نگاهی به فیلم «هرچی تو بخوای»

حوادثی به رنگ کمدی

محمد متوسلانی یکی از آن حلقه 3 نفره دهه 40 سینمای ایران به همراه منصور سپهرنیا و گرشاسب رئوفی پس از سال‌ها دوری از سینما اینک با ساخت فیلم طنز «هر چی تو بخوای» چهاردهمین فیلم سینمایی خود را کارگردانی کرد. فیلمی که متاثر از آثار کمدی در سال‌های اخیر و برای مخاطب عام ساخته شده است. فاصله این فیلم با اثر در خشان این کارگردان در ژانر طنز یعنی «کفش‌های میرزا نوروز» نه فقط به لحاظ زمانی که از منظر مضمون و ساختار روایی نیز خیلی دور است. قیاس تاریخی این دو اثر خود گواه روشنی بر سیر نزولی سینمای طنز در کشورماست. زمانی اجاره‌نشین‌ها، ای ایران و کفش‌های میرزا نوروز شناسنامه سینمای طنز ما را شکل می‌داد و امروز به جایی رسیدیم که جز هجو و لودگی و رفتارهای سخیف چیزی بیشتر ندارد.
کد خبر: ۲۶۷۲۱۳

گر چه متوسلانی سعی کرده دست کم از این شرایط در موقعیت و کلام طنز خویش به طور غلیظ و زننده کمتر استفاده کند. در واقع متوسلانی در بستر یک موضوع اجتماعی و به واسطه طنز موقعیت، قصه خود را تعریف می‌کند و عناصر متضاد و دوگانه‌ای را به عنوان بنیاد طنز خود قرار می‌دهد که مهم‌ترین آن تفاوت اخلاقی و حتی احساسی و عاطفی بین حسن و رویاست و البته بیش از اینها موقعیت حادثه‌ای و ماجراجویانه‌ای به داستان می‌دهد تا از ظرفیت آن برای روایت طنز قصه بهره بگیرد. رویا که محور اصلی داستان را شکل می‌دهد دزدی است که با سرقت ماشین‌های گرانقیمت برای دایی‌اش، امرار معاش می‌کند و مثل همه فیلم‌هایی که قصد دارند از قهرمان منفی خود دفاع کنند شرایط زندگی او و مثلا این‌که از کودکی پدرمعتادش او را وادار به این کار می‌کرده به عنوان منطق اخلاقی قضیه استفاده می‌کند گرچه اطلاعات کاملی درباره دایی او با بازی سعید پیردوست به مخاطب نمی‌دهد که او به چه دلیلی دست به این کار می‌زند و اصلا ماجرا او را رها می‌کند و تا آخر داستان نیز به او رجوع نمی‌کند. در حالی که فیلم‌هایی اینچنینی که قرار است ضمن روایت کمیک از قصه خود به تببین اخلاقی سوژه هم بپردازند در نهایت پایان بد این بدمن‌ها را نشان می‌دهد و کمدی خود را با چاشنی اخلاق می‌آمیزند تا مثلا تاثیرات سوء آن را کاهش دهند. به غیر از این از موقعیت دایی رویا در ساختار کلی قصه استفاده دراماتیکی صورت نمی‌گیرد و به حال خود رها می شود. به این مساله باید موقعیت آقای توکلی رئیس شرکت حسن را هم اضافه کرد که بعد از دزدیده شدن ماشین هیچ نشانی از او در ماجرا و کلیت قصه دیده نمی‌شود و او نیز به حال خود رها می‌شود در حالی که موقعیت او نیز نسبت دراماتیکی با داستان داشت و حتی می‌توانست به ایجاد فضای طنز داستان کمک کند.

نقطه عطف «هرچی تو بخوای» که تناسب معنایی خاصی میان عنوان و مضمون اثر دیده نمی‌شود از دزدیدن ماشین صاحب کار حسن توسط رویا شروع می‌شود که بتدریج و در فراز و نشیب‌های قصه به یک باند خلافکاری پیوند می‌خورد که جنس روابط حسن و رویا را در مسیری دیگر قرار می‌دهد مسیری که البته مخاطب آشنا با سینمای ایرانی پایان آن را حدس می‌زند. پایانی سرخوشانه که معمولا با تحول اخلاقی چهره‌های منفی و به هدف رسیدن کاراکترهای مثبت شکل می‌گیرد. تاکید بر این‌که حسن و رویا دائم در حال نفی و رد دیگری برای ازدواج است بیش از آن‌که هدف کارگردان را محقق سازد بطن قضیه و پایان قصه را برای مخاطب رو می‌کند و به عکس خود بدل می‌سازد. این تاکیدهای کلامی در واقع پایان قصه را لو می‌دهد و در نتیجه مخاطب پیش از انتظار فیلمساز آن را حدس می‌زند. تکرار موتیف وار هر دو طرف بر این‌که هرگز با تو ازدواج نخواهم کرد بدون این‌که منطق روایی موقعیت‌ها لزوم آن را ایجاد کند ساده انگارانه خود را لو می‌دهد و در نتیجه حس تعلیق‌های داستان را از بین می‌برد. گویا متوسلانی قصد داشته است تا پیام اخلاقی خویش را در پس روایتی طنز از داستان، برجسته سازد به طوری که سویه کمیک قصه مانع از دریافت این پیام از سوی مخاطب نشود. اما در عمل این دوئیت تاثیر فضای مقابل خویش را از بین می‌برد و نوعی عدم انسجام در ساختار اثر ایجاد می‌کند. کارگردان برای این‌که بار کمیک قصه خود را بیشتر کند و بر نمک آن بیفزاید از مجید صالحی به عنوان چهره آشنای کمدی بهره می‌گیرد و او نیز همان تیپ همیشگی را بازی می‌کند که البته نمی‌توان از نقش او در ایجاد موقعیت‌های طنز گذشت اگر چه حضور او موجب می‌شود تا طنز کنشگرانه بر کمدی موقعیت غلبه کند و ساختار طنز قصه را در مسیری دیگر شکل دهد. مفاهیمی مثل دزدی، تنهایی، دروغ، سادگی، خلاف و اخلاق‌گرایی در یک معجون انتزاعی قرار می‌گیرد و با پوشش طنز، رنگ‌آمیزی می‌شود. ضمن این‌که بازی با اصطلاحات و ایجاد نوعی کاریکلماتور هم در این فیلم مورد استفاده قرار می‌گیرد تا طنز کلامی بیش از عناصر طنازانه دیگر بر داستان حاکم شود و شوخ طبعی ایرانی، که بیش از هرچیز در کلام تبلور دارد خود را نشان دهد.

«هر‌‌چی تو بخوای» اما می‌تواند سویه سرگرم‌کنندگی خود را حفظ کند و فضای شادی برای مخاطب فراهم آورد. شاید ضرباهنگ مناسب و حادثه‌ای بودن داستان در ایجاد این رضایت مهم‌ترین نقش را داشته باشد. بازی لادن مستوفی در این فیلم که یک تجربه متفاوت برای او به لحاظ ژانری است یکی از نکات قابل توجه در این اثر است که تجربه تازه در کارنامه حرفه‌ای او محسوب می‌شود. تجربه‌ای که منفی بودن و طنز بودن را توامان برای او فراهم می کند و البته وی نیز از پس این تجربه بر می‌آید. اگر چه این فیلم در کارنامه متوسلانی جایگاه ضعیفی خواهد داشت.

سیدرضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها