در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حال جالب است بدانید که نتایج آخرین تحقیقات دانشمندان آمریکایی نشان میدهد که سرعت انقراض بسیاری از گونههای جانوری 100 برابر سریعتر از پیشبینیهایی است که مدلهای علمی رایج نشان میدهند. به بیان دیگر مدلهای علمیای که تاکنون برای پیشبینی انقراض گونههای در معرض خطر مورد استفاده قرار گرفته است در ارزیابی خطر واقعی انقراض همچنان ناکارآمد هستند، به طوری که این حیوانات میتوانند 100 برابر سریعتر از انتظار نابود شوند... .
انقراض گونهها، محصول دست انسان
گذشته از فاجعههای طبیعی و برخی عوامل محیطی که باعث انقراض ناگهانی میشوند، نقش ما انسانها در این قضیه بسیار موثر است. بهرهبرداری و شکار، حذف و برهم زدن زیستگاه، وارد کردن گونههای جدید و غریبه به یک اکوسیستم و آلوده کردن محیط زیست، همگی عواملی هستند که توسط انسان به طبیعت تحمیل میشوند و با حذف سریع گونهها روند طبیعی انقراض را که به طور طبیعی حدود 10 میلیون سال به طول میانجامد با اشکال مواجه میکند.
دانشمندان با انجام تحقیقات و بررسیهای خود روی مناطق مختلف آب و هوایی موفق شدند نظریه وجود 5 تا 100 میلیون نوع گونه جانوری و گیاهی در کره زمین را اصلاح کنند. در گذشته تصور میشد حدود 5 تا 100 میلیون گونه جانوری و گیاهی در زمین زندگی میکنند، اما با تحقیقات به دست آمده مشخص شد که این میزان کمتر از 2 میلیون گونه است.
جالب آن که دانشمندان از حدود 200 سال قبل شمارش انواع گونههای جانوری و گیاهی را آغاز کردهاند و بر این اساس یک میلیون و 700 هزار گونه را نام بردهاند که نیمی از آنها را حشرات و 250 هزار گونه را گیاهان و فقط 4 هزار نوع را پستانداران تشکیل میدهند. این در حالی است که در حال حاضر 1200 گونه گیاهی و جانوری جهان در آستانه نابودی و انقراض قرار دارند.
به طور کلی، درباره انقراض گونهها میتوان 5 دلیل ذکر کرد. مخاطرههای جمعیتی گونهها یا تغییرات در تعداد جفتگیریها و زاد و ولدها یکی از این دلایل است. مخاطرههای طبیعی (مانند خشکسالی)، فاجعههای طبیعی (مانند آتشفشان، زلزله و...)، مخاطرههای ژنتیکی (مانند کاهش تنوع ژنتیکی یک گونه) و اقدامات انسانی نیز از دیگر دلایل انقراض گونههاست. یکی از اقدامات انسانی نیز که در انقراض گونهها موثر است، شکار، بهرهبرداری تجاری و مهار آفتهاست. بعلاوه به این اقدامات، حذف و برهم زدن زیستگاهها، وارد کردن گونههای مهاجم و همچنین آلوده کردن محیط زیست گونهها را نیز باید افزود.
نابودی حیات وحش در ایران
شاید باورتان نشود ولیکن اولین ضربه به حیات وحش ایران توسط شکار گروهی ایجاد شد. شکار گروهی که از دوران باستان در ایران رواج داشته در زمان شاهان ساسانی وسعت بسیار پیدا کرده و یکی از بدترین نوع کشتار جمعی جانوران بود که با ساخت سلاح آتشین و استفاده از آن ابعاد مرگآورتری یافته است. دومین ضربه به جمعیت حیات وحش ایران توسط اسلحه آتشین از نوع مدرن آن زده شد. در واقع ورود انگلیسیها به ایران، کشف منابع نفت و مسلح شدن عشایر عامل اصلی از بین رفتن شیر ایران و کشتارهای جمعی آهو، قوچ و میش بوده است. بزرگترین حمله به حیات وحش ایران بعد از جنگ جهانی دوم و پس از فروش جیپهای مستعمل به ایرانیها و بویژه خوانین، افراد متنفذ محلی و شکارچیان بود. شکارچیان با استفاده از جیپ به تعقیب آهو و جبیر پرداختند و جمعیت بزرگی از آنها را نابود کردند.
سومین حمله به حیات وحش با اشاعه فرهنگ موتورسیکلتسواری در این اواخر انجام شد. در این حملات نهتنها جمعیتهای آهو و جبیر بلکه یوزپلنگ و گورخر ایرانی هم نابود شدند. دامگذاری و کشتار حیوانات با طعمههای سمی نیز موجب افزایش انقراض بسیاری از گونهها بویژه ببر در ایران شد. بعلاوه کاربرد دینامیت و مواد شیمیایی، موجب کم شدن شدید جمعیت ماهیها در رودخانههای ایران شده است. مقوله دست به دست شدن اسلحههای مجاز و غیرمجاز در دست شکارچیان هم محیط زیست ایران را به صحنه جنگی نابرابر بین انسان و حیوان تبدیل کرده است. مقوله ایجاد راهها و جادهها، گسترش صنعت، استفاده از انواع سمهای آفتکش در کشاورزی، افزایش جمعیت، گسترش شهرها، افزایش وسایط نقلیه موتوری و دودزا سبب آلودگی آب، هوا و خاک شده است که علاوه بر تهدید سلامت انسانها موجب کاهش اواع گونههای گیاهی و جانوری شده است.
از سوی دیگر آلودگی نفتی، شکار، توسعه آبزیپروری، فعالیتهای تفریحی، دگرگونسازی شرایط زیستگاهی و انجام برنامههای ناهماهنگ توسعه اقتصادی در ناحیه ساحلی، امنیت زیستگاهی پرندگان مهاجر و بقای آنها را در ناحیه ساحلی جنوب کشور تحتالشعاع قرار داده است.
انقراض پستانداران غولپیکر
آیا میدانید در زمانی که ماموتهای پشمالو و ببرهای دندان خنجری در اروپا پرسه میزدند، در استرالیا برخی از جانوران بسیار نادر و منحصر به فرد وجود داشتهاند و سپس در یک دوره از انقراض جمعی آنها نظیر دایناسورها از میان رفتند؟
بیش از 140 سال است که دانشمندان در مورد عوامل انقراض این جانوران جدل میکنند. نظریههای مربوط به انقراض جانوران بزرگ متعددند ولی دو نظریه عامل آب و هوایی و عامل انسانی ساده و قدرتمندتر از بقیه هستند. نظریه عامل انسانی، اقدامات انسان شکارگر را در تغییر اکوسیستمهای طبیعی و همچنین شکار آنها مهمترین عامل انقراض جانوران درشت میداند. این نظریه بومیان استرالیایی را عامل از میان رفتن این جانوران میداند.
این نظریه براساس همزمانی حضور و پیشروی بومیان استرالیا در این قاره و نابودی گونههای درشتاندام استوار است. مکانیسم از میان رفتن این جانوران شکار آنها توسط انسان بوده است، حیوانات درشتاندام از نظر اندازه برای گروههای کوچک انسانی منبع غذایی مطلوبی بودهاند. علاوه بر این شکار چنین جانورانی راحتتر از شکار جانوران کوچکاندازه بوده است.
نظریه آب و هوایی انقراض گونههای درشت بر آن است که تغییرات آب و هوایی موجب تغییرات رویش گیاهی و افزایش دورههای خشکسالی و همچنین شدت یافتن پدیده فصلی شدن آب و هوا شده است. این نوسانات در آب و هوا میتوانسته باعث جابهجایی، کاهش جمعیت و نهایتا انقراض برخی از این گونهها شده باشد. با این حال به نظر میرسد که انقراض گونههای درشت محصول مجموعه عوامل متعدد و پیچیدهای بوده است.
حیوانات وحشی میمیرند
شاید باورش سخت باشد ولیکن بررسیها نشان میدهد که 25 درصد از جمعیت جانورانی که در خشکی زندگی میکنند طی بیش از سه دهه اخیر، از میان رفتهاند. برپایه اطلاعاتی که اتحادیههای بینالمللی حفاظت طبیعت منتشر کرده است بیش از 16 هزار گونه در تمام دنیا با خطر نابودی تهدید میشوند و در لیست قرمز وارد شدهاند. به طوری که یک پستاندار از 4 پستاندار، یک پرنده از 8 پرنده و یک دوزیست از هر 3 دوزیست در این لیست قرمز قرار دارند.
قضیه از این قرار است که بر اساس آمار و اطلاعاتی که انجمن جانورشناسی لندن گردآوری کرده است، از سال 1970 تاکنون بین یکچهارم تا یکسوم حیوانات وحشی جهان از میان رفتهاند. در واقع گزارش این انجمن نشان میدهد که 25درصد از جمعیت گونههایی که در خشکی زندگی میکنند و 28 درصد از جمعیت جانداران دریایی نابود شده است. مساله اینجاست که انسانها هر سال حدود یک درصد از جمعیت دیگر گونههای جانوری را از میان میبرند. به بیان دیگر آلودگی هوا، کشت و کار، گسترش شهرها و صید و شکار بیرویه از عوامل موثر در این نابودی هستند.
براین اساس نتایج تحقیقاتی که اخیرا در مجله علمی نیچر منتشر شد حاکی از آن است که از میان گونههای در معرض خطر انقراض، ببر سوماترا و گوریل مراتع غربی آمریکای جنوبی با بیشترین سرعت نابودی مواجهند. بعلاوه دلفینها از آسیبپذیرترین گونههای حیوانات دریایی تلقی میشوند که جمعیت آنها فقط ظرف 10 سال (از 1995 تا 2005) 28 درصد کاهش پیدا کرده است. حتی نسل یک نوع دلفین هم که دلفین رودخانه یانگتسه خوانده میشود، به احتمال زیاد کاملا از میان رفته است. بز کوهی آفریقایی، شمشیرماهی و کوسههای سرچکشی نیز از گونههایی هستند که بشدت تحت تاثیر این روند نابودی قرار گرفتهاند.
گونههای حیاتوحش سرطانی میشوند
گویا سرطان، این بیماری خرچنگی پیش رونده، علاوه بر انسانها به جان حیوانات هم افتاده است. کما اینکه پژوهشگران آمریکایی دریافتهاند که شیوع سرطان در بین برخی از گونههای حیاتوحش بشدت رو به افزایش است و میتواند در سالهای آینده موجب انقراض این گونهها شود.
محققان دریافتهاند که سرطان به برخی از گونهها آسیب میرساند که گویا به همان وخامت سرطان در انسان است به طوری که یکی از اولین دلایل مرگ در این گونهها ابتلا به این بیماری مهلک است. از جمله گونههایی که بیشترین آسیب را از سرطان میبینند و به همین علت در معرض خطر انقراض قرار دارند میتوان به شیطان تاسمانی (یک نوع جانور کیسه دار گوشتخوار کوچک) اشاره کرد که در اواخر دهه 90 شکل نادری از سرطان مسری تومور صورت بشدت این جانور را در معرض خطر نابودی قرار داد. دلیل بروز این سرطان هنوز ناشناخته است. برای نجات این گونه، زیستشناسان در حال قرنطینه کردن حیواناتی هستند که هنوز بیمار نشدهاند.
با این حال دانشمندان دلایل بروز سرطان در گونههای مختلف را بررسی و ارتباط میان تومورها و آلودگی محیط زیست را پیدا کردهاند. نمونه دیگر این بیماری نیز در نوعی ماهی خاویار در کانادا دیده شده که شکلی از سرطان گوارشی را دارد که دومین عامل مرگ این جانور است. علت بروز این سرطان یک ترکیب آلی (هیدروکربور پلیسیکلیک آروماتیک) است که در نفت و در زبالههای شهری وجود دارد که این ماده آلی در انسان نیز یک عامل سرطان است. برخی دیگر از حیوانات نیز از سرطانهای با ریشه ویروسی آسیب میبینند که شیرهای دریایی در آبهای کالیفرنیا و دلفینهای سواحل آمریکای جنوبی از جمله این حیوانات بشمار میروند.
سرطان با هیولای تاسمانی چه کرد؟
هیولاهای تاسمانی معمولا بر سر غذا یا جفت با یکدیگر میجنگند و بیشتر وقتها صورت یکدیگر را گاز میگیرند اما این عادت میتواند نتایج مرگباری را به دنبال خود داشته باشد زیرا با این کار، هیولاها باعث گسترش یک بیماری مهلک میشوند. این بیماری که تومور یا سرطان صورت نام دارد، زخمهای بازی روی صورت حیوان ایجاد میکند که به سرعت گسترش یافته و به تومور (غده)های بزرگی روی صورت و گردن حیوان، تبدیل میشوند. وقتی که زخمها ظاهر میشوند، بسیاری از هیولاها در عرض 6 ماه به علت گرسنگی میمیرند چرا که تومورها جلوی غذا خوردن حیوان را میگیرند. نخستین هیولای بیمار در دهه 1990 دیده شد و امروزه این بیماری که شبیه سرطان است نیمی از هیولاهای جزیره تاسمانیا را به خود مبتلا کرده است.
برای یافتن علت بیماری، محققان سلولهای تومورهای بدن حیوان را بررسی کرده و فهمیدند که سلولهای سرطانی مستقیما از یک حیوان به حیوان دیگر و از یک جای گاز به یک زخم دیگر، پخش میشوند. دانشمندان وحشت دارند که به دنبال شیوع گسترده این بیماری سرطانی، این حیوانات هم مثل ببرهای تاسمانیا منقرض شوند.
نشت ترکیبات نفتی یا تزریق مرگ به اکوسیستم دریایی
اگر بخواهیم از فاجعه ناشی از نشت ترکیبات نفتی به آبهای آزاد صحبت کنیم بد نیست که به نشت نفت به آبهای لبنان، در جنگ 33 روزه لبنان و اسرائیل که گونههای جانوری، گیاهی و اکوسیستم دریایی این کشور را در معرض خطر جدی قرار داد، به طوری که اتحادیه جهانی حفاظت از منابع طبیعی)IUCN( به تمامی کشورهای مدیترانهای هشدار داد.
به نظر میرسد که ماهیهای به خصوصی قادر به استشمام نفت در نواحی آلوده باشند که به این ترتیب از نزدیک شدن به آن خودداری میکنند. اما اثرات طولانی مدت نفت بر اجتماعات ماهیها، عواقب کشندهای مانند تغییر رفتار و شکل مهاجرت و میزان زاد و ولد آنها دارند. تمامی محصولات و ترکیبات نفت خام برای ارگانیزمهای دریایی سمی هستند. میزان حساسیت جانداران دریایی نسبت به آلودگی ناشی از نفت متفاوت است. البته پستانداران دریایی به علت برخورداری از تحرک زیاد و احتمال کم برخورد با آلودگی نفتی کمتر صدمه میبینند. اما گونههای کوچکتر جانداران دریایی دچار مشکلاتی بعضا جبران ناپذیر خواهند بود. از سوی دیگر مهمترین صدمه وارده از آلودگی نفتی بر پرندگان روی پرهای آنان است که طی آن خصوصیات عایق و ضد عایق بودن پرهای خود را از دست میدهند. زمانی که پرها به نفت آلوده شدند آب به هوای موجود در داخل پرها وارد گشته و در نتیجه پرنده خاصیت شناوری خود را از دست داده و در آب غرق میشود.
شکار، ابزاری برای انقراض
براساس گزارش اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت)IUCN( از سال 1600 تا به حال، انسان باعث 75 درصد از انقراضهای پرندگان و پستانداران شده است که 42 درصد انقراض پرندگان و 33 درصد انقراض پستانداران به علت شکار بوده است. شکار با ظهور انسان روی کره زمین آغاز شد. در زندگی انسان اولیه، شکار از مهم ترین اتفاقات بود. با این حال انسان مدرن همچنان برای تغذیه شکار میکند که مهمترین شکل آن، صید ماهی از دریاهاست. اما در دوران جدید، هدف از شکار تنها به احساس سلطه انسانها بر حیوانات معطوف نیست بلکه شکل ورزش هم به خود گرفته است.
با بالارفتن آمار شکار یک گونه، جمعیت آن گونه دستخوش تغییر میشود و این تغییر جمعیت، بر گونههای وابسته و بقیه اکوسیستم اثر میگذارد زیرا گیاهان و جانورانی که آن گونه از آنها تغذیه میکند رشد کرده و جمعیتشان بیشتر میشود و بالعکس جمعیت جاندارانی که از آن گونه استفاده میکنند کم میشود. در صورت ادامه روند این تغییرات، زیستگاهها نیز دچار تحول شده و به کلی اشکال حیات در آن زیستگاه دگرگون میشوند و دیر یا زود حیات روی زیستگاههای مختلف و کلا کره زمین با خطر روبهرو میشود.
نابودی زیستگاههای طبیعی
نا آگاهی مردم از اهمیت مسائل محیط زیستی موجب، تخریب جنگلها، قطع درختان جنگلی، چرای بیرویه دامها و در نتیجه کاهش پوشش گیاهی سرزمین ایران شده است که این موارد خود از عوامل مهم در سرعت بخشیدن به انقراض گونههای جانوری محسوب میشوند. مسلما کم شدن پوشش گیاهی، شرایط آب و هوایی خاصی را به وجود میآورد که موجب افزایش تراکم غبار روی کویر و کم آبی میشود و این امر به لطمه دیدن بیشتر پوشش گیاهی منجر میشود. این دور تسلسل حیات گونههای مختلف گیاهی و جانوری را به خطر میاندازد. پس میتوان نتیجه گرفت که عامل اصلی انقراض گونههای جانوری، دخالت مستقیم انسان در نابودی زیستگاههای جانوران و خود آنهاست.
پونه شیرازی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: