در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با چنین پسزمینهای است که وی، با ساخت اثری نمایشی، افزون بر اهداف فرهنگی ــ هنری (نظیر مقابله با ساختههای سینمایی کشورهای غربی درباره حضرت مسیح(ع)) جهتگیریهای سیاسی مشخصی را هم دنبال میکند.
در چند دهه اخیر، فیلمهای متفاوتی از سوی سینماگران شهیر، درباره عیسی(ع) ساخته شده است. عیسیبن مریم، انجیل به روایت متا، بودای کوچک در زمانی دورتر تولید شدهاند و از ساختههای اخیر هم میتوان از این فیلمها یاد کرد: آخرین وسوسه مسیح از مارتین اسکورسیزی، مصائب مسیح از مل گیبسون و رمز داوینچی از ران هاوارد.
از بعضی از این تولیدات مثل آخرین وسوسه مسیح که بگذریم، در بقیه موارد تاکید بر بیان ساحت قدسی ایشان و نمایاندن پیام و ارزشهای اخلاقیای است که آن حضرت، میکوشید مروج آنها باشد. همه این آثار کوشیدهاند موقعیت و زندگی حضرتش را بر مبنای چهار انجیل رسمی و مورد تایید کلیسا، به نمایش گذارند.
کارگردان بشارت منجی در چنین فضایی با ساخت این مجموعه و تدوین فیلم سینمایی مستقل از آن، تلاش داشته تا با نگرشی اسلامی و قرآنی زندگی آن پیامبر بزرگ را مورد کندوکاو قرار دهد.
از این رویکرد، دو هدف دنبال میشد؛ یکی تاکید بر مشترکات دین مسیحیت و اسلام و در نتیجه ایجاد و برقرار کردن پلی برای ارتباط پیروان این دو دین بزرگ و دیگر، انعکاس تفاوت برخی دیدگاهها، مانند پسرخدا بودن حضرت مسیح یا نحوه مصلوب شدن او.
در قرآن نیز، به مسیحیان و حواریون توجه و احترام بسیاری شده است. مضمون برخی آیات، نزدیکترین و رئوفترین ادیان به اسلام را مسیحیت مطرح میکند.
حضرت عیسی(ع) دوران رسالتاش حدود 2 سال بوده، از تقریبا 30 سالگی آغاز میشود و با عروجی که (از نگاه ما مسلمانان) میکند، مسوولیت پیامبریاش به پایان میرسد.
اندیشه و رفتارهای این پیامبر الهی، در 15 انجیل منعکس شده که از این میان، 4 مورد به نامهای یوحنا، متی، لوقا و مرقس مورد تایید کلیسا قرار گرفت. در بشارت منجی، روایتی که از حیات آن بزرگوار انجام گرفته، ملهم از 4 انجیل رسمی و بیشتر انجیل غیررسمی، اما شناخته شده برنابا بوده است. کتابی که به دو زبان ایتالیایی و اسپانیایی در قرن 18کشف و بعدتر مورد توجه قرار گرفت.
برنابا)barnabas( مردی از خطه قبرس بود و از تبار حضرت یعقوب، به شمار میآمد. در عهد رسولان، بـه آیین مسیحیت گروید و برخی روایات، او را پسرعموی، مرقس دانستهاند.
مضامین انجیل برنابا، واجد ویژگیهایی است از جمله: نفیالوهیت عیسی(ع)، نفی تثلیث و تاکید بر وحدانیت خداوند، عروج عیسی مسیح به آسمان و نه مصلوب شدن و دادن بشارت به پیامبری پس از خود، از نسل اسماعیل نبی، با نام احمد.
سریال همین مفاهیم را که مورد تایید آیات قرآنی نیز هست به اضافه آیات دیگری را که به موضوع میپردازد دستمایه مضمون روایی خویش قرار داده است. این اثر در نمایشاش از سیمای آن بنده خاص و بشیر خدا، از نقطهنظر تعالیم اسلامی، به آیات قرآنی بسنده نکرده بلکه روایات و احادیثی را مورد اشاره قرار داده که حاکی از پیوند حضرت عیسی(ع)، با دوازدهمین پیشوای تشیع امام مهدی(عج)، به هنگام فرج حضرتش دارد.
با فاصله گرفتن از انگیزه و اهداف سازنده سریال و همچنین منابعی که او برای روایت محتواییاش گزینش کرده است «بشارت منجی»، از جنبههای محتوایی و همچنین پرداخت دراماتیکی و جلوههای هنری مثل کارگردانی، بازی، فیلمبرداری و دیگر موارد با کاستی ابهام و مشکلاتی جهت تعمیق ارتباط با مخاطب روبهرو است.
از محورهای بحث برانگیز، مضامین و تاکیدهای محتوایی که این اثر دارد. مثلا دیدگاه قرآن در بنده بودن حضرت مسیح یا عروج حضرتش و در کنار آن مواعظ اخلاقی و دینیای که حضرت عیسی(ع) در مقاطع و در برخورد با وقایع مختلف، از خود مینمایاند و همچنین میلاد و ظهور شگفتآور حضرت مسیح و محقق شدن معجزاتی که به اذن خدا برای گسترش تابش نور ایمان و حقیقت انجام شده است که از نگاه ما، براساس حکمت الهی و با در نظر گرفتن سطح اندیشه و افق محدود افکار مردمان آن زمان، صورت گرفته است، همچنین، با لحاظ قرار دادن معرفت همه مسلمانان و مسیحیان، از آن اعجازها و گستره دانش و بالندگی فکری نسل و مخاطب امروز انتظار این است پرداخت این مضامین، به گونهای صورت میگرفت که بر جنبه ماهوی، فلسفه و دلایل وقوع چنین رخدادهایی یا طرح مباحث کلامی به روز تاکید شود. با این رویکرد، امکانی فراهم میگشت تا مخاطب اعم از مسلمانان و مسیحیان و پیروان دیگر ادیان با روایت خلاقه عمیق و اثرگذارتری از آن واقعه تاریخی ــ دینی، مواجه میشدند.
«بشارت منجی» از نظر دراماتیکی، پرداختی ساده دارد. عناصر نمایشیای که میتوانند به جذابیت و تاثیرگذاری چنین موضوع و مضمون عمیق و با قداستی، کمک کنند در متن سریال، جلوهای ندارند.
در این داستان، نظارهگر شخصیتپردازی، تنش یا فرود و اوجهای هنرمندانه و پرکششی نیستیم. چهرهای که از شخصیت اصلی حضرت مسیح(ع) به ما نمایانده میشود، در سطح همان مستقیمگویی، وعظ و رفتارهای ظاهری است که پیش رویمان قرار میگیرند.
متن راهی به درون شخصیت آن بزرگوار، باز نمیکند. شاهد درگیریهای دراماتیکی ایشان، با محیط پـیـرامـونی و افراد گوناگون نیستیم. حواریون نیز شخصیت و تیپهای سادهای داشته و فاقد پرسپکتیو و عمقاند و از همین رو است که از جهت نمایشی، موقعیت گیرا و جذابی، پیدا نمیکنند.
سریال فضای سرد و یخی دارد، ضرباهنگ کندش که بـرگـرفـتـه از شـیوه قابگیری، توالی نماها و نحوه بازیهاست، نتوانسته مخاطبان انبوهتری را با خود همراه کند.
محمدرضا کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: