در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
راهاندازی موزه سینما از سال 1377 را میتوان از جهات مختلف یکی از مهمترین اتفاقات تاریخ سینمای کشور دانست. کاری بظاهر ساده که جز با همدلی هنرمندان پا نمیگرفت و قوام پیدا نمیکرد. این موزه فارغ از گرایشهای مختلف هنرمندان جایی است که نمایی کلی از دستاوردها و داشتههای سینمای ایران را به نمایش میگذارد. باغ فردوس هم که از شهریور 81 به عنوان مکان جدید در اختیار موزه سینما قرار گرفت، علاوه بر زیبایی و شکوه، کاملا با کارکردش تطابق دارد. اما داستان از این قرار است که موزه سینما در سالهای اخیر پیشرفت چشمگیر و قابل توجهی نداشته است. ممکن است فضای بزرگ باغ فردوس کاملا برای ایجاد یک فضای چند منظوره مثل سالنهای نمایش فیلم، کافیشاپ، کتابخانه و... مناسب باشد؛ اما یادمان باشد که کارکرد اصلی موزه همان تعریفی است که از عنوان اصلیاش بر میآید؛ یعنی جایی برای نمایش بهتر هر آنچه به نوعی مربوط به سینماست.
محمدحسن پزشک، مدیرعامل موزه سینما اخیرا در آستانه هشتمین سالروز بازگشایی موزه در باغ فردوس گفته که موزههای سینما در دنیا با استفاده از نور، صدا و تصویر و با شیوههای بدیع و فناوری روز به صورت سینمایی ارائه میشوند. اما نحوه ارائه ما سینمایی نیست و بازدیدکننده حس نمیکند با یک پدیده سینمایی روبهروست. او از اجرایی شدن یک طرح جدید در سال جاری خبر داده که در آن گذشته سینما به صورت سینمایی برای بیننده کارگردانی میشود. بیان این نکته از سوی مدیرعامل این مجموعه نشان میدهد که مسوولان موزه سینما بهتر از هرکسی به کاستیها و البته قابلیتهای آن واقفند. بنابراین میشود امیدوار بود در آیندهای نزدیک با مجموعهای باشکوهتر و سینماییتر روبهرو باشیم.
از جدیدترین اخبار موزه سینما در روزهای اخیر، این بود که بزودی بهرام بیضایی هم یادگارها و جوایزش را به موزه سینما اهدا میکند. راستش در بازدید از موزه آنقدر با اسامی مختلفی که داشتههایشان را به موزه بخشیدهاند روبهرو میشویم که نمیشود روی سینماگرانی که اسمشان در فهرست اهداکنندگان اثر تابلوی ورودی موزه نیست، دست گذاشت. ولی این هم نکتهای است که باید هم از جانب هنرمندان و هم از سوی مسوولان موزه بیشتر مورد توجه قرار گیرد. خیلی از آنان شاید هنوز با کارکرد موزه آشنایی دقیقی نداشته باشند یا تصورشان این باشد که موجودی موزه آنقدر پر و پیمان هست که به بخشی از تاریخ سینما که نزد آنهاست نیازی ندارد. به گمانم این موضوع مستلزم توضیح و فرهنگسازی بیشتر مسوولان برای آنهاست.
و اما یکی از نگرانیهای اهالی تجسمی درباره موزههای کشور، عدم تطابق آنها با شرایط استاندارد جهانی موزههاست. به نحوی که خیلی از آنها تعداد موزههای استاندارد را از انگشتان یک دست هم کمتر میدانند. با این حساب همین نکته شاید یکی از دغدغههای سینماگرانی باشد که عامدانه آثارشان را در اختیار موزه قرار نمیدهند. از نگاه آنها اگر قرار باشد که این اشیا و وسایل در شرایط مشابهی نابود بشوند، بهتر است به عنوان یک امانت و یادگاری پیش وارثان آنها بمانند. ایجاد امکانات و تجهیزات لازم در این زمینه در درجه اول و جلب اطمینان سینماگران در مرحله بعدی، از نکاتی است که موزه سینما باید نسبت به آن بیشتر پاسخگو باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: