او با گروهی از افرادی که در حال پشت سر گذاشتن دورههای آموزشی چون خود او بودند، آشنا شد که به ظاهر قرار بود به اهدافی در اروپا حمله کنند. او یاد گرفت چطور جلیقههای انفجاری بسازد و با طراحان حملات القاعده در اروپا ملاقات کرد که ادعا داشتند در حمله به منافع کشورهای اروپایی و ایالاتمتحده مشارکت داشتهاند.
ویناس در حال حاضر به اتهام پارهای از اتهامات از جمله برنامهریزی برای قتل و همکاری عملی با گروههای تروریستی تحت بازجویی قرار دارد. او که 26 سال دارد و و فرزند مهاجرانی از آمریکایلاتین است در مدتی که در خارج از آمریکا اقامت داشت دوران پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشت. او یکی از مردان نقابداری بود که در نوار ویدئویی پاییز گذشته ابویحیی لیبی، سخنگوی القاعده پشت سر او ایستاده بود.
وقتی بازجویان این نوار ویدئویی را پخش کردند او خود را که در جمع کم شمار مردان نقابدار ایستاده بود، نشان داد و به تشریح مکان فیلمبرداری و اقداماتی که برای تهیه این نوار انجام شده بود، پرداخت. این واقعیت که ویناس با افرادی چون لیبی و رشید رئوف، تروریست پاکستانیتبار تبعه بریتانیا که به ظاهر در طراحی حملات ناکام سال 2006 علیه پروازهای فرااقیانوسی از بریتانیا به ایالاتمتحده و بمبگذاریهای سال 2005 در متروی لندن، پایتخت بریتانیا دست داشته است، آشنایی دارد موجب شده نهادهای اطلاعاتی آمریکا توجه خاصی به او نشان دهند.
رئوف چند روز پس از دستگیری در 21 نوامبر سال گذشته میلادی در حمله موشکی یک فروند هواپیمای بدون سرنشین ارتش آمریکا در پاکستان کشته شد. بهظاهر این حمله با اطلاعات دقیقی که ویناس در رابطه با محل استقرار اردوگاههای القاعده در نواحی مرزی پاکستان با افغانستان به بازجویانش داده بود، صورت گرفته است. برقراری وضعیت امنیتی اضطراری 25 نوامبر گذشته در سیستم قطار شهری نیویورک هم با استناد به اعترافات ویناس که ادعا داشت القاعده طرحی برای حمله به قطار شهری این شهر تهیه کرده، انجام شده بود.
سفر به پاکستان
پرونده ویناس و 3 بلژیکی آفریقاییتبار که بهظاهر با او در پاکستان بودهاند مثنوی صدمن کاغذی است که در دادگاهی در بلژیک در دست بررسی است. او در حال حاضر در بازداشت اداره تحقیقات جنایی پلیس آمریکا (FBI) است ولی باید پاسخگوی اتهاماتش در بلژیک هم باشد. ویناس که متولد منطقه کوئینر در نیویورک است در سال 2004 میلادی به اسلام گروید.
داستانی که او روایت میکند از مساعدت سه دوست پاکستانیتبار ساکن نیویورک برای برنامهریزی سفر او به پاکستان حکایت دارد. یکی از آنان با بستگانش در لاهور پاکستان تماس گرفت و ترتیب رزرو هتل برای ویناس را داد. دیگری او را به خانوادهای افغان در لاهور معرفی کرد که از طریق یکی از آشنایانشان ترتیب ملاقات ویناس با یکی از رهبران طالبان را دادند و آخری پول این سفر دور و دراز را برای او فراهم کرد.
موفقیت ویناس در برقراری رابطه با طالبان و وصل شدن او به القاعده جالب توجه است چرا که در اکثر موارد تلاش داوطلبان غربی برای پیوستن به صفوف القاعده یا طالبان به دستگیری آنها ختم میشود.
هنوز 2 هفته از ورود ویناس به لاهور در روز 12 سپتامبر سال 2007 میلادی نگذشته بود که او در یکی از اردوگاههای طالبان در حال پشت سر گذاشتن آموزشهای نظامی بود. اندکی بعد او به همراه گروهی از داوطلبان از مرز پاکستان عبور کرده و در عملیاتی علیه نیروهای آمریکایی شرکت کرد.
پس از مدتی واحدی که ویناس در آن بود به مناطق قبایلینشین پاکستان بازگشت. به او پیشنهاد شد به جمع افراد داوطلب انجام حملات انتحاری بپیوندد و او بلافاصله قبول کرد. به پیشاور رفت و خود را به یکی از مراکز آموزشی بمبگذاری انتحاری معرفی کرد. پس از چند روز اقامت در این مرکز به او گفته شد هنوز برای انجام عملیات انتحاری آماده نیست.
آموزشهای طالبان
در بازگشت به وزیرستان او به واحدی پیوست که پیکارجویانی از یمن و عربستانسعودی در آن عضویت داشتند. در ماه مارس او به همراه تعدادی داوطلب اروپایی و چند تبعه ترکیه آموزشهای تکمیلی را پشت سر گذاشت. این دوره تدریس زبان اردو و پشتو را هم در بر میگرفت.
آنچه او در مورد روند آموزشی داوطلبان در القاعده میگوید تا حدودی گویای حاکمیت سلسله مراتب بر ارکان القاعده، تشکیل پرونده شخصی برای هر یک از اعضا و انجام ارزیابیهای دورهای است. او به مدت 4 ماه به همراه 10 تا 20 نفر دیگر در دورههای آموزشی با مربیان عرب شرکت کرد. این دوره متضمن کلاسهای استفاده از مواد منفجره، ساخت بمب و به کارگیری سلاحهای پرتابی بود.
ویناس هم بهسان سایر افراد تحت تعلیم به دلایل امنیتی نام مستعاری برای خود انتخاب کرده بود. او که ابراهیم خوانده میشد با برخی از پیکارجویان از جمله یک شهروند ترک که در حمله انتحاری به یکی از پادگانهای ارتش آمریکا در افغانستان کشته شد رابطه نزدیکی برقرار کرده بود. یکی دیگر از دوستان نزدیک او مردی مراکشیتبار و تبعه فرانسه بود که توسط نهادهای امنیتی حمزه العالمی معرفی شده است. العالمی به ویناس گفته بود در یک دوره عملیات ویژه با هدف فراگیری شیوههای جذب نیرو برای انجام حملات ضدغربی در جنوب آسیا شرکت کرده است.
عاقبت ویناس دوباره به مناطق مرزی پاکستان با افغانستان برگشت تا در حملات به ارتش آمریکا مشارکت کند. او به دلیل بیماری به پیشاور رفت و در آنجا انگشت شست پای او را به دلیل ابتلا به بیماری ناشناختهای قطع کردند. قصد داشت زن بگیرد که نیروهای پاکستانی با راهنمایی عوامل سیا او را دستگیر کردند. سفر دور و دراز او با دستگیری در پیشاور به پایان رسید.
مترجم: فرزین تکلو / منبع: واشنگتن تایمز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم