در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کار گویندگی را از کجا آغاز کردید؟
زمانی که من وارد رادیو شدم، رادیو تهران تازه شروع به کار کرده بود. من کارم را انحصارا از رادیو تهران شروع کردم. آن زمان تازه برنامههای 24 ساعته در رادیو شروع شده بود. در بخش شبانگاهی آن، آیتمی بود که به نجوم و ستارگان میپرداخت به نام تا بیکران که حضور در این برنامه شروع کار گویندگی برای من بود.
رادیو ارگ مکان خاطرههاست. برای بیشتر هنرمندان پیشکسوت بخصوص رادیوییها، شما از اینکه در چنین مکانی برنامه اجرا میکنید چه احساسی دارید؟
ابتدا که من وارد رادیو شدم. اطلاعات جامعی درباره این ساختمان، بخصوص این مکان نداشتم، اما خوشبختانه بعضی گویندهها و هنرمندان قدیمی رادیو بودند که وقتی با آنها صحبت میکردم، واقعا به این حرف شما رسیدم که ساختمان ارگ برای خیلیها خاطرهانگیز است. خیلیها که هستند یا الان در بین ما نیستند. برایم خیلی جالب بود، چون خیلی چیزها را که از قدیمیترها میشنیدم در ذهنم نقش میبست. استودیوها همان استودیوها، فضاها همان و حتی برنامهسازان هم همانها بودند که با آنها کار میکردم. من این راه برایم کوتاه شد که تجربیات و خاطرات بزرگان را زودتر از زمان ممکن تجربه کنم.
حال و هوای سالهای گذشته، یعنی ابتدای ورود شما به رادیو با امروز چه فرقی کرده است؟
فرق گویندههای گذشته با امروز، بحثی قدیمی است. به نظر من در گذشته انتقال تجربیات خیلی راحتتر بود، چون افرادی مثل من هم گوش شنوا داشتیم و هم پیشکسوتان به آموزش بیشتر علاقه داشتند و به جوانها کمک میکردند. به نظر من از زمان گذشته تا امروز خیلی اتفاقات افتاده است. در سالهای پیش فضا خیلی آرامتر بود، اما امروز همه چیز شتابزده انجام میشود. در گذشته قدیمیها وقتی سر برنامه میآمدند برنامه را با آرامش اجرا میکردند. صبر و حوصله زیادی داشتند، ما جوانها را تشویق میکردند، از ما سوال میکردند و انتقاد و تعریف میکردند. گویندههای جوان الان که وارد این مکان میشوند، اگر چیزی از گذشته بشنوند شاید برایشان جالب باشد. متاسفانه خیلیها این حس را ندارند. وقت نمیگذارند که بشنوند مثلا وقتی من شنیدم که برنامه گلها در همین استودیویی که ما برنامه اجرا میکنیم، ضبط میشده خیلی برایم جالب بود و آن وقت با خودم گفتم من چهکار مهمی دارم که کار من میتواند رنگ بگیرد و آدمی باشم که در دلهای مردم جای بگیرم و برنامه من یک روزی خاطره شود.
چرا ستارههای آسمان گویندگی کم شدهاند؟
من خیلی به این موضوع فکر کردم، چون خودم گویندهای هستم که هیچ ادعایی در زمینه گویندگی ندارم. هنوز اول راهم و هنوز خیلی چیزها باید یاد بگیرم و خیلی تجربیات باید کسب کنم تا مثلا تبدیل به گویندههایی مانند خانم علو، خانم ژالاک و خیلی گویندگان برتر دیگر بشوم. این بزرگواران راه سختی را پیشرویمان میگذارند تا به آن نقطه که باید برسیم. ستارگان گذشته آرامشی داشتند که الان گویندگان ما ندارند. باید قبول کنیم نوع زندگی ما با گذشته خیلی فرق کرده است. من این مساله را بارها گفتهام که گوینده نباید درگیر مشکلات مالی و اقتصادی باشد تا بتواند کارش را درست انجام دهد. گویندگان امروز برای آموزش و فن و بیان وقت نمیگذارند، چون احساس میکنند با پولی که رادیو به آنها میدهد نباید زیاد برای این کار وقت و انرژی بگذارند. وقتی که من گوینده شدم، دوره آموزش گویندگی را گذراندم. در این دوره به ما میگفتند اگر بتوانید تمام حرفها و کلمات را صحیح تلفظ کنید، شنونده با صدایتان نفس میکشد. این یکی از راههای ارتباط عمیق و قلبی با شنونده است و وقتی شنونده گویندهای را پذیرفت و با او ارتباط برقرار کرد، این راهی به سوی موفقیت است.
فن بیان صحیح چه تاثیری در ارتباط گوینده با شنونده دارد؟
وقتی شنوندهای مطلب را به دلیل ادای نادرست متوجه نمیشود قاعدتا نمیتواند با گوینده و رادیو ارتباط برقرار کند. برنامهسازی شتابزده و زیاد و نیاز به گویندگان بیشمار، امروزه باعث شده راه رسیدن به گویندگی خیلی کوتاه شود و وقتی این راه کوتاه میشود کسی که میخواهد گوینده شود، مورد آزمون قرار نمیگیرد. به همین دلیل امکان دارد انتخابها نادرست باشد. صدای گوینده، لحن و سوادش و حس ششم، همه باید برای گویندگی ساخته شده باشند. گویندگان قدیمی بیشتر میتوانستند با مردم ارتباط برقرار کنند، چون هم صدای خوبی داشتند و هم میتوانستند با این صدا آرامش را به شنونده منتقل کنند، اما گویندههای جوان به دلیل درآمد کم رادیو زیربار آموزش بلندمدت نمیروند و اصلا کسی برای تربیت گوینده وقت نمیگذارد.
آیا فضای استودیو در نوع کار گویندگی تاثیر دارد؟
قاعدتا همین طور است. مسلما اگر ما میتوانستیم در فضای باز برنامه اجرا کنیم از امروز موفقتر بودیم، چون ما در استودیوهایی کار میکنیم که حتی یک پنجره هم به بیرون ندارد.
منظورم حس شما به عنوان یک گوینده است که عوامل بیرونی و رفتار متقابل چقدر میتوانند در نوع اجرای شما تاثیرگذار باشند؟
تاثیر زیادی دارند، مثلا نوع اجرای برنامههای میدانی که در مناسبتهای مختلف میان مردم اجرا میشود یا برنامه جمعه رادیو تهران که در یک پارک ضبط میشود، با نوع اجرا در یک استودیوی سربسته کاملا متفاوت است. مثلا در برنامه جمعه رادیو تهران، نشاط حاکم بر پارک به من هم به عنوان یک گوینده منتقل میشود و این نشاط در کل برنامه جاری میشود.
آخر کار گویندگی کجاست؟
برای خود من آخر کار گویندگی جایی است که مخاطبم من را با اجرای رادیویی بشناسد. آخر گویندگی برایم آنجایی است که مردم با من به واسطه رادیو ارتباط برقرار کنند. یعنی وقتی من صحبت میکنم، مردم مرا به عنوان نماینده رادیو بپذیرند.
مفهوم اصطلاحی که میگویند فلانی برنامه را شیک اجرا میکند، چیست؟
یعنی این که شما همه چیز را رعایت کنید. رعایت ادب و اخلاق، احترام به شنونده و این که با رعایت کردن تمام اصول و قواعد گویندگی روی دیگر سکه این کار را به شنوندهها نشان دهید و واژههای جدید و منطقی در اجرا به کار ببرید.
خانم نصرآبادی با سابقهای که دارید چرا اجرای تلویزیونی را تجربه نمیکنید؟
با همه احترامی که برای مجریان تلویزیون قائلم، اما معتقدم اگر اجرای تلویزیونی خوب بود، رسانه دیداری از مجریان خوب و توانا خالی نمیشد. من به واسطه همکاران قدیمی که در تلویزیون دارم و معرفی برخی دوستان رادیویی، هر سال حداقل چند پیشنهاد تلویزیونی دارم، اما آنها را نمیپذیرم چون عاشق رادیو هستم.
نظر شما درباره اجرای برنامههای تلویزیونی توسط مجریان رادیویی که بتازگی هم زیاد اتفاق میافتد چیست؟
تلویزیون برخلاف تصور خیلیها که فکر میکنند ویترینی است که باید در آن فقط زیباییها نشان داده شود، به عقیده من جایی است برای نمایش بهترین هنرها.
نظر شما درباره ستارهسازی و خلاقیت در گویندگی چیست؟
به نظر من اگر کسی لیاقت دارد ستاره شود چه اشکالی دارد ستاره شود. اگر بین 50 گوینده 30 ستاره داشته باشیم، آن 20 نفر هم تشویق و ترغیب به این کار میشوند، اما مهم این است که ستاره واقعی شوند و معیارهای کامل یک گوینده موفق را داشته باشند و به واسطه عوامل کاذب معروف نشوند.
آیا معمولا از نظرات و انتقادات شنوندگان از اجرای برنامههایتان مطلع میشوید؟
نه. متاسفانه مدتی است این اتفاق نمیافتد. در برنامههای گذشته یک خط تلفن داشتیم که شنوندهها تماس میگرفتند و نظراتشان را میگفتند و همکاران هم به طور مکتوب به ما انتقال میدادند و ما هم سعی میکردیم نظرات سازنده را در کار خود پیاده کنیم، اما مدتی است این نظرات به ما منتقل نمیشود.
آیا آنقدر انتقادپذیر هستید که انتقاد مردم را بپذیرید؟
به نظر من انتقادپذیر نبودن بزرگترین شکست است. برنامه متعلق به شنونده است و حق مسلم هر شنوندهای است که برای برنامه خودش انتقاد و پیشنهاد داشته باشد. چون رسانه بدون مخاطب تعطیل میشود. ارتباط با مخاطب یعنی موفقیت رسانه؛ بنابراین باید از انتقادهای سازنده استقبال کرد. چون انتقاد شنونده رادیو کاملا اصولی و سازنده است.
کودکان چه سهمی در برنامههای رادیویی دارند؟
کودکان قطعا در رادیو سهم دارند. رادیو تهران بتازگی برنامهای برای کودکان تولید کرده که هفتهای یک بار پخش میشود، قبلا رادیو برنامههای بیشتری برای کودکان تولید میکرد، اما به دلیل تنوع برنامههای کودک در تلویزیون مدیران رادیو ترجیح دادند برنامههای این گروه سنی را کاهش دهند، چون آنها بر این باور هستند که بچههای دیگر مخاطب رادیو نیستند، اما اگر رادیو مثل یک موجود زنده میان مردم باشد، چرا بچهها سهمی در آن نداشته باشند. به نظر من لازم است در هر برنامه چند دقیقهای هم، زمان به کودکان اختصاص داده شود.
به عنوان پرسش آخر از جایگاه رادیو برای ما بگویید.
بدون هیچ تعصبی میگویم رادیو واقعا رسانه مهمی است برای کسانی که میخواهند هنرمند شوند، میخواهند بازیگر و گوینده خوبی شوند یا در زمینههای دیگر فرهنگ و هنر فعالیت کنند. رادیو میتواند به آنها کمک زیادی کند چون به عقیده من پایه و اساس همه هنرهاست. رادیو دانشگاهی است که تلویزیون را حمایت میکند. هیچ وقت نتوانستم با این مساله کنار بیایم که چرا همکاران رادیو، حق فعالیت همزمان در تلویزیون را ندارند، ولی امیدوارم برای گویندهها و مجریان این فرصت فراهم شود که از تجربیات رادیویی خود در تلویزیون هم استفاده کنند و هیچ محدودیتی در این زمینه نداشته باشند.
زینت پستادست
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: