اگر براثر تغییرات اجتماعی و سیاستهای غلط فرهنگی، تالارهای تئاتر و سینمای این خیابان در دهه 40 و 50 خورشیدی به محل ارائه آثار مبتذل و پیش افتاده تبدیل شد، نباید از یاد برد که در سالهای 1320 تا 1332، لالهزار با مراکز فرهنگیاش میزبان هنرمندان بسیار مطرحی بود که با هنر خود، دورهای طلایی را در تئاتر ایران به وجود آوردند.
در این دوره، در تماشاخانههای لالهزار شکلی هنری به نام پیش پردهخوانی شکل گرفت که در آن، هنرپیشهای با همراهی موسیقی به خواندن اشعار و ترانههای ریتمیک میپرداخت. اشعار پیش پردهخوانیهای دهه 20 و اوایل دهه 30 خورشیدی تحت تاثیر شرایط سیاسی و اجتماعی پرآشوب سالهای جنگ جهانی دوم و نهضت ملی شدن نفت، بیشتر حاوی نیشهای سیاسی و اجتماعی تیز و تندی بود که گاه برای اجراکنندگان آن مشکلاتی را از سوی دستگاههای نظارتی و حکومتی به وجود میآورد.
برای آشکار شدن اهمیت پیش پردهخوانی در آن سالها کافی است تنها به نام هنرمندان این عرصه نگاهی بیندازیم: ابوالقاسم حالت، پرویز خطیبی و مهدی سهیلی از جمله ترانهسرایان پیشپردهخوانیها بودند که از سوی هنرمندانی چون مجید محسنی، حمید قنبری، عزتالله انتظامی، نصرت کریمی و مرتضی احمدی اجرا میشد.
برای کسانی که دوست دارند اطلاعاتی را درباره پیشپردهخوانی کسب کنند، خبر خوش این است که بتازگی از سوی انتشارات نمایش کتابی به نویسندگی دکتر اردشیر صالح پور منتشر شده که به ترانه نمایشهای پیش پردهخوانی در سالهای 1320 تا 1332 میپردازد. این کتاب 564 صفحهای دارای 6 فصل است که از بررسی ریشهها و بسترهای شکلگیری این گونه نمایشی شروع میکند و تا دوره اوج و سپس افول پیش پردهخوانی پیش میرود. کتاب ترانه نمایشهای پیش پردهخوانی در ایران نه تنها برای اهالی تئاتر حرفهای نگفته زیادی دارد، بلکه میتواند برای مخاطبان عادی هم جذاب و خواندنی باشد.
مهدی یاورمنش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم