در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ازحضورتان در سریال روزهای زیبا بگویید.
پیش از حضورم در این سریال با آقای افشار، کارگردان در تلهفیلمهای بهجامانده و کیلومتر 14، تجربه همکاری داشتم و به خاطر آن تجربه بازی در این سریال را نیز پذیرفتم ضمن اینکه به نظرم قصه این سریال جذاب و متفاوت هم بود.
آیا تفاوتی بین نقشتان در کارهای قبلی جواد افشار با سریال روزهای زیبا قائل هستید؟
به نظرم اصولا تفاوت در نقشها به معنی واقعی در فیلمها و سریالهای ما وجود ندارد یا کمتر وجود دارد چرا که اکثر قصهها روایتگر ماجراهای متفاوت جامعه هستند و انگشت اشاره اینها روی بحرانهای زندگی است. از این رو داستانها و نقشها چندان تفاوتی با یکدیگر ندارند. شخصیت من هم در این سریال جدای از این مساله نیست.
من هم نقش کسی را داشتم که ممکن است هر کدام از ما در زندگی روزمرهمان با آنها روبهرو شویم. بنابراین تفاوت چندانی احساس نکردم.
خانم کاویانی اکثر نقشهای شما به نوعی مثبت هستند و از این رو کمتر شما را در نقشهای دیگر دیدهایم. چرا؟
به نظر شما چند درصد از نقشهای منفیای که در تلویزیون دیده شدند، ماندگار هم شدهاند؟ من دوست دارم نقشهایی را بازی کنم که بتوانم با مخاطبانم ارتباط برقرار کنم و منفی یا مثبت بودن آن در درجه دوم قرار دارد. اصولا اگر یک بازیگر توانایی ایفای نقش را داشته باشد منفی یا مثبت بودن آن اهمیتی ندارد. از طرفی ذکر این نکته لازم است که متاسفانه ما با فیلمنامههای قوی و مستحکمی روبهرو نیستیم. وقتی شما در تلویزیون بازی میکنید باید این را بپذیرید که برای عموم مردم بازی میکنید و مخاطب خاصی وجود ندارد و از این رو محدودیتهایی به وجود میآید که باید آنها را بپذیریم.
خانم کاویانی مدتی حضورتان در سینما بیشتر از تلویزیون بود آیا این مساله دلیل خاصی داشت؟
خیر، دلیل خاصی نداشت فقط تصمیم گرفتم مدتی در تلهفیلمها بازی نکنم و از این نظر کمی خودم را محدودتر کردم و به پیشنهاداتم در سینما جواب مثبت دادم.
چقدر در اجرای نقشهایتان از تجارب قبلیتان بهره میگیرید؟
نمیتوانم بگویم اصلا از آنها استفاده نمیکنم. به هر حال تجربه یکی از فاکتورهای رسیدن به نقش است. البته بستگی به شرایط و نوع نقش هم دارد.
فکر میکنید روزهای زیبا در نهایت این چیزی شد که توقع داشتید؟
ببینید همان طور که در ابتدا گفتم قصه این کار را خیلی دوست داشتم چون ظرافتهای خاصی داشت و تصور میکردم که کار موفقی شود اما واقعا نمیدانم چرا این سریال آنطور که باید دیده نشد.
ضعف کار را در چه چیزهایی میدانید؟
شاید تدوین و از دست رفتن ریتم کار یکی از دلایل این امر باشد. اما گاهی اوقات شرایط و محدودیتها هم میتواند در دیده نشدن یک اثر سهیم باشند.
راستی تا به حال به این فکر کردهاید که خیلی دیر به سمت بازیگری آمدهاید؟
اعتقادی به این مساله ندارم و به نظرم هنوز به آن شکل چیزی در من کشف نشده است. فکر میکنم هر چیزی در زمان خودش اتفاق میافتد و خیلی خوشحالم که به این تجربه رسیدم و مشکلات این کار را حس کردم و بعد خودم را در این مسیر پیدا کردم. فکر میکنم بازیگر شدن من هدیهای بود از طرف خدا به من یا حتی ممکن است نوعی امتحان کردن باشد. ضمن این که عقیده دارم کسی نمیتواند جای دیگری را بگیرد، بنابراین اگر دیر آمدهام حتما حکمتی در آن بوده است.
این فرصت تازه چه چیزی برایتان داشت؟
به نظرم هر انسانی ذاتا به قدرت علاقهمند است دلم میخواهد به واسطه این حرفه قدرت نفسم را زیاد کنم و موقعیت کسانی را تجربه کنم که در زندگی عادی نمیتوانم.
پس از این همه تجربه بازیگری آیا هنوز هم به دنبال شهرت هستید؟
ببینید شهرت برای من شیرین نیست و حتی از آن میترسم.
چرا؟
چون وقتی به اوج برسی از هر مقطعی احتمال سقوط وجود دارد و هر قدر که بالاتر بروی سقوط تو ترسناکتر است. بنابراین به جای شهرت دنبال محبوبیت هستم و آن را میپسندم.
چه طور میخواهید به این محبوبیت برسید؟
فکر میکنم بازی در کارهای تلویزیونی در این امر به من خیلی کمک خواهد کرد. چرا که میتوانم ارتباط نزدیکتری با مردم برقرار کنم.
در حال حاضر هم که مشغول بازی در سریال مناسبتی پنجمین خورشید هستید، درست است؟
بله. این سریال دومین همکاری من با آقای افخمی پس از «او یک فرشته بود» است و امیدوارم این سریال هم بتواند مخاطبان خود را جذب کند.
ویژگیهای این سریال از نظر شما چیست؟
فعلا در مورد قصه و نقشم نمیتوانم حرفی بزنم. اما من ایفاگر یکی از نقشهای اصلی هستم. داستان این سریال مربوط به سالهای 64 تا 86 است و از این نظر روایتگر دو دوره تاریخی متفاوت است.
فکر میکنم باز هم با یک قصه ماورایی روبهرو هستیم. درست است؟
بله، البته تماما ماورایی نیست. بلکه تلفیقی از ماورایی و واقعی است که از این نظر یک کار کاملا متفاوت است.
نقش دوست داشتنی شما؟
تمام نقشهایم را دوست دارم. اما فکر میکنم نقش رعنا در مجموعه او یک فرشته بود بیشتر به دل مردم نشست. همچنین نقشم را در سریال روزگار قریب هم میپسندم. چرا که به نوعی نقش خودم را که یک پرستار هستم ایفا کردم.
پرستاری یا بازیگری. کدام یک را ترجیح میدهید؟
نمیتوانم یکی را انتخاب کنم. به نظرم در هر دوی این حرفهها به نوعی میشود به مردم خدمت کرد. به واسطه پرستاری مراقب جسم مردم هستم و با بازیگری روح آنها را ترمیم میکنم. اما اگر صادقانه بخواهم جواب بدهم باید بگویم که بسیار دلتنگ شغل اصلیام هستم و امیدوارم روزی دوباره این کار را انجام دهم.
نقشهایی که دوست دارید بازی کنید؟
تنها در یک جمله میتوانم بگویم من از تمام نقشهای خوب استقبال میکنم.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: