تمام این تلاشها درخور تقدیر بسیار است، اما همانگونه که در این همایش هم مطرح شد، این کافی نیست؛ یعنی برای خدمت به فرهنگ غنی ایرانی و رنجی که اندک کسانی به جان میخرند، و تلاشی که به بار مینشانند، این نه کافی که بسیار اندک است.نگاهی به فهرست تجلیل شدگان این همایش نشان میدهد بسیاری از این بزرگان از همان نسلی هستند که حالا دیگر گرد پیری کاملا بر سر و رویشان نشسته و باید جا به جوانترها بدهند و البته بزرگی چون مرحوم عبدالحسین نوایی هم رخت به دیار باقی کشیده و دیگر در میان ما نیست. اما این پرسش، ذهن را به خود وامیدارد که ما برای جایگزینی این نسلی که تمام تلاش خود را به کار بسته و به بازنشستگی رسیده است، چه کردهایم.به جرات میتوان گفت از نظر برنامهریزی و سیاستگذاری هیچ کاری صورت نگرفته و اینان که چنین جان و دل در گرو زنده نگه داشتن میراث ارزشمند گذشتگان نهادهاند، خود آمدهاند نه کسی دعوت به کارشان کرده و نه کسی برایشان سقفی گذاشته تا زیر آن بنشینند و کار کنند.
همت خودشان بوده است و بس. سخن رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس که باید بودجه و امکانات بسیار در این زمینه تدارک دیده شود، خود مبین و موید این مطلب است.هزاران نسخه خطی فارسی در ایران و جهان وجود دارد و تنها بخش اندکی از این میراث به همت همین خادمان بیمنت زنده شده و در اختیار ما قرار گرفته است. یکی از ابزار رسیدن به قلههای بلند، همین میراثی است که بر زمین مانده و باید کسانی آستین همت بالا بزنند و زندهاش کنند.به نظر میرسد برنامهریزی و سیاستگذاری و تدوین قوانینی در این زمینه بتواند بخشی از مشکلات مربوط به نظام اجرایی در حوزه زنده کردن نسخ خطی را از میان بردارد، بزرگان هم که بیمنت به کار خود مشغولند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم