محمد بنا از دغدغه‌هایش در تیم ملی کشتی‌فرنگی می‌گوید

برگشتم تا این بیمار نیمه جان زنده بماند

به قول خودش قشنگ‌ترین جای دنیا برای محمد بنا خانه کشتی است. برای صحبت با او کافی است راهی خانه کشتی شوید. در مسیر رسیدن به مجموعه آزادی به این فکر می‌کردم که او از اقامت طولانی در آنجا و این همه اردو و تمرین و سروکله زدن با کشتی‌گیران جور واجور خسته نمی‌شود؟ وقتی به خانه کشتی رسیدم با برخورد نامناسب ماموران و مسوولان خانه کشتی در آستانه ورود مواجه شدم و این سوال‌ برایم پیش آمد که واقعا چرا فدراسیونی که متولی ورزش اول مملکت است هنوز نتوانسته زمینه‌ساز ارتباط سازنده مسوولان تیم ملی با رسانه‌ها باشد‌؟ با دیدن چهره بشاش محمد بنا گلایه‌ها و دلخوری‌ها از یادم رفت و یادم آمد که او با چه انگیزه و پشتکاری در حال ساختن جوانانی است که قرار است حمید سوریان‌های فردا باشند. بنا می‌گوید: « برای رسیدن به قله باید سختی عبور از دامنه را تحمل کرد. لذت فتح قله که همین‌طوری به دست نمی‌آید. » یاد آن روزی افتادم که در دامنه‌های توچال او را دیدم. روزی که بالای کوه برایم از امیدهایش گفت. امیدهایی که ختم می‌شد به قهرمانی کشتی‌فرنگی ایران در المپیک پکن. مصاحبه را از همین آه و افسوس و حسرت شروع کردم و با هم به جایی رسیدیم که به موفقیت در المپیک لندن امیدوارم شدیم. او که یک‌بار هنگام رفتن محمدرضا طالقانی و آمدن محمدرضا یزدانی‌خرم از تیم ملی و البته المپیک دور شده است، این بار به تغییر و تحولات مدیریتی در فدراسیون کشتی اهمیتی نمی‌دهد و به قول خودش مصمم‌تر و باتجربه‌تر از 3 سال پیش شده است. در روزی که تمرین تیم ملی تعطیل بود با محمد بنا که همچنان در خانه کشتی مانده بود همکلام شدیم. خودش که در پایان این مصاحبه معتقد بود حرف‌هایی زده که باعث روشن شدن ذهن مردم می‌‌شود.
کد خبر: ۲۷۴۵۳۰

ورزش ایران در المپیک گذشته ناکام بود، اما ناکامی کشتی‌فرنگی تا حدودی با بقیه رشته‌ها فرق می‌کرد. عده‌ای از این تعبیر استفاده می‌کنند که کشتی‌فرنگی در المپیک پکن خودزنی کرد، چنین چیزی را قبول دارید؟

شرایطی که در المپیک‌ها به وجود می‌آید، همیشه خاص بوده است. البته پیش از این انتظارها از کشتی آزاد بیشتر بود. در این رشته این سابقه وجود داشته که با بهترین و قوی‌ترین تیم در المپیک‌ها خودزنی انجام شده است. در این المپیک هم در فرنگی این اتفاق افتاد و علی‌رغم توقع بالا امیدها به ناامیدی‌ تبدیل شد. نمی‌توان زمان را برگرداند و نتیجه المپیک را عوض کرد باید از نتایج درس گرفت، اما متاسفانه زود شکست‌ها و دلایل آن را فراموش می‌کنیم. باید با درس گرفتن از گذشته و برنامه‌ریزی سریع و دقیق حقانیت کشتی‌فرنگی ایران را در المپیک لندن به اثبات برسانیم؛ حقانیتی که متاسفانه در پکن پایمال شد.

می‌توانید براحتی از کنار شکست کشتی‌فرنگی در پکن عبور کنید؟

البته که نه، بازبینی و بازگو کردن اتفاقات این المپیک برای من بسیار سخت است. تلخ‌ترین خاطره زندگی من تماشای شکست حمید سوریان در پکن از صفحه تلویزیون است. فقط امیدوارم با درایت مدیریتی و برنامه‌ریزی درست زمینه‌ای فراهم شود که در المپیک لندن این خاطرات تلخ دوباره تکرار نشود. ورزش ایران از شکست‌هایش خیلی کم درس می‌گیرد، امیدوارم این بار همه از جمله من، مدیریت فدراسیون و کشتی‌گیران از این اتفاقات درس گرفته باشیم.

هرگز به طور شفاف و با دلیل قانع‌کننده به مردم نگفته‌اید چرا از تیم ملی رفتید و چرا دوباره آمدید؟

چرا گفته‌ام. اتفاقا امروز صبح با رادیو مصاحبه می‌کردم که گزارشگر صحبت از برکناری کرد و من با صراحت گفتم اصلا برکنار نشده‌ام. بعد از بازی‌های آسیایی دوحه قرار دادم با فدراسیون تمام شد و من به خاطر دخالت‌هایی که در کارم انجام می‌شد تصمیم گرفتم به کارم ادامه ندهم. هرچند یزدانی‌خرم در والیبال سابقه‌ای روشن و طولانی داشت، اما تازه 7 ماه بود که وارد کشتی شده بود و در حال کسب تجربه بود. البته این دخالت‌ها فقط مخصوص رشته فرنگی نبود. من تا حدودی از نظر اخلاقی خاص هستم. اول این‌که متملق نیستم و تملق کسی را نمی‌گویم و دوم در رفتار و گفتارم رک هستم. کارم را به نحو احسن انجام می‌دهم و مشاوره و راهنمایی هم قبول می‌کنم، اما دخالت را نمی‌پذیرم. در آن مقطع وقتی دیدم حاشیه‌ها بسیار زیاد است، گفتم شاید با رفتن من شخص جدیدی بیاید که قدرت کنار آمدن با این دخالت‌ها را داشته باشد و بتواند بیشتر برای بچه‌های تیم ملی احقاق حق کند. به همین سبب تصمیم گرفتم برای مدتی از کشتی جدا شوم.

چرا در همان مقطع مردم و رسانه‌ها را در جریان این دخالت‌ها و مشکلات قرار ندادید تا مردم بین شما و فدراسیون کشتی قضاوت کنند که اگر حق با شما بود با جدایی‌تان مخالفت کنند؟

البته در آن زمان برخی از مسائل را هم مردم و هم رسانه‌ها می‌دانستند. در آن مقطع شاید زیادتر از حد احساسی برخورد می‌کردم، الان در بازگشت دوباره‌ام با تجربه‌ای که به دست آورده‌ام آماده‌ام تا با مشکلات بجنگم. آن موقع در حد خودم نمی‌دیدم که بگویم یا من باید بروم یا گروهی که در کارم دخالت می‌کنند. تشخیص دادم که بی‌سروصدا جدا بشوم، خودزنی کردم یعنی از خودم گذشتم که جای کسی را تنگ نکنم. می‌دانستم که کشتی‌فرنگی در زمان من متحول و موفق شده، اما با خودم گفتم شاید این نتایج به صلاح نبوده یا خوشایند عده‌ای نبوده این شد که رفتم.

از پیش هم معلوم بود که در غیاب شما در روند رو به رشد کشتی‌فرنگی سکته ایجاد می‌شود.

متاسفانه در ورزش کشور آزمون و خطا زیاد انجام می‌شود. در مورد من از سوی دو طرف آزمون و خطا انجام شد، اما اگر برنامه‌ریزی درست باشد، سیستم قائم به فرد نیست. معلوم است برنامه‌ریزی درست نبوده که با رفتن من مجموعه تیم تحت تاثیر قرار گرفته. متاسفانه گذشته برنمی‌گردد. بلافاصله بعد از شکست المپیک رسانه‌ها و رادیو تلویزیون به من گفتند حالا وقت حرف زدن توست، اما من گفتم با حرف زدن من هم امکان ندارد مقصر پیدا شود. آبی است که ریخته و سبویی است که شکسته، فقط امیدوارم کسانی که اشتباه کردند از رفتار خودشان درس گرفته باشند، همین!

سوال من این است، در بازگشت شما به تیم ملی کشتی چه چیزهایی در فدراسیون تغییر کرده بود؟

این 2 سال تجربه خیلی خوبی برای من بود. وقتی در گود بودم، گرم بودم اما وقتی کنار آمدم و نظاره‌گر شدم، آدم‌ها را بهتر شناختم. در این مدت در ارتباط بودم، روزنامه می‌خواندم. فقط به خاطر کشتی برگشتم. کشتی فرنگی سیر صعودی داشت، اما در المپیک لطمه بزرگی خورد. متاسفانه مردم کشور من درست است که به کشتی علاقه دارند اما فراموشکارند. مردم 4 ‌3 سال موفقیت کشتی‌‌فرنگی را با شکست المپیک از یاد بردند. آن‌همه افتخارات با ناکامی المپیک از ذهن مردم پاک شد و همه همان لحظه را دیدند. من برای این بچه‌ها خیلی زحمت کشیده بودم برای شکل‌گیری سوریان، سامان طهماسبی و ... برگشتم تا زحماتم بر باد نرود. در همکاری دوباره با فدراسیون کشتی هم من با تجربه‌تر شده‌ام و هم مدیران فدراسیون. ترس من از این بود که اگر زمان بیشتر بگذرد آن ته‌مانده کشتی‌فرنگی هم از بین می‌رود. برگشتم تا دوباره مثل قدیم بچه‌ها را جمع کنم و کار را شروع کنم. این وسط خیلی‌ها سست شدند یا حتی از بین رفتند، اما امیدوارم با یک برنامه‌ریزی خوب بیشترشان برگردند.

بدون تعارف جواب بدهید، خودتان فکر می‌کنید اگر در المپیک بودید چه نتایجی به دست می‌آمد؟

آقای سیم‌خواه هم زحمت کشیدند، اما من این احساس را دارم که با پیوند روحی که من با سامان، سوریان، علی‌محمدی و بقیه داشتم اگر کنار آنها بودم نتیجه غیر از این چیزی می‌شد که رقم خورد. نظر شخصی من این است که با آن جدول، هر 5 تایشان شانس مدال داشتند. سوریان 10 بار دیگر هم با مانکیف روس کشتی بگیرد یک بار هم نمی‌بازد. حداقل باید 3 مدال می‌گرفتیم. هیچ وقت خودم را نمی‌بخشم. در این 2 سال هرگز شرایط المپیکی بر تیم ملی فرنگی حاکم نبود و نتیجه همین شد که دیدید.

وقتی کشتی‌های المپیک را از تلویزیون می‌دیدید چه حسی داشتید؟

حمید سوریان که باخت، یک گوشه از خانه، پدرم گریه می کرد یک گوشه من گریه می‌کردم و یک گوشه مادرم. نمی‌توانستم با کسی حرف بزنم. روی تقویم اتاقم ضربدر می‌‌زدم تا به المپیک برسم، اما در آن 2 روز زمان برای من متوقف شد. آن 2 روز شد تلخ‌ترین روزهای زندگی من. در روزهای قبل از المپیک در جریان آماده‌سازی‌ها نبودم، اما وقتی از تلویزیون دیدم حمید مقابل کشتی‌گیر بلغار دستش را کرد توی موهایش گفتم این آن حمید همیشگی نیست. در مسابقه‌های جهانی چین کشتی‌گیر کره‌ای در لحظه آخر از سامان فیتو گرفت. اگر آن فیتو را می‌خورد، اوت می‌شد. ما گفتیم گردنش شکست، اما ماند و کشتی‌گیر کره را برد. همان حالت در المپیک با کشتی‌گیر ترک تکرار شد که براحتی سامان فیتو شد. وقتی برگشتند بعد از صحبت‌ها مشخص شد استرس زیادی داشتند و هماهنگی فکری خود را از دست داده بودند. روز آخری که تیم ملی را رها کردم، مصاحبه کردم و گفتم کادر فنی جدید باید سریع اردوها را تشکیل دهد تا از نظر فکری با بچه‌ها نزدیک شوند. المپیک هم سخت است و شرایط خاص خودش را دارد. من همیشه به بچه‌ها می‌گویم وقتی من بودم شما را برای جهانی آماده کرده بودم نه المپیک. آمادگی برای المپیک فرق می‌کند. المپیک 4 سال به 4 سال است، یک کشتی‌گیر اگر ببازد شاید المپیک بعدی نباشد که جبران کند. در نتیجه آمادگی باید کامل و ایده‌آل باشد و اشتباهات در کمترین حد ممکن انجام شود. با جهانی فرق می‌کند که هر سال فرصت جبران وجود دارد. حیف که فرصت المپیک برای من از دست رفت.

در یک کلام علت باخت کشتی‌فرنگی در المپیک را چه می‌دانید؟

المپیکی نبودیم. المپیکی فکر نکردیم، المپیکی کار نکردیم. هم از لحاظ روحی روانی مشکل داشتیم و هم از لحاظ جسمانی.

می‌گویند محمدبنا نیاز مالی ندارد و اگر عشقش به کشتی نبود الان در اروپا مشغول استراحت بود.

هر کس بگوید به پول احتیاج ندارم، دروغ می‌گوید. همه پول ر ا دوست دارند، اما فقط کشتی بود که توانست من را نگه دارد. هیچ‌وقت به خاطر نیاز مالی در کنار کشتی نبوده‌ام. کشتی را فقط به خاطر کشتی می‌خواهم. آرزویم این است که تیمم روزی قهرمان اول جهان شود نه دوم و نه سوم، فقط اول!

جاذبه ایران برای محمد بنا فقط کشتی است یا به دلیل دیگری برگشتید؟

اگر دوست دارید برایتان می‌گویم. من برای عروسی خواهرم برگشتم تا فقط یک ماه در ایران باشم. بعد از 16 15 سال در اروپا برای خودم زندگی داشتم، اما نمی‌‌دانم چه شد که سر از تیم ملی کشتی در آوردم. یک روز به دیدن آقای طالقانی رفتم فدراسیون کشتی، نگاه کردم دیدم در سالن شیرودی فرنگی‌کاران تمرین می‌کنند. 8 7 ماهی در شیرودی تمرین کشتی دادم که از من خواستند در تیم ملی بزرگسالان فعالیت کنم. اما خودم گفتم می‌خواهم از رده جوانان شروع کنم که شدم سرمربی جوانان و الان هم که در خدمت شما هستم.

شنیده‌‌ام خانواده‌ای دارید که در کنار ورزش به هنر هم علاقه دارند.

برادر کوچکم استاد موسیقی است، موزیسین و خواننده است، اما خودم غیر از ورزش، عاشق آشپزی هستم. اوقات فراغتم را در خانه به همراه پدر و مادرم با آشپزی سپری می‌کنم. البته نه غذاهای ایرانی بلکه غذاهای نو و متفاوت. البته اگر آشپزی را هنر بدانیم! خودم خیلی نمی‌خورم چون باید مراقب تناسب اندامم باشم.

کمی از خانواده‌تان بگویید، شغل پدر، تعداد خواهر و برادر و...

پدر من خیاط است و با 74 سال سن روزی15 ساعت کار می‌کند. از نسل قدیم است و هنوز وقتی مچ دست ما را می‌گیرد، نمی‌توانیم دستمان را از دستش جدا کنیم قبلا وزنه‌بردار بود و با عمویم که قهرمان پرورش اندام بود با هم ورزش می‌کردند. پدرم عاشق کشتی و تختی بود. من دوست داشتم دروازه‌بان فوتبال شوم، اما به خاطر علاقه پدرم سمت کشتی کشیده شدم. هنوز هم به عشق پدرم کشتی کار می‌کنم. مادرم هم یک زن خوب و خانه‌دار و مثل تمام مادران ایرانی مهربان است. ما 5 برادر و 3 خواهر هستیم...

به صورت حرفه‌‌ای فقط شما در ورزش هستید؟

بله.

از علاقه‌تان به فوتبال گفتید، نظرتان راجع به فوتبال ایران چیست؟ راستی استقلالی هستید یا پرسپولیسی؟

من به خاطر بچه محلی با علی پروین پرسپولیسی بوده و هستم. البته در خانواده، ما یکی در میان استقلالی و پرسپولیسی هستیم. به نظر من فوتبال ما راه درستی نمی‌رود در این چند ساله نشان داده حرکت مدیریتی فوتبال در باشگاه‌ها، فدراسیون فوتبال، سازمان تربیت بدنی و... تا حدودی سردرگم است. حکایت فوتبال ما حکایت شترمرغ است که هم شتر است. هم مرغ! حرفه‌ای هستیم در عین این که آماتور مانده‌ایم. هر راه درست یا غلطی یک کارنامه و بیلان دارد! اگر راه ما در فوتبال درست بود، کارنامه ما هم کارنامه قشنگی می‌شد نه این که میان 5 تیم آسیایی چهارم شویم.

وقتی بازی با امارات در تهران را می‌دیدم که با یک گل به نفع ایران تمام شد، در حالی که حریف تنها3 بازیکن اصلی را به همراه داشت از شادی‌ بچه‌ها بعد از این برد افسوس خوردم.

به نظر شما مشکل فوتبال ما چگونه حل می‌شود؟

تا وقتی تزریق پول بی‌مورد و دلال‌بازی در فوتبال وجود دارد شرایط همین است. متاسفانه افرادی که کنار ورزشکاران هستند بیشتر از خود آنها منفعت کسب می‌کنند و کسی هم زورش نمی‌رسد این مسائل را در فوتبال تعطیل کند. ورزش ما به طور کلی شرایط خوبی ندارد چون برنامه‌ریزی درستی در آن حاکم نیست. ورزش ما باید از سیاست جدا شود. درحال حاضر ورزش ما قائم به فرد است مثلا بسکتبال، اگر مشحون‌ها را از این رشته بگیرید تمام آن نابود می‌شود. در صورتی که هر رشته باید یک برنامه‌ریزی درست را دنبال کند. امیدواریم با درایت مدیران حوزه ورزش ترتیبی داده شود تا در المپیک لندن خاطرات تلخ پکن به فراموشی سپرده شود.

نام محمد بنا در کنار کشتی‌فرنگی توقع‌‌ها را بالا می‌برد، از توقع بالای مردم و رسانه‌ها نمی‌ترسید؟

نه نمی‌ترسم! چون عشق و علاقه درون من زیاد است و این علاقه من را به کار و تلاشم پیوند می‌‌دهد در نتیجه خیلی راحت می‌‌‌توانم این حس را به کشتی‌گیر منتقل کنم. ترسی ندارم فقط می‌دانم مسوولیتم سنگین‌تر شده است. اگر شرایط همین باشد و البته کم و کاستی‌ها برطرف شود، امیدوارم در جهانی دانمارک نتیجه ایده‌آل بگیریم و شرمنده مردم نشویم. البته زمان بیشتری نیاز است اما کشتی فرنگی ایران یک پشتوانه 4 3 ساله دارد که امیدوارم بتوانیم در حد توانمان پاسخگوی توقع مردم باشیم. من اگر کنار تشک بترسم این ترس به کشتی‌گیر هم منتقل می‌شود. اما اگر مربی ترس را درون خود راه ندهد کشتی‌گیر هم جسور وجنگنده می‌شود. البته کار سخت است. من امیدوارم با این که قانون عوض شده و چند تا از بچه‌های قدیم شرایط ایده‌آل ندارند، با کار و کار و کار به موفقیت برسیم. در مسابقه‌های قهرمانی آسیا ثابت کردیم با تلفیقی از جوانان و مهره‌های دوم و سوم هر وزن هم می‌توانیم موفق شویم.

جدی‌ترین مسابقه پیش رو جهانی دانمارک است، فارغ‌ از انتظارات مردم و رسانه‌ها اگر چندم شویم و چند مدال بیاوریم از نظر خودتان موفق بوده‌ایم؟

در این سال‌ها در کشتی فرنگی روند روبه‌رشدی داشتیم البته غیر از المپیک. ببینید سال 2005 ما دهم شدیم، 2006 پنجم و 2007 چهارم شدیم با 3 مدال. درست می‌گویید توقع مردم زیاد است. تلاش می‌کنیم حداقل در میان 6 تیم برتر دنیا قرار بگیریم با این که قانون عوض شده می‌خواهیم سیر صعودی کشتی فرنگی ایران را حفظ کنیم. هنوز صددرصد ترکیب تیم مشخص نشده، اما غیر از سوریان و هاشم‌زاده سایر نفرات ما کم تجربه هستند. در این 24 نفری که به اردو دعوت شده‌اند غیر از 3 نفر (هاشم‌زاده، با وفا و زرین‌پور)‌ بقیه جوان هستند (سوریان هم جوان است)‌. کشتی‌گیر 17 ساله‌ای داریم که به مسابقه‌های جایزه بزرگ باکو اعزام کردیم.

لابد به این شرط بازگشته‌اید که حتما در المپیک لندن بالای سر تیم باشید یا این که دوباره قرار است تاریخ را تکرار کنید؟

سال 2004 که با جوانان شروع کردم با خودم عهد بستم در المپیک پکن کارم را با قهرمانی تیم ملی بزرگسالان تمام کنم و به یک جایگاه جدید بروم. حالا هم که دوباره برگشتم کنتور را صفر کردم تا 4 سال آینده در لندن با کشتی فرنگی ایران به موفقیت برسم. بعد از آن جایم را به جوانان می‌‌دهم و خودم حتی شده در یک باشگاه کوچک کارم را دنبال می‌کنم.

با فدراسیون کشتی قرارداد کتبی دارید یا قلبی؟

قرارداد قلبی 4 ساله دارم! در صحبت‌هایی که با آقای یزدانی خرم کرده بودم قرار شد 4 سال کار کنم، البته اگر به صورت کتبی هم قرارداد می‌بستیم امکان فسخ از سوی هر 2 طرف وجود داشت. قرار داد ازدواج هم که مقدس‌ترین‌ پیمان است، در دین خدا با طلاق فسخ می‌شود.

قصد من این است که کمک کنم به کشتی. با خودم عهد کردم تیم ملی کشورم اول دنیا شود. البته این ایده‌آل همه مربیان دنیاست با این بضاعت و امکاناتی که الان وجود دارد شاید خیلی‌ها فکر کنند رویاپردازانه به زندگی نگاه می‌کنم. در حال حاضر از نظر سخت‌افزاری و نرم‌افزاری از 20 کشور دنیا در کشتی عقب هستیم. اما با پشتکار و تلاش و غیرت می‌توانیم در رشته غریبه کشتی فرنگی خودمان را از نظر تیمی به یک مدعی تبدیل کنیم. این استعداد را بچه‌های ما دارند فقط باید همت کنند. در این 3، 4 سال گذشته آمریکا قهرمان جهان شده، گرجستان قهرمان جهان شده و ما 2، 3 بار رسیدیم به جام، حتی نوک هم زدیم و نزدیک بوده آن را بگیریم اما نشد...

شرایط حمید سوریان بعد از المپیک خیلی بد بود. می‌گویند شاید اگر شما نبودید او هرگز به کشتی برنمی‌گشت.

حمید بعد از المپیک در شرایطی بود که من از آینده او و سامان طهماسبی و چند تای دیگر ترسیدم که برگشتم. ترسیدم که این ستاره‌ها را از دست بدهیم. وقتی حکمم را گرفتم، رفتم سراغ حمید تا با او صحبت کنم، دیدم خیلی شرایط روحی بدی دارد و این احتمال هست که اصلا به کشتی برنگردد. بازگشت برایش خیلی سخت بود چون در این مدت حتی قدم هم نزده بود چه برسد به ورزش. وقتی بدن ضعیف می‌شود، آسیب‌دیدگی‌ها هم بیشتر خود را نشان می‌دهند، خدا را شکر که برگشت و با مدال طلا جام آزوماش اوکراین ثابت کرد شرایطش خوب است. شک نکنید که سوریان با تجربه افتخارات قبلی را تکرار می‌کند.

منتقدان شما معتقدند همیشه از شرکت نکردن حمید سوریان در انتخابی تیم ملی حمایت می‌کنید. چه جوابی برای رفع این اتهام دارید؟

این صحبت اشتباه است. من به شما تاریخ می‌دهم. من از سال 2005 وارد تیم ملی بزرگسالان شدم، قبل از آن 2 سال سرمربی تیم ملی جوانان بودم که هر سال انتخابی برگزار کردم. وقتی سال 2005 من آمدم انتخابی برگزار و مثلا در وزن 55 کیلو حسن رنگرز انتخاب شده بود، اما وقتی دیدیم شرایط رنگرز خیلی خوب نیست حمید سوریان را جایگزین او کردیم. حتی خواستیم بین حسن و سوریان انتخابی بگذاریم که خود رنگرز قبول نکرد. فقط سال 2006 انتخابی تیم ملی با تغییر و تحولات ریاست فدراسیون کشتی تداخل پیدا کرد. درست 48 ساعت قبل از انتخابی یزدانی خرم که به جای طالقانی آمده بود شخصا دستور داد انتخابی تیم ملی به دلیل زمان کم تا اعزام برگزار نشود. 2007 هم که رفتم، 2008 هم که نبودم پس چرا من متهم می‌شوم که نمی‌خواهم سوریان در انتخابی شرکت کند. آن 2 سال که من نبودم پس چرا انتخابی برگزار نشد. الان هم که قبول دارید شرایط سوریان بعد از المپیک خاص بود. بعضی‌ها گفتند اگر 55کیلو نمی‌شود سوریان را در 60 کیلو در انتخابی شرکت بده مثل مراد محمدی که آمد 66 و کشتی انتخابی گرفت. من می‌گویم این قهرمان 3 سال پیاپی جهان بعد از 11 ماه آمد یک کشتی گرفت و دور اول باخت. این یعنی بدنش آماده شد؟ من خودم کشتی‌گیر بودم که فقط از طریق انتخابی بالا آمدم با این که اگر 7 وزن شرکت‌کننده داشتیم فقط من با مدال برمی‌گشتم. شما به مسعود هاشم‌زاده دقت کرده‌اید؟ صبح تا شب در مورد سوریان بحث می‌شود، اما هاشم‌زاده بدون انتخابی آمده در مسابقه‌های قهرمانی آسیا تایلند قهرمان شده، حتی در مسابقه‌های کشوری و جام یادگار امام هم شرکت نکرد. پس چرا از او نمی‌پرسید؟ سوریان پرعنوان‌ترین کشتی‌گیر جهان در وزن 55 کیلوگرم است، پرافتخارترین فرنگی‌کار ایران است من نمی‌دانم این همه حساسیت برای چیست! به جای این که کاری کنیم او با 23 سال سن آماده تکرار افتخارات گذشته باشد، مدام برایش حاشیه‌ درست می‌کنیم. در این مدت که حمید نبود همه 55 تاها را امتحان کردیم. سطح آنها با سوریان از زمین تا آسمان تفاوت دارد. تشخیص من که 24 ساعت کنار بچه‌های تیم هستم درست‌تر است یا نظر فلان کارشناس که دور ایستاده و می‌گویم سوریان وقتی خوب بود که کنده در کشتی فرنگی بود. پس چرا در آزوماش همین سوریان قهرمان شد؟ من اگر آبروی خودم را دوست نداشته باشم، هیچ کسی را نمی‌توانم دوست داشته باشم. یعنی من این همه داد و فریاد می‌کشم تا سوریان برود ببازد و آبرویم را بریزد؟ مثل سال 2005 که رنگرز نامدار را کنار گذاشتم و قهرمان جهان تحویل دادم. اگر در آستانه مسابقه‌های جهانی دانمارک بهتر از سوریان داشته باشم با خودم می‌برم، اما سوریان در این مدت ثابت کرده که خود را آماده قهرمانی جهان کرده است.

سوریان برای شما هنوز همان شاگرد حرف گوش‌کن سابق است یا... .

فرق مربی با مربی، همین است. مربی هم از لحاظ فنی و هم از حیث روحی و روانی باید به روز باشد. اگر من فکر کنم سوریان همان کشتی‌گیر تیم ملی جوانان است، اشتباه کرده‌ام. وقتی بچه 5 ساله است با او یک مدل برخورد می‌کنند و وقتی 30 ساله شد یک مدل دیگر. سوریان از لحاظ اخلاقی شاگرد خوبی بوده است. البته من مسوول تیم ملی هستم و خودم را مربی حمید نمی‌دانم. برادرش و آقای زارع در تربیت او نقش اصلی را داشته‌اند. به هر حال من تفاوت در شرایط او را درک می‌کنم و خودم را می‌گذارم جای او. با هیچ کدام از بچه‌ها به مشکل برنخورده‌ام چون احترام متقابل بین ما از میان نرفته است. پرده سرمربیگری و شاگردی بین من و بچه‌ها نباید دریده شود تا اگر من سر آنها داد کشیدم یا زیر گوششان سیلی زدم، بدانند که به عنوان پدر و معلم و برای اصلاحشان است نه این که فکر کنند اینجا پادگان است و باید صبر کنند تا خدمتشان تمام شود.

در ورزش کشور آزمون و خطا زیاد انجام می‌شود. در مورد من از سوی دو طرف آزمون و خطا انجام شد، اما اگر برنامه‌ریزی درست باشد، سیستم قائم به فرد نیست

بزرگ‌ترین اصل موفقیت اصل اعتقادی است. اگر شما به من و من به شما اعتقاد قلبی داشته باشیم، موفق می‌شویم. بیرون تشک سوریان و بقیه را به یک اندازه دوست دارم. عشق و علاقه و محبت من به کشتی‌گیران بیرون تشک است، روی تشک فقط لیاقت‌های تکنیکی و آمادگی بدنی را می‌بینم. اصل من در کشتی شایسته‌سالاری است. وقتی من اخم می‌کنم، از نهایت ذخیره انرژی خود استفاده می‌کنند تا رضایت خاطر من را جلب کنند و کمتر صدای داد و فریاد من را دربیاورند!

عده‌ای معتقدند اگر در تیم ملی مانده بودید داوود عابدین‌زاده هم الان مدال جهانی و حتی المپیک داشت.

هر بلایی سر داوود آمد تقصیر خودش بود. خودش مقصر بود که از کشتی دور شد. زمانی که جوان‌تر بود او را برمی‌گرداندیم و کنترل می‌کردیم، اما وقتی قهرمان جوانان آسیا شد و یک مسابقه جهانی را هم تجربه کرد دیگر کنترلش سخت شد. در شهریار زمین خرید و ساختمان ساخت و عاشق شد و... ما نهایت تلاش خود را کردیم. چرا کشتی‌گیران ما از مسیر خود خارج می‌شوند؟ یا با یک مدال اشباع می‌شوند یا با یک کم‌توجهی ورزش را رها می‌کنند. به نظر من هیچ کس در مورد دوری عابدین‌زاده از کشتی مقصر نیست. من به او علاقه داشتم و از او حمایت کردم. قبول دارم شایداگر من در تیم ملی مانده بودم، او هم این طور رها نمی‌شد؛ اما همان موقع هم در مورد وزن کم‌کردن‌ها و حاشیه‌ها بارها به او تذکر داده بودم. خیلی از مهره‌های خوب در رده جوانان داشتیم که حالا در بزرگسالان خبری از آنها نیست.

سامان طهماسبی هم بعداز شما با وجود کب مدال برنز 2007 باکو افت کرد... .

نه افت نکرد. البته به نظر من باید طلا می‌گرفت، اما نمی‌توان گفت افت کرد، شاید سرعت روند رو به رشدش کم شد. سامان در المپیک هم باید مدال می‌گرفت. بعد از المپیک هم عمل پایش پیش آمد، اما الان هم خودش و هم مربی‌اش آقای خیرآبادی علاقه‌مند و امیدوار هستند و به نظر می‌رسد با این انگیزه خیلی زود به شرایط آرمانی برگردد.

از قوانین جدید کشتی فرنگی بگویید. ملی‌پوشان با این قوانین کنار آمده‌اند؟

سال 2005 در ترکیه مسابقه‌های بین‌المللی جوانان را برگزار می‌کردیم که قانون کنده به جای کمر تو کمر جایگزین شد. در مدتی کوتاه با کار شبانه‌روزی جوانانی چون سوریان، عابدین‌زاده، قاسم رضایی و جاسم امیری در مسابقه‌های آسیایی موفق شدند. در همان سال تیم بزرگسالان در چین کارنامه خوبی ثبت نکرد، اما این جوانان با این که قانون جدید را قبلا تجربه نکرده بودند در مسابقه‌های آسیایی کره 6 طلا، یک نقره و یک برنز کسب کردند و در جهانی لیتوانی اگر فقیری به نماینده اسرائیل نمی‌خورد تیم ما قهرمان اول جهان می‌شد که در نهایت با یکی دو امتیاز اختلاف نسبت به ترکیه بالاتر از روسیه دوم شد. الان هم ما با قانون جدید کار می‌کنیم، اولین مسابقه‌ای که با این قانون برگزار شد قهرمانی آسیا بود که بچه‌‌های ما با وجود کم‌تجربه بودن قهرمان شدند. در آزوماش هم کارنامه ما قابل دفاع بود. در قانون جدید هم سر پا و هم خاک مهم است و دقت و تلاش در هر کدام باعث پیروزی کشتی‌گیر می‌شود. مهارت کشتی‌گیر باید هم در خاک و هم در سرپا ایده‌آل باشد تا کسی را ببرد و استقامت و آمادگی جسمانی حرف اول را می‌زند. فکر می‌کنم خیلی راحت با قانون جدید کنار بیاییم.

بیشتر رشته‌های ورزشی ایران از دوپینگ آسیب‌ دیده‌اند، اما خواندم در جایی گفته بودید خیالتان از بابت دوپینگ راحت است.

گفتم اصل اعتماد نقطه مثبت کار من است. من یاد گرفته‌ام تا در دادگاهی با قاضی و وکیل و دادستان ننشینم و تا مدارک را نبینم به کسی انگ و تهمت نزنم. از ستاد مبارزه با دوپینگ می‌خواهم بچه‌های ما را هر وقت خواستند تست کنند، اما می‌دانم بچه‌هایی که در این مدت با آنها کار کرده‌ام خود را آلوده این مسائل نمی‌کنند. در این پنج شش سال غیر از یک مورد نمونه مثبتی ندیده‌ام.

بعضی‌ها می‌گویند بنا خیلی به لیگ اهمیت نمی‌دهد. به شکل برگزاری آن انتقاد دارید یا اصلا به لیگ اعتقاد ندارید؟

این هم از آن حرف‌هاست. این بعضی‌ها شنیدند انتقاد بنا به برگزاری لیگ چیست؟ به شما می‌گویم تا بلکه آنها هم بشنوند زمان برگزاری لیگ فرنگی نامناسب است. برای بزرگی کردن ابزار لازم است و آن ابزار کشتی‌گیر است. ما باید به کشتی‌گیرانمان شخصیت قهرمانی جهان بدهیم. قهرمان‌های ما با وجود تحمل همه فشارها در مسابقه‌های لیگ شرکت کردند بعد از گذشت چند ماه یک کدامشان پولشان را کامل نگرفته‌اند. همه دارند توی سرشان می‌زنند از دانشگاه آزاد و نماینده قائم‌شهر گرفته تا شهرداری بابل و... لیگ ما فرسایشی است. 4 تیم نصف و نیمه که قول‌های بزرگ می‌دهند و می‌خواهند با کم‌ترین پول که البته آن را هم نمی‌دهند ستاره‌ها را جمع کنند و قهرمان شوند پس جایی برای نمایش جوانان باقی نمی‌ماند. از ترس باخت به مهره‌های جوان میدان نمی‌دهند. مثل فوتبال در کشتی هم کمترین سود از برگزاری لیگ را ورزشکار می‌برد و ضربه‌اش به تیم ملی می‌خورد. تیم‌های لیگ باید تلفیقی از جوانان و بزرگسالان باشند.

اشکال اصلی از سازمان لیگ است، از مدیران باشگاه‌هاست یا... .

برنامه‌ریزی اصل موفقیت است. اگر فدراسیون کشتی به عنوان متولی کشتی مملکت می‌خواهد لیگ برگزار کند، باید سازمان لیگ هم با برنامه‌ریزی درست‌ ترتیبی دهد تا تیم ملی ضربه نبیند. لیگ برای بهبود شرایط تیم ملی است. زمان مناسب برای لیگ حدود یک ماه بعد از مسابقه‌های جهانی است که در آن چند ماه تعطیلی تیم ملی کشتی‌گیر را روی تشک نگه دارد. تداخل آماده‌سازی برای لیگ با تیم ملی تفاوت زیادی دارد و یک کشتی‌گیر در عین حال نمی‌تواند با هر 2 روش کار کند.

به عنوان سوال آخر، شما را به عنوان یک استعدادیاب در کشتی ایران می‌شناسند، همچنان به کشتی‌گیران رده پایه توجه دارید؟

سرمربیان تیم‌های جوانان و نوجوانان مشخص هستند و با استقلال مشغول کارند. ما انتظار داریم آنها بتوانند پشتوانه‌ها را تقویت و اداره کنند. هر زمان لازم باشد سر می‌زنم، در رده جوانان 5 4 مهره را زیر نظر داریم. بابک قربانی، سعید عبدولی، بشیر باباجان‌زاده، حاتمی، کبیری و... این مهره‌ها به درد آینده کشتی ما می‌خورند.

و صحبت پایانی.

شاید خیلی از مسائل بود که بسته مانده بود، امیدوارم با این مصاحبه ذهن مردم روشن و این صحبت‌ها مفید واقع شود. هدف اصلی من و کادر فنی تیم ملی شادی دل مردم است و آنها باید بدانند به عشق آنها زحمت می‌‌کشیم. از حمایت‌های شما و روزنامه جام‌جم هم تشکر می‌کنم که به من این فرصت را دادید تا مسائل این 4 3 سال را با خیال راحت بیان کنم.

امیرحسین متقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها