محمدهاشمی:

رفسنجانی روزهای سختی می گذراند

"محمد هاشمی" برادر آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی رییس مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام با تحلیل شرایط کشور و وضعیت برادرش گفت: واقعا روزهای سختی بر آقای هاشمی می گذرد.
کد خبر: ۲۷۲۷۰۸

 محمد هاشمی در گفت وگو با خبرگزاری ایلنا که امروز جمعه انتشار یافت، در مقابل این پرسش که این روزهای هاشمی رفسنجانی چگونه می‌گذرد با مکثی طولانی افزود:" وقتی ایشان می‌ببینند جمعی از هموطنان در زندان هستند و جمعی کتک می‌خورند و مضروب می‌شوند و حتی اعضای خانواده‌اش را می‌گیرند و بسیار سخیف و خشن با آنها برخورد می‌کنند، حال خوشی نخواهند داشت. چون این وضعیت، شرایطی نیست که برای آقای هاشمی شیرین و مطلوب باشد. "

وی به تعهد هاشمی رفسنجانی به نظام اشاره می‌کند و با ذکر روایتی از دوران مسئولیتش در صدا و سیما می‌گوید: آقای هاشمی در برابر نظام تعهد دارد. من زمانی که در صدا و سیما بودم، خیلی من را به خاطر آقای هاشمی اذیت می‌کردند و به همین دلیل من خدمت ایشان رفتم و گفتم شما که می‌‌توانید از من دفاع کنید و جواب اینها را بدهید. اما آقای هاشمی جمله‌ای به من گفت مبنی بر اینکه ”برای من هم این مسائل سخت است، اما نمی‌خواهم کشور ما مثل افغانستان بشود. کشور را مثل افغانستان کردن کار ساده‌ای است و من می‌خواهم این خیمه انقلاب از هم نپاشد و کشور حفظ شود و به همین دلیل سختی‌ها را تحمل می‌کنم“.

محمد هاشمی ادامه داد: اگر به تاریح نهضت امام توجه کنید، آقای هاشمی از همان روزهای اول که از سال 27 به قم رفتند تا سال 34 که شاگرد امام (ره)بودند، با امام ارتباط داشتند و امام هم بسیار به آقای هاشمی توجه داشتند. این توجه نه به خاطر شخص آقای هاشمی بلکه به خاطر شخصیت ایشان بود و آقای هاشمی سهم زیادی در نهضت و انقلاب اسلامی داشتند.

وی به زمان ترور هاشمی اشاره می‌کند و یادآور می‌شود: وقتی که آقای هاشمی ترور می‌شود امام در نامه‌ای که برای ایشان می‌فرستند، آقای هاشمی را به عنوان «جناب حجت‌الاسلام‌والمسلمین آقای هاشمی عزیز» خطاب می‌کنند و می‌گویند آن زمانیکه رضاخان مدرس را ترور کرد، گفتند به کوری چشم رضا‌شاه، مدرس زنده است و بعد می‌گویند، بدخواهان بدانند هاشمی زنده است تا نهضت زنده است و آقای هاشمی را مترادف نهضت می‌دانند. این نوع احترام و نگاه امام به آقای هاشمی انحصاری بود و به کسی دیگری ‌چنین توجهی نکرده‌اند.

این عضو باسابقه مجمع تشخیص مصلحت نظام به اولین جلسه مجمع بعد از انتخابات سال 84 اشاره می‌کند و می‌‌گوید: در سال 84 که در انتخابات ریاست جمهوری نهم، آن قضایا (هتک حرمت علیه هاشمی رفسنجانی) اتفاق افتاد، در اولین جلسه مجمع راجع به این مسائل بحث شد. عده‌ای در آن جلسه به ‎آقای هاشمی معترض شدند که چرا جوابی ندادید. در آن جلسه آقای شیخ حسن صانعی(رئیس بنیاد 15 خرداد) گفتند آقای هاشمی می‌ترسد و همه از این سخن تعجب کردند. بعد ایشان توضیح داد که آقای هاشمی برای انقلاب می‌ترسد و می‌ترسد انقلاب لطمه بخورد به همین دلیل این سختی‌ها را تحمل می‌کند.

محمد هاشمی به شرایط فعلی اشاره می کند و با بیان اینکه در مقطع فعلی هم شرایط سختی بر آقای هاشمی می‌گذرد، می‌گوید: آقای هاشمی از وضعیت فعلی بسیار ناخشنود است و به این شرایط راضی نیست و این وضعیت را جزء برنامه انقلاب نمی‌داند. وقتی کرامت انسانی زیر سوال می‌رود، قطعا برای آقای هاشمی ناراحت‌کننده است.

علت مخالفت با هاشمی رفسنجانی

هاشمی در پاسخ به این سوال که چرا هجمه‌ها علیه آیت الله هاشمی رفسنجانی شدت گرفته است، به نکته‌ای اشاره می‌کند که کمتر به آن پرداخته شده و می‌گوید: واقعیتی بعد از ارتحال امام صورت گرفت و آن اینکه ما جمهوری اسلامی می‌خواهیم یا حکومت اسلامی؟ امام جمهوری اسلامی می‌خواستند. ولی عده‌ای بعدها گفتند اگر امام هم امروز بود جمهوری نمی‌خواست و به خاطر ملاحظات و رودربایستی با عده‌ای جمهوری اسلامی را مطرح کرد.

وی افزود: آقای هاشمی جمهوری اسلامی‌ای را می‌خواهد که امام می‌خواست. ولی عده‌ای این را نمی‌خواهند و به همین دلیل باید آقای هاشمی را از سر راه بردارند که به حکومت اسلامی برسند و در این راه تهمت و افترا می‌زنند تا به نتیجه دلخواه خود برسند. این عده هیچ حقی برای مردم در حکومت قائل نیستند. این در حالی است که امام (ره) می‌گفتند هر چه که هست برای مردم است. حتی امام در زمان دولت آقای موسوی تاکید داشتند آن کارهایی که مردم می‌توانند انجام دهند، دولت انجام ندهد و همواره می‌گفتند که مردم باید بتوانند خواست خود را بیان کنند.

وی ادامه می‌دهد: متاسفانه اکنون به جایی رسیدیم که عده‌ای به خود اجازه می‌دهند که در رسانه ملی و مطبوعات، رسما اعلام کنند که اگر امام هم بود، جمهوری نمی‌خواست و افرادی مانند آقای هاشمی را می‌خواهند از سر راه بردارند.

محمد هاشمی در پاسخ به این سوال که این عده می‌توانند آقای هاشمی را از سر راه بردارند یا نه؟، با خنده می‌گوید: انشاءالله که نتوانند. آقای هاشمی با این سابقه خدمات و به عنوان استوانه نظام در حال خدمت است و چه دلیلی دارد اینگونه حرف‌ها را بزنند.

وی به سخنی از محمد باقر قالیباف اشاره می‌کند و می‌گوید: به قول آقای قالیباف آن زمان که سفره خون پهن بود مدعیان امروز معلوم نبود کجا بودند ولی الان که سفره دیگری پهن شده همه چیز را می‌خواهند.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به این سوال که در جلسه مجمع تشخیص‌ بعد از مناظره احمدی‌نژاد و موسوی چه گذشت، می‌گوید: همه به این مناظره‌ها و اسائه ادب‌ها انتقاد داشتند و اینگونه برخوردها با اشخاص را پدیده بدی در جمهوری اسلامی می‌دانستند.

محمد هاشمی وقتی که در مقابل این سوال قرار می‌گیرد که چرا برادرش که ”مرد بحران‌ها“ نام گرفته،در مقطع فعلی نتوانسته است بحران را مدیریت کند؟، به دوران امام اشاره می‌کند و می‌گوید: اینکه آقای هاشمی در زمان حیات امام می‌توانستند برخی بحران‌ها را حل کنند، به دلیل همراهی و حمایت امام بود. ولی الان این شرایط نیست و با برخی موضع‌گیری‌هایی که شده است عملا آقای هاشمی به تنهایی نمی‌تواند موثر باشد. زیرا قدرت حکومتی دست آقای هاشمی نیست و به دلیل در اختیار نداشتن ابزارهای لازم،‌آقای هاشمی نمی‌توانند عملا کاری کند. ایشان نمی‌خواهد به گونه‌ای موضع‌گیری کند که بلندگوهای خارجی بگویند جنگ قدرت در ایران در گرفته است.

وی به پیشنهادهای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران اشاره کرده و از آن به عنوان فرمان سه ماده‌ای نام برد و گفت: متاسفانه با این پیشنهادهای آقای هاشمی برخورد مناسبی نشد و حتی آیت‌الله یزدی بسیار توهین‌آمیز برخورد کردند. جریانی که مقابل آقای هاشمی شکل گرفته منتظر است که ایشان حرفی بزنند تا به ایشان توهین کنند. همان‌طور که آقای هاشمی گفتند، رهبر انقلاب می‌توانند این بحران را حل کند. وگرنه با خشونت و زندان کردن شخصیت‌های سیاسی، بحران کنونی حل نخواهد شد و اگر قرار بود با این شیوه‌ها به جایی برسیم، انقلاب ما به پیروزی نمی‌رسید.

هشدار در باره تداوم روند کنونی

 محمد هاشمی به مراسم تحلیف و تنفیذ احمدی‌نژاد اشاره می‌کند و با انتقاد از وضعیتی که در تهران حاکم بود، می‌گوید: برای برگزاری این دو مراسم، پایتخت را به پادگان نظامی تبدیل کردند. اگر بخواهند با این روش، کشور را اداره کنند، ‌هزینه‌های سنگینی درپی‌خواهد داشت. چرا که جمهوری اسلامی ایران از روزی که امام آن را بنیان نهادند، حکومت بر قلب‌ها بود. از این رو مطمئنا با بخشی از مردم، نمی‌توان کشو را اداره کرد. من با ادامه شرایط فعلی، آینده خوبی را پیش‌بینی نمی‌کنم و حتما باید بزرگان نظام در این شرایط تجدیدنظر کنند و از راه‌هایی که تاثیرگذار نیست، استفاده نکنند.

وی در پاسخ به این سوال که چه راهکارهایی را برای بهبود این شرایط پیشنهاد می‌دهید؟، تاکید می‌کند: یکسری راهکارهایی ارائه شده است. مانند اینکه رهبری فرمودند از آسیب‌دیدگان دلجویی و با معترضین طبق قانون برخورد شود. ولی اینکه اینگونه دادگاه‌ها را برگزار کنند، آیا طبق قانون است؟ و یا اینکه رسانه‌ها و برخی مطبوعات بتوانند هر چه دلشان می‌خواهند، بر علیه یک فرد بگویند و آن شخص حق دفاع و اظهارنظر نداشته باشد، طبق قانون است؟

هاشمی به نارضایتی عده‌ای بعد از انتخابات اشاره می‌کند و می‌گوید: اکنون جمعیتی ناراضی وجود دارد و می‌گویند ما حرف داریم،‌ چرا به این عده اجازه اظهارنظر نمی‌دهند. اینکه شورای نگهبان یک جانبه حرف بزند، راهکار مناسبی نیست. باید در رسانه ملی آن مساله‌ای که موجب شکاف شده است را به بحث بگذارند. مگر آیه صریح قرآن نیست که می‌گوید «فبشر اباد الذین یستمعون القوم و یتعبون الحسنه» و به همین دلیل باید اجازه داد هر کس نظر خود را بگوید و مردم انتخاب کنند.

وی ادامه می‌دهد: مساله دیگر رسیدگی به آسیب‌دیدگان است. رئیس قوه قضائیه یک فرمان چند ماده‌ای برای رسیدگی به این موضوع را دادند. ولی یک ماه از این فرمان می‌گذرد و هیچ اتفاقی نیفتاده است؟ چرا به فرمان بالاترین مقام قضایی کشور عمل نشد؟

عضم مجمع تشخیص مصلحت نظام از اینکه هر مساله‌ای را در کشور به خارجی‌ها نسبت می‌دهند گلایه کرد و گفت: نباید همه چیز را به آمریکا و انگلیس ارتباط دهیم. ما همه از آنها متنفر هستیم ولی اینگونه کارها اثر عکس‌ دارد. وقتی من با این سابقه در انقلاب در رسانه‌ ملی می‌بینم یک فرد آمریکایی در ایران توانسته این بلوا را راه بیاندازد، از این نظام مایوس می‌شوم.

 محمد هاشمی این پرسش که برخی معتقدند شکافی اجتماعی در کشور ایجاد شده و آیا این شکاف صرفا مربوط به تحولات بعد از انتخابات است یا نه؟ را اینگونه جواب می‌دهد: بعد از انتخابات حدود 15 میلیون ناراضی درست کردیم و این اشخاص افراد معمولی نیستند. البته بخشی از جامعه از مدت‌ها قبل یعنی از سال 86 معترض به رفتار دولت آقای احمدی‌نژاد بودند و واقعیت این است که دولت نهم مقبولیت ملی در سطح ملی مانند دولت‌های آقای موسوی، هاشمی و خاتمی را نتوانست به دست بیاورد. کمتر از یک سال بعد از روی کار آمدن دولت، متوجه نارضایتی مردم از دولت بودیم. زیرا خدماتی که دولت نهم ارائه کرد در شان مردم ایران نبود و این نارضایتی که وجود دارد، نارضایتی از عملکرد یک دولتی است که مردم خواستند آن را تغییر دهند.

وی معتقد است: نارضایتی مردم فقط بعد از انتخابات نبوده است، منشا آن سال 86 بوده است و این نارضایتی جنبه عمومی دارد و متعلق به یک جناح نیست.

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه در مقطع فعلی عده‌ای احساس می‌کنند حقشان ضایع شده و به همین دلیل اعتمادشان به نظام کم شده است، راه اعتمادسازی را خشونت، زندان و نمایش‌های تلویزیونی نمی‌داند و می‌گوید: راه اعتمادسازی تحقیر شخصیت‌های سیاسی نیست که با لباس زندان آنها را به دادگاه بیاورند، ولی یک فرد خارجی را با لباس شخصی به دادگاه بیاورند. مطمئنا اینگونه کارها به اعتمادسازی ختم نمی‌شود.

وی نظام جمهوری اسلامی ایران را میراث امام می‌داند و می‌گوید: صلابت این نظام با اینگونه عملکردها حفظ نخواهد شد و کسانی که اینگونه عمل می‌کنند باید در رفتارشان تجدیدنظر کنند. پیچیده کردن کار، راه‌حل معما نیست

 ابطحی و عطریانفر در زندان به نتیجه رسیدند

محمد هاشمی در بخشی دیگری از این گفت‌وگو به وضعیت هم حزبی‌های دربندش اشاره می‌کند و با بیان اینکه از وضعیت آنها هیچ‌ اطلاعی نداریم و نگرانی‌هایی در خصوص وضعیت جسمی آنها وجود دارد، در خصوص صحبت‌های عطریانفر در دادگاه نیز می‌گوید: آقای عطریانفر خیلی بر شرایط زندان تاکید می‌کرد. ایشان می‌گفتند که «من تحول پیدا کردم و این تحول را ناشی از شرایط زندان می‌دانم». ولی دو نکته در مورد مباحث آقایان عطریانفر و ابطحی وجود دارد، یکی آنکه این افراد در «زندان» ‌به این نتیجه رسیدند که در انتخابات تقلب نشده است. سوال اینجاست که چه امکاناتی در اختیار این افراد بوده که به این نتیجه رسیده‌ باشند. چون برای رسیدن به این موضوع که در انتخابات تقلب شده یا نه نیازی به اسنادی است.

وی با بیان اینکه سخنان آقایان ابطحی و عطریانفر را به ضرر نظام و کشور می‌دانم در پاسخ به این سوال که اگر در مقطع فعلی رئیس رسانه ملی بود آیا اجازه می‌داد که این اعتراف‌ها از این رسانه پخش شود؟گفت:پخش این نوع از اعترافات خارج از حیطه مدیریت سازمان است .من در قضیه آقای شریعتمداری که وزارت اطلاعات اصرار داشت که صحبت‌های ایشان پخش شود، من شخصاَ مخالف بودم و یک جلسه هم که پخش شد، خدمت امام رفتم چون وزارت اطلاعات می‌خواست ادامه دهد و امام هم با این تعبیر که «آب پشت سر مرده جمع نمی‌شود» فرمودند ”ضرورتی ندارد که بیش از این به آقای شریعتمداری بپردازید“ و پخش اعترافات اشخاص ملی و مذهبی اثرات مثبتی ندارد،‌چون این افراد طرفدارانی دارند و افرادی مانند آقای شریعتمداری که در حد مرجع بودند و مقلدینی داشتند اگر بیش از این به آن می‌پرداختیم اثر معکوس داشت .

وی تاکید می‌کند: پخش اینگونه اعترافات با توجه به جایگاه و شان آن فرد تبعاتی برای جامعه دارد. مگر آنکه سناریویی پشت این قضیه باشد که به عنوان مثال بخواهند احزاب را از بین ببرند که این موضوع هم به جمهوریت و هم به اسلامیت نظام ضربه می‌زند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها