جشنواره‌ای برای هیچکس!

جشنواره چهاردهم نمایش‌های آیینی و سنتی را در حالی آغاز کردیم و روزهای آن را یک به یک پشت سر گذاشتیم که متاسفانه هنرهای نمایشی و بخصوص نمایش‌های آیینی سنتی در جامعه ما مهجور واقع شده‌اند و اقبال نسبت به این‌گونه نمایشی بسیار افول کرده است. این در حالی است که نمایش‌های آیینی نسبت به بستر، زمینه و باورهای آیینی و مذهبی که در جامعه ما وجود دارد باید بسیار بیشتر از اینها مورد توجه قرار گیرد. همه اینها در شرایطی صورت می‌گیرد که با وجود شنیده‌های متعدد از زبان مسوولان پیرو حفظ و اهمیت آیین‌ها و سنت‌های نمایشی در ایران شاهدیم که تنها جشنواره نمایشی آیینی و سنتی کشور به صورت دوسالانه برگزار می‌شود.
کد خبر: ۲۷۱۰۷۰

تعیین روند برگزاری جشنواره تئاتر آیینی و سنتی به صورت سالانه یا هر سال یکبار در ارتباط مستقیم و تنگاتنگی با وضعیت این‌گونه نمایشی در کشور قرار دارد. در واقع هنرمندان، فعالان و مخاطبان نمایش‌های آیینی و سنتی هستند که می‌توانند در تقلیل این زمان نقش مهمی ایفا کنند، به عبارت دیگر تا زمانی که فعالیت چشمگیری در زمینه هنر نمایش آیینی و سنتی در کشور صورت نگیرد لزومی نیز به برگزاری هر ساله این جشنواره احساس نخواهد شد.

2 اصل گمشده

فرشید ابراهیمیان، مدرس تئاتر، نویسنده و منتقد در این باره معتقد است: فاصله ایجاد شده میان نمایش‌های سنتی با تئاترهای مدرن و اجراهای صحنه‌ای در ایران امروز بسیار وحشتناک است. باید هر چه سریع‌تر برای از بین بردن این فاصله برنامه‌ریزی‌های اصولی صورت گیرد و بدون تعارف باید گفت که این برنامه‌ریزی باید از راس هرم تصمیم‌گیری در مورد امور فرهنگی کشور انجام شود. ما برای احیای نمایش‌های آیینی و سنتی به بودجه، امکانات و نیروهای انسانی متخصص نیازمندیم تا با استعانت از آنها وضعیت نابسامان موجود نمایش‌های آیینی و سنتی را به حد مطلوبی برسانیم و اگر این برنامه‌ریزی هر چه سریع‌‌تر صورت نگیرد، روند مهجوریت این نمایش‌ها شتاب بیشتری به خود خواهد گرفت و اقبال عمومی نسبت به این نمایش‌ها روز به روز کمتر و کمتر خواهد شد.

نویسنده کتاب «هنر ماورا» با اشاره به یک دهه پیش که به سبب توجه مسوولان امور فرهنگی به نمایش‌های آیینی و سنتی در آن دوران این نمایش‌ها جان دوباره‌ای گرفته بودند می‌گوید: تجربه نشان داده است اگر خواست اصلی به منظور حمایت از نمایش‌های آیینی و سنتی در ایران شکل گیرد، ظرفیت و توان عملی‌سازی آن خواست، چه به لحاظ سخت‌افزاری و چه به لحاظ نرم‌افزاری در بین هنرمندان و متولیان امور هنری کشور وجود دارد. نمایش‌های آیینی و سنتی رنگ و بوی خودی دارند. زبان، ساختمان، ساختار و شخصیت‌های این دست از نمایش‌ها برای عموم مخاطبان ایرانی آشناست و به هیچ‌وجه چه هنرمندان جوان و چه نسل جدید مخاطبان در برخورد با آنها احساس بیگانگی نخواهند کرد.

مترجم کتاب «نقد تئاتر» به قلم اروینگ واردن در پایان با تاکید بر این مساله که به لحاظ جامعه شناختی و روان‌شناسی اجتماعی نمی‌توانیم تاثیر این نمایش‌های بومی را بر مردمان سرزمین مادری‌مان منکر شویم یادآور می‌شود: وجود هر ایرانی با این آیین‌ها و سنت‌ها گره ‌خورده است و حتی می‌توانیم ادعا کنیم که هنر امروز تئاتر ایران نیز ریشه در نمایش‌های آیینی و سنتی ایران دارد. وجود هنرمندان ایرانی آمیخته از سنت‌ها و آیین‌های آبا و اجدادی شان است و این هنرها به صورت ناخودآگاه بر هنرمندان ایرانی تاثیر خود را به بهترین شکل ممکن گذاشته‌اند.

تناقضی به نام نمایش آیینی و سنتی

در یک دید ساده و فارغ از جهتگیری‌های خاص این‌گونه می‌توان به صورت مساله‌ای اینچنینی فکر کرد که به جای صرف بودجه برای برگزاری جشنواره نمایش‌های آیینی و سنتی، آن هم بدون نتیجه‌گیری و هدفی خاص می‌توان آن بودجه را صرف ساخت یک سالن برای اجرای اختصاصی و مستمر این‌گونه نمایش‌ها کرد تا عموم جامعه که بسیاری از این نمایش‌ها را به دلیل فقدان اجرا از یاد برده‌اند آشتی دوباره‌ای با آیین‌ها و سنت‌های نمایش ایرانی داشته باشند. همچنین در کنار ساخت یک سالن اختصاصی برای اجرای نمایش‌های آیینی و سنتی نیز می‌توان کارگاه‌های آموزشی نقالی، شاهنامه‌خوانی، تخت حوضی، تعزیه و... را دایر کرد و سپس از دل‌ برنامه‌های اجرایی در آن سالن جشنواره‌ای از نمایش‌های برتر اجرا شده را برگزار کرد.

راه‌اندازی یک مرکز مجزا برای برنامه‌ریزی مدون در حوزه نمایش‌های سنتی و ملی ایران و اجرای عمومی این آثار ضروری است

تصور این‌که این فکر به ذهن مسوولان و متولیان امور نمایشی نرسیده باشد، جای شگفتی دارد. اما چرا تاکنون اقدامی برای عملی‌سازی آن صورت نگرفته است احتمالا پرسشی است که هر چه بیشتر برای یافتن پاسخش تلاش کنیم کمتر به نتیجه خواهیم رسید!

شکرخدا گودرزی، نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر در این باره می‌گوید: برگزاری جشنواره نمایش‌های آیینی و سنتی در شکل و شمایل کنونی به نگهداری آیین‌ها و سنت‌ها کمکی نمی‌کند، به عقیده من تنها راه نجات از زوال این‌گونه نمایش‌ها اختصاص یک سالن برای اجرای مداوم و مستمر تمام‌ گونه‌های نمایش آیینی و سنتی ایران است. نمایش‌هایی که امروز روی صحنه می‌رود نه بویی از آثار مدرن دارند و نه شباهتی به نمایش‌های سنتی. اغلب آثار نمایشی امروزین تئاترهای «شتر، گاو، پلنگی» هستند که وقتی از آنها توقع تخم‌مرغ داریم می‌شنویم که شتر هستند و باید بار ببرند. وقتی می‌گوییم بار ببرند، می‌گویند مرغ هستند و باید تخم بگذارند، وقتی توقع جنگیدن داریم، می‌گویند گاو هستند و باید شیر بدهند و وقتی از آنها شیر می‌خواهیم می‌گوید ما پلنگ هستیم و باید مبارزه کنیم.

این عضو هیات مدیره بنیاد زنده‌یاد اکبر رادی با ذکر مثالی از نمایش تعزیه، به عنوان اصلی‌ترین نمایش آیینی ایران یادآور می‌شود: از یک سو شاهدیم می‌گویند نمایش تعزیه نمایشی میدانی است و از سوی دیگر شاهدیم که این نمایش را در سالن «قاب عکسی» اجرا می‌کنند و حتی اگر قصد داشته باشند این نمایش را به شیوه میدانی اجرا کنند متوجه می‌شویم میدانی در شهر وجود ندارد که بتوانند در آن به اجرای تعزیه بپردازند. در دوره قاجاریه به دلیل ورود مدرنیته به ایران بافت‌های شهری شروع به تغییر کردند و به همین سبب برای حفظ نمایشی مانند تعزیه بنایی مجزا به نام «تکیه دولت» ساخته شد و سایر تکایا نیز در سراسر کشور میزبان اجراهای تعزیه بودند. حال سوال اصلی اینجاست که چرا در عرض این سه دهه که از انقلاب اسلامی می‌گذرد حتی یک بنا مانند تکیه دولت را برای اجرای نمایش آیینی مانند تعزیه بنا نکرده‌ایم. در آن زمان بیش از 100 تکیه در تهران وجود داشت، اما امروز تعداد تکایایی که می‌توانند میزبان تعزیه باشند کمتر از انگشتان یک دست است.

نویسنده نمایشنامه بهرام چوبینه در پایان با بیان این مطلب که در هیچ کجای جهان این عیب به شمار نمی‌رود که اجرای برخی از گونه‌های نمایشی شکل موزه‌ای به خود بگیرد، بیان کرد: با اجرای موزه‌ای آثار نمایشی آیینی و سنتی می‌توانیم ادعا کنیم که به بازتاب و زنده نگه داشتن فرهنگ نمایش کشورمان بها داده‌ایم چرا که بخشی از تاریخچه فرهنگ ملت ایران را همین آثار نمایش آیینی و سنتی تشکیل می‌دهند. هدف ما باید حفظ و حراست از آیین‌ها و سنن نمایشی ایران با تمام عظمت و قدرت آن باشد تا بتوانیم این میراث گرانبها را برای آیندگان حفظ کنیم.

هر عیب که سلطان بپسندد هنر است!

نمایش‌های آیینی و سنتی از یک سو به دلیل بهره‌گیری از ساختارهای فرهنگ کهن ایرانی و از سوی دیگر به دلیل شناخته شدن به عنوان نمایش‌های ملی، میهنی و بومی باید بسیار بیشتر از حد برگزاری جشنواره دوسالانه مورد عنایت و توجه مسوولان و هنرمندان نمایش در کشور قرار گیرند. متاسفانه در دانشکده‌های تئاتری نیز که مبانی هنرهای نمایشی به صورت آکادمیک به دانشجویان آموزش داده می‌شود، کمترین توجه صرف تنظیم دروس مرتبط با بخش آموزش اصول و ویژگی‌های نمایش ایرانی شده است.

داود فتحعلی بیگی، نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر در این باره معتقد است: در دانشکده‌های تئاتری تنها به 4 یا 6 واحد درسی برای آموزش نمایش ایرانی اکتفا کرده‌اند و در این میان اگر اساتید به آموزش شیوه‌های نمایش ایرانی علاقه‌ای نداشته باشند آن زمان است که این واحدها به صورت سطحی، ظاهری و تنها برای گرفتن نمره توسط اساتید درس داده خواهند شد و به وسیله دانشجویان پاس می‌شوند. فعالیت‌های مرکز هنرهای نمایشی نیز در راستای حمایت از نمایش‌های آیینی و سنتی لازم است، اما این فعالیت‌ها به هیچ‌وجه برای احیای نمایش‌های آیینی و سنتی ایران کافی نیستند. به اعتقاد من تأسیس یک مرکز مجزا برای برنامه‌ریزی مدون پیرامون نمایش‌های سنتی و ملی ایران و تامین منابع برای اجرای عمومی آثار آیینی و سنتی کمترین اقدامی است که متولیان امور نمایشی کشور برای حراست از میراث غنی نمایش آیینی و سنتی ایران باید انجام دهند.

کارگردان نمایش سیاه‌بازی «بیژن و منیژه» در پایان خاطرنشان می‌کند: متاسفانه ضرب‌المثل «هر عیب که سلطان بپسندد، هنر است»!، سرلوحه فعالیت برخی از مسوولان و متولیان هنر نمایش کشور قرار گرفته و آنها بدون شناخت از هنر نمایش و تمیز کارهای تاثیرگذار و کارهای منفعل بخش بزرگی از بودجه ناچیز هنر نمایش را خرج آثاری می‌کنند که هیچ تاثیری در جریان رو به رشد تئاتر کشور ندارد. هر چقدر سیاست‌های تشویقی سرلوحه برنامه‌های اجرایی مسوولان قرار بگیرد، بدون تردید هنرمندان و حامیان نمایش‌های آیینی و سنتی برای احیای این نمایش‌ها از جان و دل مایه خواهند گذاشت.

امین خرمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها