طلاق؛ تنها حق من از زندگی است

سحر می‌گوید دیگر حاضر نیست با شوهرش که 17 سال پیش با او ازدواج کرده زندگی کند. او می‌گوید شوهرش مردی فریبکار است و در این سال‌ها از اعتمادش سوءاستفاده شده است. پرونده طلاق این زوج در شعبه 268 دادگاه خانواده در حال رسیدگی است.
کد خبر: ۲۷۴۴۴۴

چند سال است که با شوهرت ازدواج کردی ؟

17 سال پیش با هم ازدواج کردیم، اما 3 سال است که جدا زندگی می‌کنیم. من در خانه پدرم هستم و شوهرم هم در خانه خودش زندگی می‌کند.

فرزند هم داری؟

بله 3 دختر دارم که زیاد بزرگ نیستند و در دوران نوجوانی به سر می‌برند . آنها تنها سرمایه‌های من در زندگی هستند.

چطور با شوهرت آشنا شدی؟

ما عاشق همدیگر بودیم. او پسر همسایه ما بود و ارتباط ما با هم باعث شد تا ازدواج کنیم. شوهرم پسر بسیار خوبی بود، من او را خیلی دوست داشتم. 6 ماه قبل از ازدواجم با او ارتباط تلفنی داشتم و تا این که پدرم فهمید و ما با هم ازدواج کردیم.

در مورد رابطه‌ات با شوهرت بیشتر توضیح بده؟

رابطه من با شوهرم زمانی آغاز شد که سال دوم دبیرستان بودم. در آن زمان دختر بچه بودم و نمی‌توانستم درست تصمیم بگیرم. در رویاهایم زندگی می‌کردم. او برایم پسر ایده‌آلی بود. در راه مدرسه بیشتر اوقات با هم برمیگشتیم. تا این که یک روز پدرم ما را دید و به شدت من را کتک زد. چند روز بعد رضا و خانواده‌اش به خواستگاری من ‌آمدند پدرم هم دیگر اجازه نداد من درس بخوانم و با رضا ازدواج کردم. در آن زمان خیلی خوشحال بودم و احساس خوشبختی می‌کردم.

رابطه خوبی با شوهرت داشتی؟

بله رابطه ما خیلی خوب بود. ما زندگی ایده‌آلی داشتیم. رضا کار می‌کرد و به لحاظ اقتصادی هم وضعیت خوبی داشتیم. خداوند به ما 3 فرزند داده بود و من هم از این که مادر آنها بودم راضی بودم تا این که فهمیدم شوهرم به من خیانت کرده است.

منظورت از خیانت چیست. او با کس دیگری ارتباط داشت؟

نه ، او مرا گول زد. شوهرم به من گفت که می‌خواهد مهریه من را بدهد؛ مهریه‌ام 15‌میلیون تومان بود. او از یکی از اقوامش در وجه خودش چکی گرفت و آن را به من داد بعد هم گفت می‌توانی این چک را وصول کنی. از من رسید هم گرفت که مهریه‌ام را دریافت کرده‌ام وقتی من رفتم چک را وصول کنم چک برگشت خورد و سر این موضوع با شوهرم به اختلاف برخوردم و از او خواستم تا در مورد این که چرا این کار را کرده است برایم توضیح دهد، اما او مرا متهم به دزدی کرد.

چرا شوهرت تو را متهم به دزدی کرد؟

او به من می‌گفت که هیچ چکی به من نداده و من آن را سرقت کرده‌ام. با این حرف‌هایش آبروی من را برد و حتی از دست من شکایت کرد.

چرا شوهرت چنین کاری کرد؟

این کار را کرد تا بتواند خیلی راحت از من جدا شود و بتواند خانه‌ای را که با پول من خریده است از دستم بیرون بیاورد.

در مورد ماجرای خانه توضیح می‌دهی؟

خانه‌ای که شوهرم حالا در آن زندگی می‌کند با پولی خریداری شده است که پدرم به من داده بود. او نیمی ‌از خانه را به نام من و مابقی را به نام خودش کرد. ما همیشه بر سر این ماجرا با هم اختلاف داشتیم. شوهرم با چیدن نقشه مهریه سعی کرد تا من را از سر خود باز کند و خانه را از چنگ من بیرون بکشد. او می‌دانست که اگر بخواهد خانه را از من بگیرد من مهریه‌ام را به اجرا می‌گذارم و با مشکل مواجه خواهد شد و مجبور می‌شود نیمی‌ از خانه را که به نام اوست به من بدهد به همین خاطر هم با این ترفند از من رسید دریافت مهریه را گرفت تا بتواند نیم دیگر خانه را برای خود نگه دارد و بعد هم اگر من خواستم جدا شوم آنچه به نام من هست را بدهد و من را از خانه بیرون کند.

گفتی روابط خوبی با هم داشتی. چرا شوهرت باید چنین کاری بکند؟

شوهرم مدتی است با من بدرفتاری می‌کند. او فکر می‌کند اگر با من ازدواج نمی‌کرد زندگی بهتری می‌توانست داشته باشد. من مقابل او کوتاه می‌آمدم و به خاطر بچه‌ها سکوت می‌کردم. من زندگی‌ام را دوست داشتم و نمی‌خواستم آن را به هم بزنم، اما شوهرم بالاخره این کار را کرد.

فرزندانت در این باره چه می‌گویند؟

آنها خیلی ناراحت هستند. دخترانم در سن بدی هستند نیاز دارند که من در کنارشان باشم، اما من نمی‌خواهم همیشه در خانه دعوا و درگیری باشد. به همین خاطر هم خانه را ترک کردم و می‌خواهم از شوهرم جدا شوم.

چرا از بزرگان فامیل برای حل مشکل کمک نمی‌گیرید؟

حتی اگر آنها بخواهند دخالت کنند هم فایده‌ای ندارد. اعتماد من نسبت به شوهرم از‌بین‌رفته است. من دیگر نمی‌توانم با مردی که هرلحظه فکر میکنم در حال کشیدن نقشه برای من است زندگی کنم.

می‌دانی فرزندانت آسیب جدی به خاطر جدایی شما می‌بینند؟

بله می‌دانم که آنها خیلی در فشار هستند، اما درگیری‌های هر‌روز من و شوهرم به آنها آسیب شدیدتری وارد می‌کند. من شوهرم را دوست داشتم، اما نمی‌دانم چرا او این کار را کرد و زندگی ما را دگرگون کرد.

با شوهرت در مورد این که تکلیف فرزندانت چه می‌شود صحبت کردی؟

بله ما در مورد همه چیز صحبت کردیم شوهرم می‌گوید حالا که می‌خواهی طلاق بگیری اگر نیمی‌ از خانه که به نامت است به من بدهی بچه‌ها را به تو می‌دهم. او گفته دیگر هیچ تعهدی را نسبت به آنها قبول نمی‌کند. من هم نپذیرفتم چون می‌دانم از عهده هزینه بچه‌ها بر نمی‌آیم و اگر او هزینه آنها را تامین نکند نمی‌توانم بچه‌ها را بزرگ کنم. گویا طلاق تنها حقی است که شوهرم در زندگی مشترک برای من قائل شده است.

خودت چه تصمیمی داری و چطور می‌خواهی زندگی کنی؟

من فعلا در خانه پدرم هستم می‌خواهم نیمی ‌از خانه را که به نام من است از شوهرم بگیرم و مقداری پول هم از پدرم بگیرم تا بتوانم خانه‌ای کوچک بخرم و زندگی‌ام را آغاز کنم. همچنین می‌خواهم کاری پیدا کنم و درآمدی داشته باشم تا شاید از این راه بتوانم فرزندانم را پیش خودم بیاورم و از آنها مراقبت کنم.

مریم عفتی

نظر کارشناس

قاضی عموزادی
بارها و بارها در مورد عواقب ازدواج زودهنگام یا دیرهنگام برای خانواده‌ها صحبت شده و تاکید کرده‌ایم که اگر ازدواج آگاهانه و در سنی مناسب اتفاق نیفتد قطعا مشکلاتی را به همراه خواهد داشت. در این پرونده زوجی که برای جدایی مراجعه کرده‌اند اولین گام را اشتباه برداشته‌اند چراکه ازدواجی زودهنگام داشته‌اند. به همین خاطر هم هر دو بعد از مدتی دچار سوءظن نسبت به یکدیگر شده‌اند چرا که قبل از این که شناخت کامل نسبت به هم پیدا کنند ازدواج کرده‌اند و به مرور زمان سوالات بی‌پاسخی در ذهنشان به وجود آمده است.

نتیجه این بی‌توجهی و بی‌دقتی در ازدواج جدایی است که برای این زوج به وجود آمده است. با توجه به این که آنها3 فرزند دارند و ‌17 سال است زن و شوهر هستند بهتر است که هر کدام مقداری از مواضع خود کوتاه بیایند تا بتوانند دوباره زندگی را از سر بگیرند، چراکه همیشه طلاق بهترین راه نیست. این زوج3 دختر نوجوان دارند که با توجه به شرایط سنی که این بچه‌ها در آن قرار دارند بسیار آسیب‌پذیر هستند و والدینشان به جای لجبازی با هم باید فکر این بچه‌ها را بکنند. دختران نوجوانی که به یکباره در درگیری‌های بین پدر و مادر گرفتار شده و آنها را جدای از هم می‌یابند بشدت خود را تنها احساس کرده و نه تنها دچار آفت شدید درسی می‌شوند بلکه بیماری‌های روحی و روانی نیز آنها را تهدید می‌کند.

توصیه می‌کنم پدران و مادران اگر مشکلی دارند قبل از بچه‌دارشدنشان به آن رسیدگی کنند و زمانی بچه‌دار شوند که به این اطمینان رسیده‌اند می‌خواهند تا پایان عمر با هم زندگی کنند و محبت خود را نثار فرزندانشان کنند و در غیر این صورت آسیبی بزرگ به فرزندانشان خواهند زد و در صورت نداشتن تفاهم با هم یا فرزندانی بد سرپرست و پر از مشکل خواهند داشت ‌یا این که با طلاق ، فرزندان خود را دچار آسیب‌‌های جدی می‌کنند. آسیب‌هایی که فرزندان طلاق معمولا دچار آن هستند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها