سرمایهگذاری بیشتر برای مستند
محمدرضا شهیدیفر این طبقهبندی و ارزشگذاری را خیلی مناسب و خوشایند ارزیابی نمیکند. به عقیده او هرکدام از این دوقالب ضرورتها و کارکرد خودشان را دارند و انتخاب هرکدام به تحلیل موضوع و برآورد شرایط با توجه به بودجه و موضوع و زمان پخش و مخاطب نیاز دارد.
این تهیه کننده و مجری موفق رادیو و تلویزیون میگوید: مستندسازی در ایران خیلی سخت است و چون امکانات و ملزوماتش هم در تلویزیون فراهم نبوده، خیلی جا نیفتاده. برای همین در برنامههای گفتگو محور ورزیدهتر شدهایم.
او ادامه میدهد: مستند هم از نظر محتوایی و هم از نظر زاویه دید و تکنیک قابلیتهای زیاد و غریبی دارد. اما عدم شناخت ما از این موضوع باعث میشود هزینه و نیروی انسانی مورد نیاز را برایش صرف نکنیم و در نتیجه جواب دلخواهمان را هم نگیریم. اگر با وجود تعدد شبکهها، سیاست و برنامهریزی مدیران تغییر کند، نتیجه بهتری در انتظار ما خواهد بود.
شهیدیفر که با تهیه و اجرای برنامه صبحگاهی «مردم ایران سلام» در طول 2 سال به نوعی توقعها را از تاک شوهای زنده بالا برد، در ادامه با تاکید بر این که مقایسه برنامههای گفتگومحور با مستند نوعی قیاس معالفارق است، ادامه میدهد: ترجیح برنامه مستند به برنامه گفتگومحور هم کلامی است و در عمل اتفاق نمیافتد. برای همین گذشته از حمایتی که درست و به اندازه انجام نمیشود، اگر فقط و فقط فاکتور تعداد مخاطب را در نظر بگیریم، گفتگومحورها موفق تر نشان میدهند و نسبتا بیننده بیشتری دارند. در همه جای دنیا هم همین جور است و تاک شوها محبوبترین و پربینندهترین برنامهها هستند.
او توضیح میدهد: شاید یکی از دلایل تولید زیاد تاک شوها تولید سادهتر و ارزانتر آنها باشد و یا این که به عبارت دیگر ما آنها را ساده و ارزان میسازیم در حالی که الزاما این طور نیست و حتی میتواند گرانتر هم دربیاید. ولی تلویزیون حاضر نیست از این مزیت نسبی یعنی ارزانی صرف نظر کند و برنامههایی خاص با هزینههای بالاتر تولید کند. این ارزانی در کنار محدودیتی که ایجاد میکند، نوعی قابلیتهای ویژه و خلاقیت را هم ایجاد کرده ولی در کل برآیند منفیاش بیشتر است.
شهیدی فر طراحی نسنجیده، عدم انتخاب دقیق موضوع و همچنین نسنجیدن مختصات فرهنگی و تاثیرات اجتماعی را عواملی میداند که باعث میشود یک برنامه از حداقلهای ژورنالیستی هم بیبهره باشد و این در درازمدت به کلیت رسانه هم لطمههای زیادی میزند: قبل از هرچیز باید همه از مدیر و سیاستگذار و برنامهساز گرفته تا مخاطب، رسانه تلویزیون را درست تعریف کنیم و در موردش به تعریف درستی برسیم. در غیر این صورت مثل چیزی که از اول تا حالا بوده خوبیها و بدیهایش را تصادفی میشناسیم و قابلیتهایش را با آزمون و خطا و تصادفی پیدا میکنیم.
جایگاه غیرقابل انکار گفتگو محورها
یکی از تهیهکنندگان برنامه «این شبها» هم عقیده دارد که بنا به تجربه اگر این برنامهها ساختار خوبی داشته باشند و نکات مورد نیاز مخاطب را به او منتقل کنند، میتوانند خیلی خوب با او ارتباط برقرار کنند: برنامههای گفتگو محور به عنوان یکی از زیرمجموعههای تاک شوها همیشه نه تنها در تلویزیون ما بلکه در همه دنیا جایگاه ویژه و غیر قابل انکاری داشتهاند. همین حالا خود ما هم این اثرگذاری را در برنامه خودمان که در حوزه مسائل دینی و مذهبی است میبینیم و برایمان جالب است که علاوه بر مخاطب عام بخش زیادی از نخبگان جامعه هم آن را میبینند و ارتباط برقرار میکنند.
مجید نادری ادامه میدهد: این اتفاق ثابت میکند که چطور میشود از یک برنامه با ظاهر و ساختار ساده بیشترین بهره را گرفت. اگر سوالات و موضوعات خوب و ارزشمند را در بسته بندی خوب به بیننده منتقل کنیم و اطلاعات خوب و درست را به او منتقل کنیم و درست رصد کنیم و مسائل را صادقانه با او در میان بگذاریم، نتیجه هم مورد توجه او قرار میگیرد و به خوبی با آن ارتباط برقرار میکند.
تهیه کننده «این شبها» با حدود 12 سال تجربه تهیهکنندگی در گروه معارف، به نقش انتخاب درست عواملی مثل دکور، مهمان و مجری تاکید میکند و تجربه زنده بودن یک برنامه را هم خیلی خوب ارزیابی میکند: در یک برنامه زنده کارشناس حرفش را بدون ملاحظاتی که ممکن است در یک برنامه تولیدی با آن روبهرو باشیم روی آنتن میبرد و این ارتباط مستقیم و بیواسطه با مخاطب، محاسن خیلی زیادی دارد. البته خیلی از این چیزی که با عنوان حسن یا عیب از آن نام میبریم، سلیقهای است. ولی به هر حال برنامه زنده با شرایط روز تناسب بیشتری دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم