پیشتر گفتم دغدغه اصلی قصه توجه مخاطب به پیام مسیح درباره پیامبر موعودمحمد(ص) است که شاید امروز که جنگ تمدنها و ادیان به بحرانی جهانی بدل شده به کار آید.
هویت مسیح در این اثر در 2 روایت معرفی میشود که کاهنهای متروک نسب وی را به اسحاق نسبت میدادند و او خود را یک اسماعیلی میدانست. نقطه عطف اختلاف تاریخی مذهبی در همین نقطه گره خورده است و طالبزاده قصد دارد به واسطه بازتعریف داستان عیسی ناصری(ع) و بشارت او به آمدن منجی آخر بر ریشههای اسماعیلی وی تاکید کند و در نهایت بگوید جمله ادیان بجز یک دین نیست و توحید و خداپرستی هدف مشترک همه انبیاست. در واقع کارگردان به جای طرح مصائب مسیح توجه مخاطب را به وعدههای مسیح جلب میکند.
در واقع بشارت منجی بیش از آن که تصویری گزارش گونه و مستند از زندگی عیسی باشد تاویلی درون دینی از اوست و به جنگ با گفتمانی میرود که پارادایمی دیگر از مسیح را تبلیغ میکند و به زعم کارگردان یک گفتمان کاملا سیاسی و فرقهای است. وقتی سینما به کانون منازعات ایدئولوژیک و سیاسی بدل میشود دیگر واقعیت تاریخی رنگ میبازد و سینما به یک پروپاگاندای بصری بدل میشود که با ذات خویش در تضاد قرار میگیرد. در واقع این رویکرد به داستانهای تاریخی مذهبی به جای پردازش متن اصلی به فرامتنی فرعی میپردازد که در ساحتی غیر از سینما وجود دارد و از این رسانه برای تبیین و تبلیغ اندیشه خود بهره میجوید. بشارت منجی فیلمی درباره مسیح نیست. بلکه درباره پیامبر اسلام(ص) است که از زبان عیسی روایت میشود.
به عبارت دیگر، تصور و تاویل کارگردان از جهان غرب و وضعیت کنونی مسیحیت به تصویری که او ازمسیح در بشارت منجی به نمایش میگذارد، شکل داده است. البته این به معنای نفی واقعیت تاریخی در این اثر و رد آن نیست. بحث بر سر نگرش و نقطه عزیمت کارگردان به داستان و قهرمان آن است .
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: