در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این تعطیلی از اواخر دهه 60 آغاز شد، از زمانی که سینماهای بلوار و کانون که برای نمایش فیلم مخصوص کودکان طراحی شده بودند، دم و دستگاه کودکانه خود را جمع کردند، بادکنکها را از سقفها پایین کشیدند، عروسکها را از ویترین خود جمع کردند و نمایش فیلم برای بزرگسالان را آغاز کردند. صاحبان این سینماها مدعی شدند اکران فیلمهای کودک سود ندارد، به همین دلیل آنها برای گذران امورات سینمای خود، باید فیلمهای گیشه پسند اکران کنند.
اما چگونه شد که سینمای کودک که زمانی با ساخت فیلمهایی مانند گلنار، دره شاپرکها، گربه آوازهخوان، دزد عروسکها و... گیشه پر رونقی داشت، به کسادی خورد؟ دلیل این کسادی را میتوان از زمانی جستجو کرد که کارگردانان سینمای کودک به جای ساخت فیلم برای کودکان، فیلمهایی را مقابل دوربین بردند که درباره کودکان بود.
مخاطب فیلمی که درباره کودکان ساخته میشود، بزرگسالان هستند و معمولا کودکان چیزی از آنها سر در نمیآورند و تماشای اینگونه فیلمها برای آنها بسیار خستهکننده است.
اما معلوم نیست به چه دلیل از اواخر دهه 60 کارگردانانی که فیلمهای شاد و فانتزی برای کودکان میساختند به فیلمسازی درباره کودکان روی آوردند مثلا محمدعلی طالبی که فیلم شهر موشها را ساخته بود به ساخت فیلمهایی مانند چکمه و کیسه برنج روی خوش نشان داد یا کامبوزیا پرتوی که فیلمهای گربه آوازهخوان، گلنار و ماهی را برای بچهها ساخته بود، تصمیم گرفت فیلم بازی بزرگان را بسازد.
این فیلمها هرچند در سینمای ایران جایگاه خوبی دارند، اما بیرودربایستی باید بگوییم چراغ سینمای کودک را خاموش کردند. فیلمهایی مانند چکمه یا بازی بزرگان فیلمهایی نبودند که کودکان برای تماشای آنها خانوادهها را مجبور به رفتن به سینما کنند، کودکان به دنبال شادی هستند، تصویری که آنها را از ته دل بخنداند، تصویری شبیه آنچه کلاه قرمزی به آنها نشان داد، اما موفقیت فیلم کلاه قرمزی هم نتوانست کارگردانان سینمای کودک را ترغیب به ساخت فیلم برای کودکان کند.
به همین دلیل ابراهیم فروزش با کارنامه درخشان خود در زمینه سینمای کودک و ساخت فیلمهایی مانند کلید و خمره که برای کودکان ساخته بود؛ در ادامه فعالیتهای خود، فیلمهای بچههای نفت، دریا وهامون و زمانی برای دوست داشتن را ساخت که با محور قرار دادن کودکان، زندگی بزرگسالان و شرایط آنها را نقد میکرد.
سینمای کودک، جدا از دنیای فانتزی و خیالی نیست، اما انگار کارگردانان سینمای ایران با دنیای خیال فاصله گرفتهاند و دنیای فانتزی را هم قبول ندارند که فیلمی با این مشخصات برای کودکان نمیسازند.
مهدی کرمپور، رئیس انجمن صنفی اکران سینمای ایران درباره عدم اکران فیلمهای کودکان میگوید: فیلم مناسب کودکان سالهاست در سینمای ایران تولید نشده است و ما برای این گروه سنی فیلمی نداریم که اکران کنیم! ما سینماگر نیستیم و از دور اتفاقات سینما را تماشا میکنیم؛ اما آنقدر داخل گود هستیم که متوجه شویم سینمای کودک در کنار آموزش و سرگرمی میتواند تجارت بسیار خوبی برای سینمای ایران باشد.
سالنهای نمایشی که برای کودکان طراحی میشوند، میتوانند محل خوبی برای پر کردن اوقات فراغت این گروه سنی باشند و مسلما در یک محل پر رفت و آمد کسب و کار هم رونق میگیرد. اگر شهرکهای سینمایی مخصوص تولید فیلمهای کودکان ساخته شود، این شهرکها میتوانند به محل پر رفت و آمد و درآمدزایی تبدیل شوند (دیزنیلند را تصور کنید، آنجا هم در ابتدا فقط یک شهرک کوچک سینمایی بود) و...
واقعیت این است اگر کودکان دیده شوند، اگر نیاز آنها به سینما برای مسوولان سینمای کشور اهمیت پیدا کند، سینمای کودک و نوجوان میتواند به پررونقترین ژانر سینمایی در کشور ما تبدیل شود، اما افسوس که در کشور ما سینما هست که فقط باشد، نیست که یک هنر باشد و یک صنعت پر درآمد.
طاهره آشیانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: