در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دکتر محمود احمدینژاد، آیتالله هاشمیرفسنجانی، عزتالله ضرغامی، غلامعلی حدادعادل، احمد مسجدجامعی، محسن رضایی، محمدحسین صفارهرندی، حسن بنیانیان، سیدمحمد خاتمی و ... از چهرههایی بودند که در پیامهای مختلف ضایعه درگذشت این هنرمند بزرگ را به خانواده وی و جامعه هنری ایران تسلیت گفتند.
دیروز سینماگران و مسوولان سینمایی ایران همراه جمع کثیری از مردم، پیکر سیفالله داد را از ساختمان شماره 2 خانه سینما واقع در خیابان وصال تا چهارراه فلسطین تشییع کردند.
به گزارش فارس، محمدمهدی عسکرپور مدیرعامل خانه سینما در این مراسم گفت: همه میدانند سیفالله داد حق بزرگی بر گردن ما دارد. آثار او در عرصه تولید سینمایی یا فعالیت او به عنوان یک مدیر فرهنگی شاید زیاد نبود اما همین هم برای ما کافی است. چندی پیش به عیادتش رفتم و او را دیدم و اولین چیزی که در آن دیدار و امروز به ذهنم رسید، آیه الکرسیای است که او در انتهای «بازمانده» گذاشته بود و با خود گفتم چه افتخاری است برای او که اثر خود را این چنین جاودان میکند.
رضا کیانیان نیز گفت: سیفالله داد یکی از باسوادترین و روشنفکرترین معاونتهای سینمایی بود که من در طول عمر خود دیدم و با او کار کردم. قرار بود فیلمی بسازد که در آن بازی کنم اما متاسفانه اتفاق نیفتاد. امیدوارم وقتی آن دنیا پیشش رفتم بتوانم در آن فیلم بازی کنم.
در ادامه علیرضا رئیسیان، رئیس کانون کارگردانان، هم به حاضران گفت: زندگی تلخ و شیرین است اما تلخی و شیرینی برای ماست که اسیر مادهایم و برای روح بلند سیفالله داد دیگر هیچ فرقی ندارد. داد آدم ویژهای در سینمای ما و امتزاج خاصی از عقل و احساس بود. انسانیت، بشردوستی و ایمان در وجود او موج میزد و از معدود کسانی بود که پشت دوربین و پشت میز مدیریت اخلاقش عوض نشد و در اوج هم مانند روزگار گمنامیاش متواضع بود.
در ادامه این مراسم، علی داد، فرزند سیفالله داد، ضمن تشکر از طرف خانوادهاش از بابت حضور اهالی سینما، مدیران و مردم در این مراسم، گفت: حضور شما فضای امروز را برای من اندکی قابل تحمل میکند چون نه تنها پدر، بلکه مربی، رفیق و راهنمایم را از دست دادهام. گرچه از دست دادن او سنگین است اما وقتی فکر میکنم در طول عمرم چه درسهایی از او گرفتم خدا را شکر میکنم و بسیار خوشبخت بودم که فضیلت راستگویی، درستکاری و ایمان راستین را با حضور او شناختم .
خواهر سیفالله داد، در ادامه این مراسم ضمن تشکر از جمع به نیابت از خانواده داد، حرف زدن در جمع هنرمندان را کاری سخت دانست و گفت: بزرگترین خصلت سیفالله تفکربرانگیزی حرف زدن با او بود که همیشه طرف مقابل را به فضای گفتگو میکشاند. یا مجبور بودی با او حرف بزنی و دیالوگ داشته باشی یا مجبور میشدی برای رد حرفهایش به تحقیق و ممارست بپردازی.
محمد بهشتی دیگر سخنران جلسه بود که گفت: مدتی بود که دیگر نگرانی برای حال سیفالله را کنار گذاشته بودم و فکر میکردم دیگر مشکلی برای او پیش نمیآید. به همین خاطر وقتی این خبر را شنیدم برایم روزی بسیار تلخ بود و امروز هم تلخ است.
وی افزود: من سیفالله داد را از زمانی میشناسم که از شیراز به تهران آمد و در طول این سالها به شکل مستمر با هم ارتباط داشتیم و مهمترین ویژگی که از او به یادم میآید حرفی است که زمان بزرگداشت او زدم و گفتم فرهنگ و هنر مانند رودی روان است که سروهایی در کنار آن است و سیفالله یکی از آنها بود؛ مردی رفیع و آزاده که کارهای زیادی نکرد اما کارهایش ماندگار بود.
علی معلم، سخنران دیگر این مراسم بود که در بخشی از سخنان خود گفت: فقدان داد در روزگاری که همه کارهای بزرگ و پرتعداد میکنند، مساله عجیبی است. او سه فیلم ساخت و به فیلمسازان زیادی هم کمک کرد، اما در مقابل او افرادی هستند که کارهای پرشماری انجام دادهاند، اما نامی از آنها نمانده... سیفالله داد چون شیری بود که شیر میزایید و فقدانش در این روزگار سخت است.
وی افزود: در زمانی که بحران در مدیریت هنری وجود دارد و بسیاری مدیریت را وظیفهای میدانند که از سر ناچاری باید انجام شود و به دیالوگ هم اعتقاد ندارند، فقدان کسی مانند «سیفالله داد» سخت است. همچنین در روزگاری که آدم بودن و ماندن و نیک بودن بسیار سخت است، انسان بودن و حرف خود را غالب نکردن بسیار سخت است و این چیزی بود که در روحیه سیفالله داد وجود داشت. او امروز در پیشگاه خداوند آرام و راحت است، چون سلوک شخصی خود را هرگز به رفتارهای اجتماعی نفروخت.
منوچهر محمدی، آخرین سخنران این مراسم بود که گفت: اگر بخواهم درباره 30 سال رفاقتی که با سیفالله داد داشتم حرفی بزنم، باید بگویم که سیفالله، مردم را دوست داشت. از 14 سالگی که در خرمشهر کار سیاسی را آغاز کرد تا آخر با عشق به مردم و کشورش زندگی میکرد.
پس از این مراسم، پیکر سیفالله داد بر دستان دوستدارانش تا مسافتی تشییع و پس از انتقال به بهشتزهرا(س) در قطعه 88 ردیف 158، شماره 23 به خاک سپرده شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: