بـه گـزارش «جـامجـم»، چندی پیش زنی به اداره آگاهی تهران رفت و با ارائه دادخواستی، از گم شدن خواهر 18 سالهاش خبر داد.
زن شاکی در اظهاراتش به پلیس گفت: 3 ماه قـبل به خاطر بدرفتاریهای پدرم، خواهرم از خانه فرار کرد و به خانه اجارهای من و شوهرم در یکی از محلههای تهران آمد. از یک هفته قبل، صاحبخانه وقتی متوجه حضور خواهرم شد، از من خواست دیگر او را به خانهام راه ندهم یا مبلغ کرایه را اضافه کنم.
بـا شــنــیــــدن حـــرفهـــای اعــتـــراضآمــیـــز صاحبخانه، از خواهرم خواستم تا به خانه پدری در شــهـــرســتـــان بـــازگــردد، امــا او تــوجـهــی بــه حرفهایم نمیکرد تا این که روز گذشته از خانه بـیـرون رفـت و دیـگر بازنگشت. وقتی در حال بررسی وسایل کمد خانه بودم، متوجه سرقت طـلاهـایـم شـدم، بـا خـانـوادهام تـمـاس گرفتم تا مطمئن شوم خواهرم به خانه بازگشته است که آنها اظهار بیاطلاعی کردند. میترسم خواهرم در دام افراد بدی گرفتار شود.
پـــس از دادخـــواســت ایــن زن، مــامــوران بــا مشخصاتی که از دختر گمشده به دست آوردند، جستجو برای یافتن وی را آغاز کردند تا این که یک ماه قبل، زن شاکی به همراه دختر 18 سالهای بــه مـرکـز پـلـیـس تـهـران مـراجـعـه و عـنـوان کـرد خواهرش در دام سیاه مرد جوانی گرفتار شده است.
به این ترتیب، پرونده برای ادامه تحقیقات در اخـتـیـار کـارآگـاهـان اداره 16 آگاهی تهران قرار گرفت و تحقیق از دختر جوان شروع شد.
دختر فراری در دام مغازهدار
دختر گمشده در اظهاراتش به پلیس گفت: پـدرم فـرد بـداخـلاقی بود و همیشه من و دیگر اعضای خانواده را اذیت میکرد و کتک میزد، به سـخـتـی تـوانـسـتـم دیـپـلـمم را بگیرم، خیلی دلم مـیخـواسـت بـه دانـشـگاه بروم و هر بار که نام دانشگاه را در خانه میآوردم، پدر عصبانیام مرا به باد کتک میگرفت من حاضر به ماندن در آن خانه نبودم تا این که از محل زندگیمان ــ در یکی از شهرستانها ــ فرار کردم و به خانه خواهرم در تهران آمدم، اما پس از چند ماه، صاحبخانه عذر آنها را خواست و من بناچار باید خانه آنها را ترک میکردم.
دخـتـر جـوان ادامه داد: وسوسه شدم قبل از فــرار، طــلاهــای خــواهــرم را بــه سـرقـت بـبـرم،2 ساعت بعد از فرار، از رفتاری که مرتکب شده بودم، پشیمان شدم و به محل کار شوهرخواهرم ــ کـه پـاسـاژی در تـهـران بـود ــ رفـتـم تـا علاوه بر عذرخواهی از وی، طلاها را به وی تحویل دهم، اما موفق به یافتن وی نشدم و چند ساعتی حوالی پـاسـاژ پـرسـه زدم. هـنـگـام بـعـد از ظـهـر یـکـی از مغازهداران پاساژ به سوی من آمد و باب گفتگو را بـاز کـرد و وقتی فهمید از خانه فرار کردهام، گـفــت کــه خـانـه مـجـردی دارد و اگـر بـخـواهـم میتوانم یک هفتهای را در این محل زندگی کنم و اگر مایل باشم میتواند به خواستگاریام بیاید و با هم ازدواج کنیم. من که بسیار درمانده شده بودم، فریب حرفهای مرد مغازهدار را خوردم و به خانهاش رفتم، اما غافل از این که نقشه شومی در سر دارد.
آن شب وقتی مرد مغازهدار وارد خانه شد، پی به نیت پلید او بردم، قصد فرار داشتم که مانع من شد و با حمله به سویم، مرا مورد آزار و اذیت قرار داد و 3 روزی زندانیام کرد و دیگر خبری از او نـشـد. پس از تخریب قفل در خانه، آن محل را ترک کردم.
اعتراف مرد آزارگر
پس از اعتراف این دختر جوان، چهرهنگاری رایــانــهای از مــرد هــوســران صـورت گـرفـت و جستجو برای یافتن وی آغاز شد تا اینکه چند روز بعد، مرد شرور دستگیر و به اغفال و آزار و اذیت دختر فراری اعتراف کرد.
به دنبال اعتراف متهم، وی با قرار قانونی روانه زندان شد و تحقیقات تکمیلی درخصوص ابعاد مختلف این پرونده ادامه داشت تا اینکه دختر جوان دوباره با مراجعه به مرکز پلیس عنوان کرد؛ دچـار عـذاب وجـدان شـدهام و مـیخواهم راز دیگر اتفاقات شوم پس از فرارم را فاش کنم.
راز اتهام سیاه 4 مرددر دل دختر جوان پنهان بود
دخـتــر جـوان کـه از بـه یـاد آوردن خـاطـرات سـیـاهـش بـشدت میگریست در اظهاراتش به پلیس گفت: پس از اینکه مرد مغازهدار مرا مورد آزار و اذیت قرار داد و پس از چند روز موفق به فرار از آن خانه شدم، مکانی برای ماندن نداشتم، بنابر این سرگردان در پارکها پرسه میزدم تا اینکه در یکی از پارکها 4 مرد شرور با سد کردن راهم، مرا ربودند و با انتقال به خانهای در یکی از محلههای تهران هر 4 نفر مرا مورد آزار و اذیت قــــرار دادنــــد و از صــحــنــــههــــای آزار و اذیـــت فـیـلـمـبـرداری کـردنـد و مـرا در آن خانه زندانی کردند و یکی از آنها مرا به مدت یک ماه در قبال دریافت پول در اختیار افراد مختلفی قرار داد و هر بـار کـه قـصـد فـرار داشـتـم، آنـهـا مـن و اعـضـای خـانـوادهام را تـهـدیـد بـه مـرگ و پخش تصاویر غـیــراخــلاقـی در شـهـر مـیکـردنـد. مـامـوران بـا اطلاعاتی که از دختر جوان به دست آوردند، به چهرهنگاری رایانهای از مردان شرور پرداختند کـه مـشـخـص شـد آنـهـا در شـرق تـهران زندگی میکنند.
بـا مـشخص شدن مخفیگاه متهمان، پرونده آنـهـا در اخـتـیار کارآگاهان پایگاه ششم آگاهی تـهــران قــرار گـرفـت و تـحـقـیـقـات ویـژه در ایـن خصوص آغاز شد و کارآگاهان در قالب یک تیم عملیاتی هفته گذشته موفق به دستگیری 3 عضو این باند شدند و از مخفیگاه آنها فیلم سیاهی که از دختر جوان تهیه شده بود، کشف و ضبط شد.
اعتراف متهمان به گناه نابخشوده
با انتقال متهمان به پایگاه ششم آگاهی تهران، آنها مورد بازجویی قرار گرفتند و هرگونه اتهامی را نـپـذیرفتند، تا اینکه در مواجهه حضوری با شاکی، بناچار اعتراف کردند که پس از ربودن وی، او را مورد آزار و اذیت قرار دادند و به مدت یک ماه در قبال دریافت پول از مردان مختلف، او را در اختیار مردان دیگر میگذاشتند.
بنابر این گزارش، این سه متهم با قرار قانونی در اختیار کارآگاهان پایگاه ششم آگاهی تهران قرار گرفتند تا ابعاد جدیدی از اتهامات سیاه آنها فاش شود و جستجو برای یافتن همدست فراری آنها ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم