باشگاه مخ های ایران

اگر بشنوید 70نفر از مخ های ایران که توانسته اند 6بار در مسابقات علمی جهان اول شوند ، در المپیادهای جهانی 11بار مدال طلا و 12بار مدال نقره و 8بار مدال برنز به دست آورده اند
کد خبر: ۲۷۳۸۰
، در المپیادهای کشوری 65بار مدال طلا و 24بار مدال نقره و 20مدال برنز کسب کرده اند ، 18بار در جشنواره خوارزمی برتر شده اند ، 15بار به رتبه ممتاز دانشجویی در دانشگاه های داخل و خارج کشور دست یافته اند و در آزمون های سراسری (همان کنکور خودمان) در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد 28بار رتبه برتر شده اند ، باورتان می شود این 70نفر هنوز در ایران باشند و دور هم جمع شده باشند تا فکری به حال صنعت و آینده این مملکت کرده باشند؛ بله گروه «بنیان دانش پژوهان جوان» که از سال 1379 فعالیت منسجم اش را آغاز کرده است ، با این کارنامه شلوغ و طولانی و پر از طلا و نقره و برنز و رتبه ممتاز، در ایران و در دل باشگاه دانش پژوهان جوان به فعالیت خود ادامه می دهد. با سه نفر از اعضای هیات مدیره این گروه گفتگویی کردیم تا آنان را بهتر بشناسیم . شاید شما هم بعد از آشنایی با این گروه و فعالیت های متنوع و رنگارنگش حسی آمیخته به غرور و امید داشته باشید. این که چند نفر دانشجوی نخبه برای این که فکری به حال مساله فرار مغزها کرده باشند، خودشان فعالیتی را آغاز کرده باشند، یک جورهایی غریب به نظر می رسد؛ اما این 70نفر با کلی امید و آرزو کارشان را شروع کرده اند و همچنان چشمشان به آینده روشن است . ولی متفاوت بودن و شنا کردن در خلاف جریانی که خیلی ها به آن دامن می زنند ، مشکلات و دردسرهای خودش را هم دارد. سیدجواد حکیم زاده از دیگر اعضای هیات مدیره «بنیان دانش پژوهان جوان» است که درست برخلاف دوستش فرزان خیلی آرام و با طمانینه صحبت می کند، انگار که بترسد. مبادا طرف صحبتش حرفش را درست نفهمیده باشد. جواد دل پری از سنگ اندازی ها و ناملایمی ها دارد: «خیلی از سازمان ها و نهادهایی که با آنها کار کرده ایم و هنوز با آنها همکاری داریم ، درک درستی از نحوه برخورد با این طور گروهها ندارند. منظورمان این نیست که ما خیلی با بقیه فرق داریم و اصلا هم توقع نداریم با ما متفاوت از بقیه برخورد شود. نه ! ما می خواهیم همان مراتب اداری و همان ضوابط رسمی را که دیگران طی می کنند، پشت سر بگذاریم ، اما درخواستمان این است که فرآیند اداری امور را سریع تر کنند. کندی و آهستگی پیشرفت کار در ادارات و سازمان های دولتی آن قدر خسته کننده و کلافه کننده است که هرکس باشد ممکن است از پیگیری منصرف شود، چه برسد به این که طرف آنها یک دانشجوی ممتاز یا یک برگزیده المپیاد علمی جهانی باشد ؛ کسی که شاید با یک برخورد ناصحیح به کلی از ادامه کار مایوس و سرخورده شود. در تشکیلات ما بخش خاصی برای پیگیری کارهای اداری در نظر گرفته نشده است . همان کسی که روی پروژه کار تحقیقاتی می کند ، باید دنبال کار هم بدود و این یعنی سرگردان شدن در طبقه های متعدد و بالا و پایین دویدن در پله های سازمان ها!» چنین نقایصی باعث می شود عده ای جوان دلگرم ، امیدوار و مستعد از ادامه کار خود پشیمان شوند. بخصوص وقتی می شنوی ، 4نفر از اعضای همین گروه پژوهشی ، مهر ماه امسال با خاطره ای تلخ از سلسله مراتب دست و پاگیر اداری در ایران و سرخورده از چوبهایی که لای چرخ آنها گذاشته اند ، راهی دیار غربت می شوند. جواد هم که از چنین ماجرایی خیلی متاسف است ، می گوید: «همه اعضای گروه خیلی سعی کردیم این 4نفر را به ماندن راضی کنیم ، اما برخوردی که در یکی از سازمان ها با آنها شده بود، آنقدر خسته و دلسردشان کرده بود که نتوانستیم از این تصمیم منصرفشان کنیم . البته این دوستان ما قرار است از همان خارج کشور با ما در ارتباط باشند و مانند خیلی دیگر از همکارانمان در تحقیقات به ما کمک کنند ، شاید بودن آنها در آنجا برای ما مفیدتر هم باشد هدف ما کمک کردن به پیشرفت صنعت فناوری ایران است. هر کداممان هم یک گوشه کار را می گیریم ، از هر جا که باشیم». در حال حاضر مراکز زیادی در کشورمان هستند که به فعالیتهای علمی و تحقیقاتی مشغول هستند ، اما آفت بیشتر آنها در «تشریفاتی بودن» شان است . اغلب این مراکز به انجام کارهای روزمره و تعیین شده خود اکتفا می کنند و به ندرت خلاقیت و ابداعی در فعالیت های آنها بچشم می خورد. اما درخصوص «بنیان دانش پژوهان جوان» که به صورت خودجوش و بدون برنامه ریزی از بالا توسط عده ای دانشجو شکل گرفته است ، ماجرا به گونه ای دیگر است . آنها خودشان برای آینده گروهشان تصمیم می گیرند و تابع سیاست هایی که شاید با عوض شدن یک وزیر زیر و رو شوند، نیستند. البته نه به آن معنا چارچوب مشخصی برای فعالیت خود تعریف نکرده باشند. اعضای هیات مدیره «بنیان دانش پژوهان جوان» مدیریت آقای میرزایی در باشگاه دانش پژوهان را عامل اصلی این موفقیت می دانند و معتقدند حمایتهای ایشان از فعالیت های مستقل ، خلاق و در عین حال هدفمند مانند گروه «بنیان دانش پژوهان جوان» نقش زیادی در ادامه حیات آنان در شرایطی که عرصه برای چنین فعالیت هایی چندان گشوده و فراخ نیست ، داشته است . مدتی است که خیلی به ماجرای فرار مغزها یا فرار نخبگان پرداخته می شود؛ اما در میان این همه حرف و حدیث کمتر جایی دیده می شود که یک حرف حساب و یک راه حل عملی برای جلوگیری از هدر رفتن سرمایه های فکری کشور مطرح کرده باشند. نکته جالب هم اینجاست که همه آن دانشجویان و تحصیلکردگان مستعدی که از دانشگاه ها و مراکز علمی آموزشی خارج از کشور پذیرش می گیرند و راهی آن سوی مرزها می شوند، فقط وقتی که پایشان را آن سوی خط مرزی روی نقشه می گذارند، اسمشان می شود مغز، می شود نخبه . انگار نه انگار که همین مغزها و نخبه ها تا قبل از این در خاک خودمان بوده اند. فرزان نیک پور از اعضای هیات مدیره «بنیان دانش پژوهان جوان» است که از نخستین سالهای شکل گیری هسته های اولیه گروه در آن فعالیت می کرده است . او خیلی تند و باعجله حرف می زند. انگار که بترسد نوار ضبط صوت من تمام شود: «ما می دیدیم چطور دوستان خوب و مستعدمان فقط به این خاطر که فکر می کردند در داخل کشور امکانات و زمینه های فعالیت پژوهشی وجود ندارد کوله بار سفر می بستند و تا پایشان را از ایران بیرون می گذاشتند مهم می شدند. ما می خواستیم برای اینجور افرادی که واقعا هم زمینه مناسبی برای فعالیت های علمی و تحقیقاتی آنان وجود ندارد ، حداقلی از امکانات مورد نیازشان را فراهم کنیم تا بتوانند در داخل کشور خودشان هم خدمت کنند». گذشت زمان نشان داده است این دیدگاه که باید مرزها را آنقدر سخت و محکم ببندیم تا مغزها نتوانند از دستمان در بروند، نمی تواند چندان کارآمد باشد ؛ اما با فراهم کردن شرایطی که فرد بتواند آن طور که باید و شاید از استعدادش استفاده کند ، می توان مغزها را به ماندن امیدوار کرد فعالیت های «بنیان دانش پژوهان جوان» هم در همین جهت است .
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها