ماجراهای این اثر درباره آدمهایی است که حوادثی برایشان اتفاق افتاده و تعدادی از آنها که جان سالم به در بردهاند، واقعه را تعریف میکنند. در این مجموعه یک راوی وجود دارد که ماجراها را تعریف میکند. صفیخانی با توجه به جوان بودن صدای راوی و این که همت مومیوند گفتار متن بعضی از آثار مستند را نیز اجرا میکند، این نقش را به وی سپرده است. شخصیتهای اثر به 2 دسته تقسیم میشوند. یک دسته کسانی که حوادث برایشان اتفاق افتاده است و دسته دیگر کسانی که نقش این افراد را بازی میکنند.
گاهی شخصیتی که ماجرا را تعریف میکند، مسن است اما حادثه در جوانی برایش اتفاق افتاده است. صفیخانی با توجه به این نکته از صداهایی استفاده کرده که برای هر دو مقطع سنی مناسب باشد.
نکته دیگری که صفیخانی سعی کرده رعایت کند این است که دوبلورهای هر قسمت در قسمتهای بعدی حضور نداشته باشند. مدیر دوبلاژ با وجود مستند بودن این مجموعه که گاهی استفاده از صداهایی معمولی و غیرشاخص را ایجاب میکند، از دوبلورهای حرفهای و خوشصدا نیز استفاده کرده است. صفیخانی دو دلیل برای این کار ذکر میکند: اول این که بیشتر شخصیتها، حوادث را بسیار حرفهای تعریف کردهاند و دوم این که در بازسازی ماجراها تعدادی بازیگر به جای آنها بازی کردهاند.
<من نباید زنده باشم> در ابتدا قرار بود مثل سایر مستندها با حفظ صدای شخصیتها دوبله شود اما بعد به دلیل بازسازی بودن حوادث، به شیوه آثار غیرمستند دوبله شد. دوبله آثاری مثل این مجموعه، در ظاهر آسان به نظر میرسد اما صفیخانی معتقد است اینگونه نیست و تنظیم دیالوگها به دلیل حذف بعضی از صحنهها کار وقتگیری بوده است. وی معتقد است ترجمه این مجموعه نسبتا خوب است اما کمبودهایی نیز دارد. او این اثر را خوشساخت و جالب توصیف میکند که گروه دوبله آن را تحت تاثیر قرار داده است.
محمدرضا کلانتر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم