در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مرد شاکی در اظهاراتش به بازپرس کرمی گفت: ساعت یک بامداد 18 مرداد امسال با برادرم در دامداریمان واقع در روستای اسماعیلآباد شورقلعه بودیم که سر و صداهایی از آغل گوسفندان شنیدیم و به گمان این که گرگ به گله زده، به سمت آغل رفتیم که ناگهان 2 مرد نقابدار به سویمان حمله کردند و با زور و تهدید سلاح دست و پایمان را بستند و ما را همراه 120 راس میش و بره از دامداری بیرون بردند. یکی از آنها به اتاقکی که در دامداری ساخته بودیم رفت و پس از دقایقی به همدستش ملحق شد. مرد شاکی ادامه داد: سارقان مسلح تهدیدمان کردند که اگر داد و فریاد راه اندازیم، من و برادرم را به قتل میرسانند و ما هم ناچار به سکوت شدیم.
2 کیلومتر که از روستا دور شدیم، رانندههای چند دستگاه کامیون به سارقان نزدیک شدند و به کمک هم، دامها را داخل کامیونها گذاشتند و بعد با رها کردن ما در بیابانهای اطراف روستا متواری شدند.
من و برادرم با دست و پای بسته، خود را به روستا رساندیم و با داد و فریاد از ساکنان روستا کمک خواستیم که با حضور بموقع آنها نجات یافتیم. آن روز وقتی به اتاقک دامداری بازگشتیم، متوجه شدم یک دستگاه گوشی تلفن همراه و 300 هزار تومان پولم هم به سرقت رفته است.
به دنبال شکایت این مرد و برادرش، پرونده برای ادامه تحقیقات به اداره آگاهی استان تهران ارسال شد تا در ادامه تحقیقات راز سرقت مسلحانه از این دامداری برملا شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: