گزارش «جام‌جم» از جشنواره تئاتر آیینی سنتی

سال ‌به‌ سال دریغ از ‌پارسال!

اگرچه چهاردهمین جشنواره بین‌المللی نمایش‌های آیینی سنتی می‌تواند مانند دوره‌های پیشین این رویداد بزرگ، لبریز از توانایی‌ها و استعدادهای بسیاری باشد، اما آنچه در نگاه اول به نظر می‌رسد، موکد این نکته است که این‌گونه نمایشی تنها با استمرار آن در دیگر ایام سال است که می‌تواند برای پیشبرد اهداف نمایش آیینی سنتی کشور مفید باشد. در این گزارش قصد انتقاد از عملکرد مرکز هنرهای نمایشی در قبال بی‌توجهی به این هنر و هنرمندان آن‌را نداریم، اما باید اعتراف کنیم‌ کار از انتقاد به نحوه برخورد مرکز هنرهای نمایشی و دیگر متولیان هنر نمایش در کشور گذشته است و حرکت رو به نزول و روند فراموشی آیین‌ها و سنت‌های نمایشی، تلاشی جدی‌تر از انتقادهای صرف را از سوی تمامی هنرمندان و مسوولان می‌طلبد.
کد خبر: ۲۶۹۴۸۲

در اولین نگاه به جشنواره نمایش‌های آیینی  سنتی، این پرسش پیش می‌آید که چرا این رویداد به صورت دوسالانه برگزار می‌شود؟ شاید بهترین پاسخ را باید میان مسوولان و متولیان فرهنگی جویا باشیم.در بیشتر موارد، پاسخ آنها معمولا روشن است، «بودجه لازم را نداریم»! این پاسخ زیاد هم دور از واقعیت نیست، اما از زاویه‌ دیگری هم می‌توان به این موضوع نگریست. لازم است با تمامی‌ تلخی‌اش، این حقیقت را بپذیریم که ما اعتماد به‌نفس کافی نداریم و همین اندازه توجه را هم مدیون نگاه غربی‌ها به شیوه‌های نمایشی ایرانی هستیم.

بدون سنت، پیشرو بودن بی‌معناست

بهروز غریب‌پور، نویسنده و کارگردان نمایش در این باره معتقد است: به جرا‡ت می‌توان گفت اگر سیاحان و نمایندگان سیاسی غربی در آثارشان نمایش ایرانی را نمی‌ستودند، امروز از آن شیوه‌های کهن نمایشی ایرانی اثری نمانده بود. بنابراین حتی اگر بودجه کافی هم داشته باشیم‌ تا زمانی که انگیزه، شناخت و حرکتی مملو از سعی و خطا پدید نیاید، نه‌تنها برگزاری هر ساله جشنواره دردی را دوا نمی‌کند بلکه بیشتر حرکتمان برای خالی نبودن عریضه است. از این رو، برگزاری جشنواره به صورت دوسالانه جای سپاس، تعجب و شگفتی دارد. اما در پاسخ به این پرسش که چرا هنرمندان جوان تئاتر نسبت به نمایش‌های آیینی  سنتی رغبت کمی‌ نشان می‌دهند باید گفت چند آدم را سراغ داریم که با شجاعت لباس آبا و اجداد‌ی‌اش را بپوشد و واهمه مسخره شدن را نداشته باشد؟ نمایش سنتی را مثال آن لباس در صندوقچه ‌خانه تلقی کنید که امروز کسی سراغش نمی‌رود، تا «هملت»، «اتللو» و «شاهلیر» یا کاراکترهای دیگر غربی پیش روی یک بازیگر باشد، کسی سراغ تیپ‌های «سیاه»، «حاجی» و «سلطان» نمی‌رود. تا انواع بدن‌سازی‌های غربی و رایج پیش روی یک بازیگر باشد، کسی سراغ «رقص شاطری» شخصیت سیاه نمی‌رود، اگر برود نه «مدافع» دارد، نه «حاجی» دارد و نه ارج و قرب. تا خواننده و بازیگر تعزیه بودن افتخار محسوب نشود، تا بازیگری در نقش سیاه یک امتیاز به حساب نیاید، در بر همین پاشنه خواهد چرخید و اگر هم کسی توجهی بکند، مطمئن باشید تنها می‌ماند.

کارگردان اپرای عروسکی «رستم و سهراب» با ذکر مثالی از «جورجیو شره را» کارگردان ایتالیایی به اهمیت نمایش سنتی در کشورهای غربی می‌پردازد و می‌گوید: این کارگردان پیشرو ایتالیایی در میلان وقتی که آزمون بازیگری برگزار می‌کرد، داوطلبان را وامی‌داشت در یک نقش کلاسیک و در یک نقش «کمدیا دل آرته( »نمایش سنتی ایتالیایی) تست بازی دهند. یعنی این کارگردان به صورت نمادین می‌خواست نشان بدهد که بدون شناخت و تسلط بر شیوه‌های ملی، سنتی و گذشته، پیشرو بودن بی‌معنی است و تا زمانی که چنین اتفاقی در عرصه تئاتر ایران رخ ندهد، تأثیر قابل تحسینی در دنیای تئاتر ما دیده نخواهد شد. بدون توجه همه‌جانبه، بدون مؤسسات تحقیقی، بدون سالن‌های اختصاصی، حمایت‌های ویژه و مستمر چه توقعی می‌توانیم از اهالی تئاتر که «هشت‌شان گروه نه‌شان» است، داشته باشیم؟

کارگردان اپرای عروسکی «عاشورا» با بیان این‌که مرکز هنرهای نمایشی بدون حمایت صدا و سیما و بدون حمایت تمام دستگاه‌های فرهنگی، همین اندازه هم که به نمایش آیینی و سنتی توجه کرده است جای آفرین دارد، یادآور شد: مگر مرکز هنرهای نمایشی تنها مسوول میراث فرهنگی، در عرصه آیین‌ها، مراسم و نمایش‌های سنتی است؟ تا زمانی که متولیان فرهنگی عزم راسخ نداشته باشند، تا زمانی که در دانشکده‌ها رساله‌های دانشجویان درباره فلان نویسنده گمنام غربی باشد و تا زمانی که پرداختن به تخت حوضی، تعزیه و خیمه‌شب‌بازی کسر شأن برای هنرمندان به حساب ‌آید، باید حق داد که جوان‌ها رغبتی برای بروز استعدادهایشان در این زمینه نداشته باشند. آیا دیده‌اید میراث فرهنگی به همان اندازه که به یک اثر معماری توجه دارد، به فرآورده‌های فرهنگی به همان میزان احترام و توجه داشته باشد؟ راه‌حل این معضل، تعامل میان همه متولیان فرهنگی است، در حالی که متأسفانه چنین نیست.

غریب‌پور در پایان متذکر می‌شود که طبیعی است شناساندن گذشته، به مردمان یک سرزمین اعتماد به نفس می‌دهد. وقتی صحنه بر تماشاگر تأثیر بگذارد، بی‌تردید تماشاگر هم بر صحنه تأثیر می‌گذارد، اما شرط موفقیت آن تداوم و استمرار است. کاش متولیان فرهنگی به همان اندازه که علی‌الظاهر به ورزش توجه می‌کنند، به فرهنگ‌ هم نیم‌نگاهی داشته باشند. چه کنیم که دائم باید از ای کاش، اگر، کاش این‌طور می‌شد و کاش آن‌طور بود، حرف بزنیم و به قول معروف سال به سال دریغ از پارسال.

فراموشی استمرار در آموزش

ایجاد محیط پرهیاهو و پرشور و نشاط اما فانی و زودگذر مانند جشنواره دوسالانه نمایش‌های آیینی و سنتینه‌تنها اثری برای اعتلای این‌گونه نمایشی ندارد، بلکه موجبات احساس ارضای کاذب برخی مسوولان فرهنگی از فعالیت در عرصه تئاتر کشور را نیز به همراه خواهد داشت.

لا‌زم است نگاه‌ها و نیروهای جدیدی به نمایش‌های سنتی تزریق ‌شوند تا بار دیگر شاهد ظهور ‌هنرمندانی چون مرشد ترابی، سعدی افشار یا مرحوم‌ هاشم فیاض ‌باشیم‌

اسماعیل خلج، نویسنده و کارگردان پیشکسوت تئاتر در این باره می‌گوید: با آن که توانایی‌ها و استعدادهای هنری بسیاری در تهران و دیگر شهرهای کشور نهفته است، اما در طول چند سال گذشته، نبود حمایت مسوولان و بی‌توجهی آنان به عرصه تئاتر و بخصوص تئاتر آیینی و سنتی سبب شده تئاتر و نمایش ایرانی از سبد فرهنگی خانواده‌های ایرانی حذف شود. برنامه‌ریزی مدون در عرصه تئاتر از سوی مسوولان تنها راه برون‌رفت از سیر نزولی نمایش آیینی  سنتی در کشور است و تنها با احساس نیاز مسوولان فرهنگی، برنامه‌ریزی مدون و مستمر می‌توان تئاتر و بویژه تئاترهای آیینی  سنتی را احیا و تقویت کرد. سرانجام و سرنوشت هر چیز کهنه‌ای جایگزینی‌ نو به جای آن است. وقتی شعر نو جایگزین شعر کلاسیک شد، هیچ‌کس فکر نمی‌کرد این سبک جدید شعری تا این حد بتواند شاعران نامدار و بزرگی به ادبیات کشور معرفی کند، حال در مورد نمایش‌های سنتی ایران هم باید نگاه‌ها و نیروهای جدیدی به آن تزریق و حمایت شوند تا بار دیگر شاهد ظهور و حضور هنرمندانی چون مرشد ترابی، سعدی افشار یا مرحوم‌ هاشم فیاض در تئاتر سنتی ایران باشیم.

نویسنده نمایشنامه «گلدونه خانوم» با بیان این مطلب که باید با آموزش مبانی و مفاهیم تئاتر به عنوان یک منبع آموزشی به جوانان و هنرمندان نوپای تئاتر آیینی  سنتی، آنها را برای بهره‌گیری از آموزه‌های این هنر آماده کنیم، بیان می‌کند: اختصاص یک سالنویژه برای اجرای نمایش و تئاتر در تهران، گسترشچنین جشنواره‌ها و همایش‌هایی در طول سال و معطوفکردن توجه مسوولان فرهنگی به فعالیت در عرصه تئاتر از مهم‌ترین اقداماتی است که بر عهده دست‌اندرکاران فرهنگی کشور خواهد بود تا گامی ‌برای نجات نمایش ایرانی بردارند.

ویترینی بی‌رونق

انجام پژوهش‌های علمی ‌و آسیب‌شناسی بر روند اجرای چندین دوره‌ای جشنواره تئاتر آیینی  سنتی و تدوین برنامه بلندمدت برای این جشنواره، راهکار مناسبی است که می‌تواند در اعتلای نمایش‌های آیینی  سنتی بسیار تاثیرگذار باشد. نویسنده و کارگردان نمایش «بیژن و منیژه» در ادامه افزود: برای دست یافتن به بیشترین بهره‌وری و بالاترین وجه تاثیرگذاری جشنواره تئاتر آیینی  سنتی بر جریان تئاتری کشور ، در ابتدا باید بر پایه اساسنامه کانون نمایش‌های آیینی  سنتی به ارزیابی 13دوره قبلی این جشنواره بپردازیم تا دریابیم جشنواره نمایش‌های آیینی  سنتی تا چه اندازه در رسیدن به اهدافی که برای آن در نظر گرفته شده، موفق عمل کرده است.

محمود عزیزی، نمایشنامه‌نویس و کارگردان بنام نمایش‌های آیینی  سنتی با توجه به ابعاد علمی ‌تئاترآیینی  سنتی که یکی از گونه‌های نمایشی با سابقه طولانی در کشور است، تاکید می‌کند: این‌گونه نمایشی می‌تواند به رشد ماهیت تئاتر کشور کمک کند. با توجه به پژوهش‌هایی که در زمینه نمایش‌های آیینی  سنتی انجام شده گام بلند معرفی این نوع از تئاتر به جامعه برداشته شده و اکنون زمان احیا و گسترش آن فرا رسیده است. نمی‌توان از تاثیر برگزاری جشنواره‌هایی چون جشنواره تئاتر آیینی  سنتی بر جریان تئاتر کشور براحتی چشم پوشید، اما لازم است به خاطر داشته باشیم که تعزیه و تخت‌حوضی تنها نوعی از وجه بازاری تئاتر آیینی  سنتی هستند و نباید در جشنواره‌هایی که خاص چنین نمایش‌هایی برگزار می‌شود، نگاه تک‌بعدی را سرلوحه قرار داد و تنها به برجسته‌سازی و پررنگ کردن بخشی از چنین میراث عظیمی‌ پرداخت.

کارگردان نمایش «بیژن و منیژه» تلاش مسوولان و متولیان فرهنگ و بخصوص هنر تئاتر را در زمینه همگانی‌سازی این هنر و قابل دسترس قرار گرفتن آن برای عموم مردم ضعیف می‌داند و خاطرنشان می‌کند: وقتی بلیت یک تئاتر 15000 تومان مقرر می‌شود، چگونه می‌توانیم ادعا کنیم که دیدن تئاتر را برای همه مردم قابل دسترس کرده‌ایم و به شعار « تئاتر برای همه » جامه عمل پوشانده‌ایم. متاسفانه روند برگزاری چند دوره اخیر جشنواره تئاتر آیینی  سنتی تنها به رفع تکلیف مدیران تئاتری می‌ماند و این جشنوار‌ه امروزه بیشتر شبیه به ویترین نمایش‌‌های ایرانی شده که حتی نتوانسته منعکس‌کننده و نمایش‌دهنده تاثیر برگزاری این جشنواره در طول13دوره قبلی باشد.

امین خرمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها