در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ادبیات نمایشی، گمشده تاریخ ایران
دکتر احمد تمیمداری، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با تاکید بر اینکه ایرانیان در زمینه آفرینش ادبیات نمایشی بیاستعداد نبودند و تنها به دلیل شرایط محیطی، زیستی و اعتقادی به درامنویسی توجه نکردند، میافزاید: سختی محیط زندگی، نقش پررنگ مذهب و تکخدایی بودن ایرانیان پیش و پس از اسلام و حکومتهای متمرکز و مقتدر پادشاهی باعث شد که مردم این سرزمین به سراغ ادبیات نمایشی که عنصر مهم آن دیالوگ و کار عمدهاش انتقاد از وضعیت سیاسی، اجتماعی و مذهبی است، نروند. این در حالی بود که یونانیان باستان به دلیل داشتن خدایان گوناگون و استقرارنوعی دموکراسی، این امکان را داشتند که درباره مذهب، قدرت خدایان و حاکمان دست به انتقاد بزنند.
این استاد دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی ادامه میدهد: البته ایرانیان در طول چند هزار ساله گذشته، تمام آنچه را که میشد در درام مطرح شود، کم وبیش به شعر درآوردند. چرا که از سوی حاکمان سیاسی و عقیدتی جامعه، نسبت به شعر حالت تسامح وجود داشت و آن را به دلیل تعلقش به جهان خیال، خیلی جدی نمیپنداشتند.
صالح پور نیز در همین ارتباط تاکید میکند: به دلیل فضای مناسبی که برای شعر و شاعری در ایران وجود داشت، در تاریخ ادبیات ما نام 3 تا 5 هزار شاعر دارای دیوان و دفتر آمده است. به همین سبب، شاعران به سراغ همه وجوه زندگی و فرهنگ ایرانی رفتند و اساطیر، عقاید مذهبی و تاریخ خود را به نظم کشیدند.
ادبیات کهن، منبع الهام نمایشنامه
این استاد تئاتر با اشاره به اینکه به عقیده هگل، درام ترکیبی است از شعر و داستان و به عبارتی عینیت حماسه و ذهنیت ادبیات غنایی، توضیح میدهد: به همین دلیل میتوان گفت؛ بنمایه و جانمایه ادبیات دراماتیک را میتوان در ادبیات کلاسیک جست؛ کاری که غربیها از 2500 سال پیش کردند و تا امروز ادامه دادند، اما ما از آن غفلت کردیم.
صالحپور ادامه میدهد: درامهای یونان باستان برگرفته از داستانها و اساطیری چون ایلیاد و ادیسه بود و اروپاییها در دوره رنسانس این راه را ادامه دادند. نمایشنامهنویسان غربی از جمله شکسپیر حتی به داستانهای شرقی روی آوردند که از میان آثار او میتوان به رومئو و ژولیت، اتللو و تاجر ونیزی اشاره کرد که ریشه در ادبیات شرق دارد.
به این ترتیب ادبیات فارسی میتواند مایه الهام درامنویسی قرار بگیرد. دکتر تمیمداری در همین ارتباط میگوید: ادبیات قدیم ما که داستانهای زیادی در آن به نثر یا نظم آمده است، قابلیت دراماتیزه شدن دارد. بویژه در اشعار فردوسی و نظامی، رگههای پررنگتری از درام وجود دارد که تنها باید بخواهیم و آن را استخراج کنیم.
این استاد دانشگاه میافزاید: ادبیات ما چنان پر بار است که میتواند منشاء الهام برای تولید انواع و گونههای مختلف نمایش قرار بگیرد. از دل آثار منظوم و منثور کهن فارسی، میتوان نمایشنامههای تراژیک، کمدی و ملودرام و حتی متون مناسب سن کودک و نوجوان نوشت.
از محتوا تا اجرا
اما این تنها حکایات و داستانهای فارسی نیست که میتوانند دستمایه تولید متون نمایشی قرار بگیرند، جهانبینی و روح حاکم بر ادبیات کهن ما نیز میتواند زیربنای اعتقادی نمایش ایرانی قرار بگیرد. دکتر تاجبخش فنائیان در اینباره میگوید: اگر تئاتر غربی بر فلسفه آنان بنا نهاده شد، نمایش ایرانی نیز میتواند بر عرفان ریشهداری استوار گردد که در ادبیات فارسی ما تجلی پیدا کرده است.
این استاد دانشکده هنرهای زیبا که این روزها نمایش مرغ مینا را روی صحنه دارد، ادامه میدهد: جوهر درخشان معرفتی ما در آثار ادیبان و حکیمان فارسیزبان زنده است و با رجوع به اندیشههای آنان است که میتوانیم بستر فکری مناسبی برای ایجاد و پرورش نمایش ایرانی فراهم آوریم.
پری صابری نیز که سالهاست بر پایه ادبیات فارسی، نمایشهای متفاوتی را روی صحنه میآورد، به مواردی دیگر اشاره میکند و میافزاید: ما تنها داستان، روح و محتوای نمایشهایمان را از ادبیات فارسی وام نمیگیریم، بلکه از آرایههای ادبی نیز در تکنیکهای اجرایی استفاده میکنیم.
این کارگردان باسابقه که هماینک نمایش هفتخوان رستم را در تالار وحدت اجرا میکند، میگوید: خلاصهگویی، نمادسازی، استفاده از تمثیل و چگونگی روایت داستان، تکنیکهایی است که از دل ادبیات فارسی استخراج کردهایم تا به وسیله آنها، اجرایی را روی صحنه بیاوریم که ذهن تماشاگر را بسازد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: