در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با آن که کروز بازیگر پرکاری نیست، ولی همیشه جزو چهرههای مطرح دنیای رسانهای بوده است، در حالی که به گفته خودش ترجیح میدهد یک زندگی آرام و به دور از جنجال و حاشیه داشته باشد. اعلام خبر تولید قسمت چهارم مجموعه فیلم «ماموریت غیرممکن/ بالاتر از خطر» بار دیگر نام این بازیگر 47 ساله را در سطح وسیعی مطرح کرد.
این فیلم که نسخه دوبارهسازی شده یک مجموعه کلاسیک و بسیار موفق تلویزیونی است، کروز را در نقش مدیر یک گروه ضدجاسوسی دارد که راهی ماموریتهای خطرناک و غیرممکن میشود. کروز که از سال 1985 با «تاپگان» به شهرت رسید تا امروز بازیگر یک دو جین فیلم پرفروش بوده که در عین حال تحسین منتقدان سینمایی را نیز به همراه داشته است.
او اواخر دهه 80 به خاطر بازی در درام ضدجنگ «متولد چهارم ژولای» نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر مرد شد. آخرین فیلم تام کروز روی پرده سینما «والکری» بود که ژانویه سال قبل اکران عمومی شد. در سالهای اخیر او کمکارتر شده است و به همین دلیل، منتقدان و خبرنگاران پیگیر کارهای جدید او هستند.
وی قرار است در کنار نسخه جدید ماموریت غیرممکن در 5 فیلم سینمایی دیگر نیز بازی کند. او در تازهترین گفتگوی خود درباره تمام این فیلمها صحبت میکند و در عین حال تاکید دارد که مهمترین مساله برای او، زندگی خانوادگیاش است.
شنیدن خبر تولید قسمت چهارم مجموعه فیلم ماموریت غیرممکن/ بالاتر از خطر برای دوستداران سینما، بسیار مسرتبخش است؛ ولی چرا اینقدر دیر به فکر تولید قسمت تازهای از آن افتادهاید؟
در طول چند سال گذشته چند بار بحث تولید قسمت چهارم فیلم مطرح شد؛ ولی هر بار به دلیلی انجام این کار به تعویق افتاد، گویی که یک عمل ناشناخته مانع از این کار میشد؛ اما چیزی که بیشتر از هر چیز برای همه ما اهمیت داشت، این بود که باید یک فیلمنامه خوب و قوی برای کار داشته باشیم. این روزها شما فیلمهای اکشن و ماجراجویانه زیادی را میبینید که به روی پرده سینماها میروند. برای ما این نکته مهم بود که فیلم حرف بیشتری برای گفتن داشته باشد.
آیا فیلمنامه آماده است؟
هنوز نه. طرح کلی آن ارائه شده و 2 فیلمنامهنویس کهنهکار تلویزیونی مشغول نوشتن آن هستند. فکر میکنم فیلمنامه تا یکی دو ماه دیگر آماده شود.
برخی میگفتند قطع همکاری شرکت فیلمسازی شما با شرکت پارامونت، عامل اصلی توقف تولید پروژه ماموریت غیرممکن بوده است.
این طور نیست. پس از آن که قرارداد همکاری شرکت فیلمسازی من با شرکت پارامونت به پایان رسید، ما بر سر یک چیز با یکدیگر توافق داشتیم و آن هم این بود که پروژه ماموریت غیرممکن را به صورت مشترک انجام دهیم. هنگام جدایی از پارامونت من سابقه 13 سال همکاری مشترک با آنها را داشتم.
با آنها دوست هستم و دلیلی ندارد که در آینده با آنها همکاری نداشته باشم.
حتی شایع هم شده که براد پیت جایگزین شما برای ایفای نقش کاراکتر اصلی مجموعه فیلم اتان هانت شده است.
رسانههای گروهی شایعات خودشان را میسازند و با آنها گذران زندگی میکنند؛ ولی من هیچ وقت به دنبال شایعات نرفتهام. من هم این خبر را شنیدم. خوشبختانه خود براد پیت این شایعه را بلافاصله تکذیب کرد و نگذاشت پروبال بگیرد.
حالا برای مثال، احتمال آن وجود دارد که براد پیت در نقش کاراکتر خبیث و منفی قسمت چهارم فیلم ظاهر شود؟
پیشنهاد جالبی است. تا به حال اصلا به آن فکر نکرده بودم؛ البته ما هنوز شروع به انتخاب بازیگران فیلم نکردهایم. وقتی به آن مرحله رسیدیم، در این مورد هم فکر خواهیم کرد. مساله اصلی این است که آیا براد پیت هم حاضر میشود چنین نقشی را بازی کند یا خیر.
نبرد و درگیری شما دو نفر روی پرده سینما، حتما چیزی دیدنی از کار درخواهد آمد.
تماشاگران امروزی سینما دوست دارند این نوع درگیریها را روی پرده سینما تماشا کنند. درگیر شدن 2 بازیگری که همه آنها را بخوبی میشناسند و آنها را همیشه در نقشهای مثبت دیدهاند، جذابیت ویژهای دارد. ولی هنوز زود است که درباره چنین چیزهایی بحث کنیم.
قسمت جدید را دوباره جیجی آبرامز کارگردانی میکند؟
بله. او جوان مستعدی است که خیلی خوب میداند این قصه را باید به کجا (و تا به کجا) ببرد. جی جی قول داده در قسمت چهارم برای همه ما یک سری سورپریز دارد. به من هم نگفته که آنها چه هستند. خود ما هم قرار است زمان فیلمبرداری متوجه آنها شویم.
این روزها در صنعت سینما موج تازهای به نام احیای فیلمهای موفق قدیمی راه افتاده که فیلمهای موفق قدیمی را دوباره با حال و هوای تازهای تهیه میکنند. قسمت جدید ماموریت غیرممکن هم چنین حال و هوایی دارد؟
این موج بیشتر مربوط به فیلمهایی است که قسمت آخر با عدم استقبال تماشاگران روبهرو شده و حالا تلاش دارند با احیای آن، رونق تازهای به آن بدهند. این موضوع در ارتباط با فیلم ما صدق نمیکند. هر 3 قسمت قبلی ماموریت غیرممکن در نمایش عمومی با استقبال خیلی خوب تماشاگران همراه بوده است. پس دلیلی ندارد که ما بخواهیم کار جدید و خاصی روی آن انجام دهیم؛ البته فیلم ما هم مثل بقیه محصولات دنبالهدار سینمایی با شرایط زمان خود حرکت میکند تا از میزان درک و علاقه بیننده امروزی دور نباشد.
قسمت جدید به صورت سه بعدی هم روی پرده خواهد رفت؟
هنوز در این باره بحث نکردهایم. نکتهای که درباره چهارمین قسمت فیلم باید بگویم این است که ما از تمام فناوریهای نوین و مدرن سینما بهره خواهیم گرفت تا یک اثر تماشایی را در معرض دید تماشاگران قرار دهیم. قصد محدود کردن خودمان را نداریم و دست رد به سینه هیچ تکنیک و فناوری نوین نخواهیم زد.
نوع نگاه تماشاگران سینما طی 5 سال اخیر به فیلمهای سینمایی عوض شده است. تصور میکنید با این همه تغییرات جور واجور، بیننده امروزی که استقبال عظیمی از امثال تغییر شکلدهندگان میکند به تماشای فیلمی مثل ماموریت غیرممکن بنشیند؟
تغییر ذائقه تماشاچی را قبول دارم. به هر حال دنیای امروز دنیای پیشرفت و فناوری است و این پیشرفت خیلی سریع و تند اتفاق میافتد. ما امروز چیزهایی داریم که 10 سال قبل حتی تصورشان را نیز نمیکردیم. ولی در کنار این تغییر ذائقه یک سری چیزهایی هستند که جاودانه و همیشگیاند و گذر زمان در آنها دست نمیبرد. احساس شخصی خودم این است که تماشاگران فیلمی مثل ماموریت غیرممکن را دوست دارند و از قسمتهای جدید آن استقبال میکنند. همه ما خاطرات خوبی از آن مجموعه تلویزیونی داریم. این اثر کلاسیک در حافظه جمعی همه ما ثبت شده است و این مساله تغییرپذیر نیست. بیان این مطلب به معنی آن نیست که ما هنگام تولید قسمتهای جدید آن، به خواستهای روز و موجه تماشاگران توجه نکنیم.
برای مثال آیا احتمال دارد در یکی از قسمتهای جدید فیلم، شما و همکارانتان راهی مبارزه با رباتهای فضایی شوید؟
اصلا! قرار نیست ما ملاقاتی با چنین موجوداتی داشته باشیم. حکایت آنها حکایت دیگری است که در چارچوب قصه ماموریت غیرممکن نمیگنجد. نوع دشمنی که کاراکترهای فیلمها با آنها روبهرو میشوند، متفاوت از این جور فیلمهای ماجراجویانه و کمیک استریپی است.
با آنکه طی ماههای اخیر صحبت حضور شما در تعداد زیادی فیلم سینمایی بوده، ولی هنوز جلوی دوربین هیچ یک از آنها قرار نگرفتهاید. این کمکاری دلیل خاصی دارد؟
بحث کمکاری نیست. میخواهم گزیده کار کنم. دوست ندارم در هر فیلمی که پیشنهاد میشود بازی کنم. تلاشم این است در فیلمهایی بازی کنم که قابل دفاع هستند. در حال حاضر در شرایطی هستم که نه به پول نیاز دارم و نه نگران میزان فروش فیلمهایم در گیشه نمایش هستم. میخواهم فیلمهایی بازی کنم که در وهله اول به خواستههای روحی خودم پاسخ میدهد و در وهله بعد تماشاگران جدی و پیگیر را راضی میکند. طی چند ماه گذشته ناگهان چند فیلمنامه خوب پشت سر هم به من ارائه شد. خب، من هم خیلی ساده و راحت به آنها جواب مثبت دادم. اما قرار نیست آنها سریع و پشت سر هم جلوی دوربین بروند. پروسه تولید آنها دو سه سالی طول میکشد.
بازی در والکری خیلیها را متعجب کرد. این فیلم حرکت تازهای در کارنامه هنریتان بود.
این فیلم را بشدت دوست دارم و از نقشم در آن راضیام. زمانی که برایان سینگر (کارگردان فیلم) تماس گرفت و قصه را برایم تعریف کرد، بلافاصله دعوتش را برای بازی در نقش ژنرال کلاوس فون اشتافنبرگ قبول کردم. با قصه فیلم آشنایی داشتم . در دوران نوجوانی کتابهای تاریخی را در رابطه با آدولف هیتلر خوانده بودم و همیشه از خودم میپرسیدم چرا در آن دوران کسی اقدام به ترور وی نکرد. بعدها فهمیدم یک گروه قصد انجام این کار را داشته، ولی ماموریتشان با شکست روبهرو شده است. در دنیای نوجوانی خودم، بارها او را در ذهنم کشتم. این یک ماجراجویی نوجوانانه بود. هرچند که روی پرده سینما موفق به انجام چنین کاری نشدم.
برخی در نقدهای سینمایی گفتند آیا تماشاچی وجود تام کروز را با لباس ارتشی هیتلری روی پرده سینما قبول خواهد کرد؟
آنها با ایدئولوژی این کاراکتر آشنا میشوند و خیلی زود میفهمند او علیه سیستم دیکتاتوری است. این لباس فقط وجه ظاهری امر است. وجه اصلی که پنهانتر است، دیدگاه اوست که مخالف جنگ و خونریزی و دستورات هیتلری است. زمانی که میخواستم فیلم را بازی کنم، خودم هم کمی نسبت به این موضوع شک داشتم و از خودم میپرسیدم وقتی عکسهای من با آن لباس نظامی در رسانهها منتشر شود، چه واکنشی ایجاد خواهد کرد؟ ولی برایان به من گفت این مساله تاثیر منفی زیادی به همراه نخواهد آورد و برعکس، بیننده خیلی زود با این کاراکتر همذاتپنداری خواهد کرد.
تماشاگران سینما شما را بیشتر به عنوان بازیگر محصولات مردمپسند میشناسند و شما این تابو را با والکری شکستید. بازهم در آینده در چنین فیلمهای غیرمتعارفی بازی خواهید کرد؟
من این تابو را قبلا هم شکستهام. در دهه 80 با «رین من» و «متولد چهارم ژولای» در این راه قدم برداشتم و نقشهای غیرمتعارفی را در فیلمهای غیرمتعارف بازی کردم. «چشمان تمامباز» و «آسمان وانیلی» هم در همین مسیر قرار میگیرند. شاید یک دلیل اینکه درباره این فیلمها زیاد بحث نمیشود، این است که بیشتر آنها نمایشهای موفقیتآمیزی داشتند و در گیشه نمایش با فروشهایی صدمیلیون دلاری روبهرو شدند. فیلمهای غیرمتعارف معمولا فروش بالایی در گیشه نمایش ندارند، ولی در ارتباط با من، حتی این نوع فیلمها هم با موفقیت مالی همراه بودند. من حتی فیلمهایی مثل «مصاحبه با خونآشام»، «جری مگوآئر»، «گزارش اقلیت» و «آخرین سامورایی» را نیز کارهایی غیرمتعارف میدانم. در مورد ادامه بازی در چنین نقشها و فیلمهایی هم باید بگویم در آینده هر پیشنهاد خوبی که در این رابطه داشته باشم قبول خواهم کرد.
بیش از 2 دهه است که جزو مطرحترین بازیگران سینما هستید. چنین موفقیتی نصیب کمتر هنرمندی میشود. علت این تداوم موفقیت و پایداری را در چه میدانید؟
در دو نکته خیلی ساده: زندگی سالم و انتخابهای درست. هیچ وقت طرفدار زندگی پرزرق و برق هالیوودی نبودهام و همیشه سعی کردهام زندگی ساده و سالمی داشته باشم. در مهمانیهای شبانه شرکت نمیکنم و بجای آن، نگران زندگی خانوادگی و فرزندانم هستم. در کنار آن، سعی میکنم در فیلمهایی بازی کنم که مردم آنها را دوست دارند. انجام این کار چندان هم ساده نیست، ولی من تلاش خودم را میکنم.
در خبرهاست که پسر ناتنیتان کانر هم دارد وارد فعالیتهای سینمایی میشود.
بله. کانر از کودکی فیلم و سینما را دوست داشت. در فیلم «ظهور سرخ» که بازسازی یک کار مطرح دهه هشتادی است، نقش خوبی هم برای او بود. از او حمایت میکنم و امیدوارم در آینده بازیگر خوبی شود. البته او با دنیای سینما و مسائل و مشکلات آن خیلی خوب آشناست و فکر میکنم میتواند گلیم خودش را از آب بیرون بکشد.
هنوز هم بازیگری را مثل 20 سال پیش دوست دارید؟
شاید کمی هم بیشتر. همه چیز خودم را در این راه فدا میکنم. برای من سینما و بازیگری همه چیز است. به همین دلیل است که سخت کار میکنم و هنوز هم نسبت به قصه فیلمنامهها و کارگردانانی که قرار است آنها را بسازند، حساس هستم. به اعتقاد من، شما وقتی انجام کاری را به عهده گرفتید نسبت به آن مسوول هستید و باید نهایت تلاش خود را بکنید که آن را درست و کامل و بدون عیب و نقص انجام دهید. با گذشت زمان، میزان احساس مسوولیت من بیشتر شده است، شاید در روزهای نخستین کار، حضور جلوی دوربین برایم خیلی مهم نبود ولی حالا وقتی میخواهم جلوی دوربین بروم، نگرانی بیشتری دارم. مدام از خودم میپرسم مبادا صحنه را خراب کنم. بعد از آن هم نگران اکران عمومی و نوع برخورد تماشاچی با آن هستم. این نکتهای است که در اوایل کار هنری، خیلی به آن فکر نمیکردم و حساسیت زیادی نسبت به آن نداشتم.
مترجم: کیکاووس زیاری/ منبع: آسوشیتدپرس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: