گزارش روز از نفت تا تیلور

جام جم آنلاین - دوره ریاست جمهوری اولسگون اوباسانجو سرشار از ماجراهای لجوجانه است .به چه شکل دیگری می توانیم علت فجایع و مصیبت های فراوانی را که وی بر سر ملت نیجریه آورده است توضیح دهیم؛ برای مردی که اخیرا آشکارا اعتراف کرد
کد خبر: ۲۷۴۴۸
که به مشورت انبوه مشاورانش نیازی ندارد ، بعید است که ابراز افکار عمومی یا خصوصی مخالف ، صرفنظر از این که تا چه حد هماهنگ شده یا خیرخواهانه باشد ، بتواند نیات و تصمیمات اساسا مستبدانه او را تغییر دهد و به این ترتیب او ملت را از یک تصمیم تحمیلی مستبدانه به تصمیم تحمیلی و معمولا شتابزده دیگر که با عواقب مصیبت بار همراه است هدایت می کند.

مالیات اخیر نفت و بحران ناشی از آن نتیجه مذاکره بین رئیس جمهوری و وزیر نفت (که هر دو مقام در اختیار خود امپراتور اوباسانجو است!) بود. شیوه جدید قیمت گذاری نفت به تصویب مجمع ملی (که منحل شده) و شورای اجرایی فدرال (که قرار بود تشکیل شود) رسید و در میان حیرت فراوان مردم کشور توسط سخنگوی واردکنندگان نفت اعلام شد.

تردید دارم که این بحران به همین جا خاتمه پیدا کند زیرا بزودی انبوه افراد گرسنه ای که بر اثر فقر مرگبار ناشی از افزایش جدید قیمت های نفت در سراسر کشور سر به شورش خواهند گذاشت ، جای کارگران اعتصابی و طرفداران آنان را خواهند گرفت .
اما وقتی اعتصاب آغاز شد ، رئیس جمهوری به مونرویا رفت تا جنجال دیگری را آغاز کند.
او موافقت کرده است چارلز تیلور را ظاهرا به عنوان پناهنده به نیجریه بیاورد البته به این شرط که جامعه بین المللی نیجریه را وادار نکند تیلور را برای محاکمه در اختیار دیوان عدالت بین المللی بگذارد.
باز هم هیچ کس نمی داند اوباسانجو در مورد این موضوع با چه کسی مشورت کرد زیرا این سفر قبل از انتصاب وزیر خارجه جدید توسط او انجام شد.
از وقتی که سی ان ان افشا کرد که چارلز تیلور در واقع برادر یکی از «همسران» متعدد اوباسانجو است ، دشوار است بگوییم در این مورد منافع حقیر شخصی کجا خاتمه می یابد و مسوولیت ملی از کجا آغاز می شود.
نیجریه در منطقه غرب آفریقا «برادر بزرگ» به شمار می آید و به این دلیل همیشه تعهدی استراتژیک برای تضمین امنیت و ثبات در منطقه داشته و خواهد داشت .
این منطقه ، اگر بخواهیم صنعتی شویم و تجارت را جدی بگیریم ، نزدیکترین بازار ما است . نیجریه ای های فراوانی در این منطقه زندگی می کنند.
تعداد زیادی از آنان در مناقشاتی که به تحریک تیلور در لیبریا ، سیرالئون ، گینه و ساحل عاج برپا شد ، کشته یا آواره شدند.
اگر اجازه بدهیم لیبریا بار دیگر از کنترل خارج شود ، ممکن است بار دیگر عده بیشتری دچار فاجعه شده و کشورهای بیشتری بی ثبات شوند.
به این دلیل یک رهبر نیجریه باید در صورت بروز مشکل در لیبریا دست به اقدام بزند.
به این شکل بود که «گروه ناظر مسلح جامعه اقتصادی کشورهای غرب آفریقا» (ECOMOG) بنا نهاده شد.
از قضا این کار در واکنش به جنگ تمام عیار تیلور علیه رهبری مشروع کشورش تحت ریاست ساموئل دوئه بود و نیجریه دست به کار شد تا او و همه کسانی دیگری را که احتمالا تصور کرده بودند کار درستی است که از مخفیگاه خود درآمده و با تیراندازی راه خود را به کاخ ریاست جمهوری بازکنند ، سر جایشان بنشاند.

هنگامی که جنگ لیبریا ادامه یافت ، تیلور باعث رنج فراوان مردم کشورش شد.
هزاران نفر از غیرنظامیان نیجری که در لیبریا و سیرالئون زندگی می کردند نیز کشته و عده بیشتری آواره شدند.
دو خبرنگار نیجری در انتقام نقش موثر نیجریه در اجرای ابتکار ECOMOG به دستور چارلز تیلور کشته شدند ، تیلور به این جنایت اعتراف و عذرخواهی کرد.
از این مهمتر ، چون لیبریا نخستین کشوری بود که نیجریه قدرت نظامی تهاجمی خود را در آن به نمایش گذاشته بود ، ارتش نیجریه در عملیات لیبریا تلفات سنگینی داد.
تیلور برای این که تهاجم ECOMOG را به رهبری نیجریه خنثی کند ، سیرالئون را که پایگاهی برای عملیات نیجریه از جمله پایگاهی هوایی برای هواپیماهای جنگی آن داده بود ، بی ثبات کرد.
شورشیان جبهه متحد انقلابی سیرالئون که عملا تحت فرمان و کنترل تیلور بودند ، ضمن ایجاد ناامنی در سیرالئون ، با دیگر جناح های این کشور برای سرنگون کردن «تجان کباح» رئیس جمهوری آن ، متحد شدند.
در این مورد نیز نیجریه مجبور به مداخله برای نجات سیرالئون و بازگرداندن کباح به قدرت شد.
در جنگ داخلی که در پی این ماجرا در گرفت نظامیان و غیرنظامیان نیجری کشته و سربازان این کشور به ایدز مبتلا شدند و ضمن پخش این بیماری در کشورشان خود نیز قربانی آن شدند.
به دلیل بی در و پیکر بودن مرزها بین کشورهای غرب آفریقا ، سربازان ECOMOG و دلالان اسلحه با سلاح ها و مهماتی که از شورشیان گرفته بودند ، بازگشتند و آنها را به راهزنان مسلح فروختند.
به این ترتیب افزایش موارد راهزنی های مسلحانه در نیجریه با دوره مداخله فعالانه آن در عملیات ECOMOG همزمان شد.
بر کسی پوشیده نیست که تیلور مناطق تولید الماس ، الوار و کائوچو را در مرز لیبریا - سیرالئون کنترل می کرد و وی از این امر برای اشاعه خشونت و دادن پول به شورشیان گینه و ساحل عاج نیز بهره می برد.
کنترل تجارت پرسود الماس وی را در موقعیتی قرار می داد که بعضی از فرماندهان ECOMOG را بخرد و به این ترتیب جنگ در لیبریا را طولانی تر کند.
تیلور بر موج دموکراسی سوار شد و با استفاده از بحران های سیاسی در نیجریه ، مردم خسته از جنگ کشورش را مرعوب کرد تا وی را به ریاست جمهوری لیبریا برگزینند.
تیلور حتی در مقام یک رئیس جمهوری «منتخب» تسلط خود را بر تجارت الماس حفظ کرد تا هزینه بی ثبات کردن کشورهای هم مرز لیبریا را تامین کند.
تیلور از جهتی نزدیکترین رابط بین غرب آفریقا و تروریسم جهانی است در این صورت چه دلیلی دارد که نیجریه به وی پناه بدهد.
اگر آنطور که اوباسانجو ادعا می کند این اقدامی بشردوستانه است چرا چنین پیشنهادی را به کسانی نداد که در طول چهار سال گذشته به علت نقض حقوق بشر در طول دیکتاتوری ژنرال سانی آباشا بر نیجریه (98-}1993) زندانی بوده اند؛ استقبال از تیلور در اینجا به این معنا است که از دیگران دعوت کنیم نیجریه را کشوری قانون شکن و پناهگاه اشرار و جنایتکاران بدانند.
اگر ما این عنوان را نیز به سایر بدنامی های خود بیفزاییم مثل این است که می خواهیم تیشه به ریشه خود بزنیم.
اگر نیجریه خود را پناهگاه جنایتکاران بین المللی معرفی کند ، باید آماده پذیرش عوارض آن باشیم.
وقتی صدام از عراق اخراج شد ، سوریه از پناه دادن به وی و خانواده اش منع گردید.
سوریها عواقب سرپیچی را می دانستند و علی رغم همبستگی عربی حاضر به پناه دادن به آنان نشدند.
تیلور در چشم مردم جهان و نیجریه خلافکاری غیرقابل بخشش و مایه ننگ آفریقا است به مردی مانند او نباید بین مردم شرافتمند پناه داد.
دعوت کردن از او توهین آشکار به چیزی است که از حس شرافتمندی ما به عنوان یک ملت باقی مانده است.
چنین مستبد خون آشامی را باید از لیبریا اخراج کرد و به جایی فرستاد که باید به آنجا برود: دادگاه بین المللی جنایتکاران جنگی ، یا بهتر از آن ، به گورستان .

منبع : ورلدپرس ریویو
مترجم : علی کسمایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها