فصیح که سالها در شرکت نفت ایران خدمت کرده بود با آشنایی کاملی که با تاریخ معاصر ایران داشت در بستر رویدادهای داخلی کشور و با پیگیری سرنوشت شخصیتهای داستان هایش در این رویدادها، سلسله رمانهای پرخوانندهای نوشت که مانند آن پیش از او وجود نداشت.
او را نویسنده طبقه متوسط خواندهاند، اما باید پذیرفت که جنس نوشتههای او با رمان معمول فارسی متفاوت بود و خیلی از کسانی که در دیگر نوشتههای روشنفکری دهههای 40 به بعد داستان مطلوب خود را نمییافتند به داستانهای او علاقهمند شدند.
فصیح که پیش از این به دلیل سکته مغزی تا آستانه مرگ پیش رفته بود و در یکی 2 سال اخیر با آثار بیماری دست و پنجه نرم میکرد از روز 15 تیر به دلیل مشکل عروق مغزی به بخش ICU بیمارستان منتقل شد که پس از انجام سیتیاسکن و سپری کردن 6 روز در این بخش، 3 روز را هم در بخش عمومی بیمارستان سپری کرد، اما از ساعت 10 صبح پنجشنبه گذشته وضعیت اورو به وخامت گذاشت و ساعت 2 بعدازظهر دوباره به ICU منتقل شد، ولی ساعت 6 بعدازظهر دارفانی را وداع گفت.
ایسنا از قول همسر این نویسنده نوشته است: بنا به خواسته خود فصیح که همواره نیز بر آن تاکید داشت، مراسم پرتشریفاتی برگزار نخواهد شد.
فصیح که علاوه بر رماننویسی سابقه ترجمه نیز در کارنامهاش دارد در دوم اسفندماه سال 1313 در محله درخونگاه تهران متولد شد.
او در سال 1359 با سمت استادیار دانشکده نفت آبادان بازنشسته شد.
رمانهایش عبارتند از: شراب خام (1347)، دل کور (1351)، داستان جاوید (1359)، ثریا در اغما (1363)، ترجمه انگلیس در لندن (1985)، ترجمه عربی در قاهره (1997)، درد سیاوش (1364)، زمستان 62 (1366)، ترجمه آلمانی (1988)، شهباز و چغدان (1369)، فرار فروهر (1372)، باده کهن (1373)، اسیر زمان (1373)، پناه بر حافظ (1375)، کشته عشق (1376)، طشت خون (1376)، بازگشت به درخونگاه (1377)، کمدی تراژدی پارس (1377)، لاله برافروخت (1377)، نامهای به دنیا (1379)، در انتظار (1379) و گردابی چنین حایل (1381).
مجموعه داستانها: خاک آشنا (1349)، دیدار در هند (1353)، عقد و داستانهای دیگر (1357)، برگزیده داستانها (1366) و نمادهای مشوش (1369).
و ترجمهها: وضعیت آخر، بازیها، ماندن در وضعیت آخر، استادان داستان، رستمنامه، خودشناسی به روش یونگ، تحلیل رفتار متقابل در رواندرمانی و شکسپیر.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم