در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش فارس ، عصر روز 19 آذر سال 83 مأموران کلانتری 116 مولوی از طریق مرکز فوریت های پلیسی 110تهران بزرگ از قتل یک مرد جوان با خبر شدند.
مأموران با حضور در محل حادثه دریافتند مرد جوانی به نام حسن 25 ساله بر اثر اصابت ضربات چاقو به بدنش به شدت مجروح شده و به قتل رسیده است.
مأموران بررسیهای خود را آغاز کردند تا اینکه مشخص شد همسایهها شنیدهاند، مقتول پیش از به قتل رسیدن فریاد زده است که «محسن نزن محسن نزن».
با توجه به مشخص شدن اسم فردی که به احتمال زیاد حسن را زده بود باعث شد تا مأموران به دنبال فردی باشند که اسم وی محسن باشد و در این منطقه رفت و آمد داشته باشد.
تحقیقات ادامه یافت تا اینکه مشخص شد فردی در این منطقه زندگی میکند که معروف به محسن است و چندین بار همسایهها وی را در حوالی منزل حسن دیدهاند.
این فرد بازداشت شد و در بازجویی مدعی شد از چندی قبل با همسر حسن رابطه داشتم تا اینکه یک روز حسن از این موضوع با خبر شد و با من درگیر شد من نیز وی را به قتل رساندم.
شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران محسن را به قصاص محکوم کرد که این حکم از سوی شعبه 37 دیوان عالی کشور تأیید شد و قرار بود محسن به همین زودی قصاص شود اما با اخذ رضایت اولیای دم موفق شد از طناب دار رهایی یابد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: