رئیس مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن در گفتگو با جام‌جم:

خانه‌سازی سنتی را کنار بگذاریم

اندیشه ایجاد مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن در قالب طرح عمرانی برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) از سال 1350 شکل گرفت و تا سال 1352 که مرکز به طور رسمی فعالیت خود را آغاز کرد، وظیفه تحقیق و پژوهش در زمینه ساختمان و مسکن، توسط دفتر مطالعات و معیارهای ساختمانی وزارت مسکن و شهرسازی وقت به انجام می‌رسید. در سال 1350، براساس توافق‌نامه بین وزارت مسکن و شهرسازی و (UNDP) این وظیفه به مرکز واگذار شد. اساسنامه پیشنهادی مرکز در سال 1356 به تصویب مجلس رسید و از آن زمان، مرکز دارای شخصیت سازمانی مستقل شد و به عنوان یکی از سازمان‌های وابسته به وزارت مسکن و شهرسازی به وظایف تعیین شده در اساسنامه مبادرت می‌ورزد. مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن، به عنوان تنها سازمان رسمی و مسوول، وظیفه مهم و خطیر تحقیق و بررسی مسائل مربوط به ساخت‌وساز را در کشور به عهده داشته و اهداف و وظایفی از جمله تدوین و اجرای برنامه‌های مطالعاتی و تحقیقاتی در مورد ساختمان و مسکن به طور متمرکز به عنوان روش‌ها و فنون مختلف و جدید ساخت‌وساز، تهیه و تدوین ضوابط و آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های کاربردی آنها، صدور گواهی فنی برای تولیدات مصالح، راهنمایی‌های لازم در اجرای برنامه‌های خانه‌سازی، تولیدات ساختمانی متناسب با احتیاجات کشور، با در نظر گرفتن شرایط اقلیمی و مقتضیات محلی و صنعتی کردن ساختمان در کشور را به عهده دارد، اما با وجود چنین وظایفی به نظر می‌رسد در این سال‌ها با وجود تحقیقات و دستاورد‌های حاصل در زمینه مقاوم‌سازی ساخت‌وسازها و همچنین صنعتی‌سازی برای پاسخگویی به نیاز روزافزون مسکن در اجرایی شدن این یافته‌ها پیشرفت قابل توجهی نداشتیم. در این ارتباط گفتگویی را با محمد فاطمی عقدا، رئیس مرکز تحقیقات مسکن و ساختمان وزارت مسکن و شهرسازی انجام دادیم.
کد خبر: ۲۶۷۰۵۴

تعامل مراکز تصمیم‌گیر و سیاستگذار در بخش مسکن با مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن چگونه است و تا چه حد از یافته‌ها و تحقیقات انجام شده این بخش استفاده می‌شود؟

دستگاه سیاستگذار در بخش مسکن، وزارت مسکن و شهرسازی است و مرکز تحقیقات هم یکی از سازمان‌های تابعه وزارتخانه است و در شوراهای مرتبط با بخش تحقیقات و مطالعات در وزارتخانه، در شورای معاونان، شورای مسکن و کمیته تخصصی مسکن در وزارتخانه عضویت دارد، همچنین این مرکز در تنظیم سند چشم‌انداز در بخش مسکن، در تهیه برنامه پنجم توسعه، در کمیته‌های تخصصی مربوط به مسکن عضو است حتی در طرح مسکن مهر که با عنوان تبصره 6 برنامه بودجه سال 86 مطرح شد، بحث تایید فناوری‌ها به عهده مرکز گذاشته شد، بنابراین مرکز تحقیقات به عنوان بازوی تحقیقات وزارت مسکن در جاهایی که لازم است و قانون پیش بینی کرده حضور دارد.

مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن کار خود را به طور رسمی از سال 1352 آغاز کرده است، اما طی حدود 40 سالی که از تاسیس این مرکز می‌گذرد به نظرمی رسد این تعامل وجود نداشته و بسیاری از ساخت‌وسازها در کشور نظام مند نبوده است؟

این مساله نیاز به ریشه‌یابی و آسیب‌شناسی در خود حوزه تحقیقات مسکن دارد. قانونگذار مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن را برای انجام تحقیقات و مطالعات مربوط به حوزه مسکن و ساختمان تشکیل داده و وزارت مسکن نیاز داشته این مرکز را ایجاد کند. این‌که مرکز کمتر در این حوزه تاثیر داشته است باید به دوره‌های مختلف فعالیت مرکز و تحقیقات توجه داشته باشیم. در قبل از انقلاب این طرح با همکاری مشترک سازمان مللUNDP شروع می‌شود. در سال 56 اساسنامه مرکز تحقیقات مصوب مجلسین وقت می‌شود، یعنی یک‌سال پیش از پیروزی انقلاب و طبیعی است که در این دوره تشکیل و شکل‌گیری، نمی‌توان خیلی انتظار داشت مرکز منشأ اثر شده باشد. پس از پیروزی انقلاب این سازمان نوپا با دوران 8 ساله جنگ روبه‌رو می‌شود و طبیعی است در زمان جنگ هم شرایط خاص حاکم بوده و شرایطی نبوده که وزارت مسکن در ارتباط با ساختمان و مسکن مثل شرایط عادی سرمایه‌گذاری و فعالیت کند، البته همین دوره را که نگاه می‌کنیم هنوز آثارش در مرکز تحقیقات وجود دارد و ساختمان‌هایی که برای مقابله با بمباران با استفاده از کیسه‌های شن و سقف‌های گنبدی ساخته شده هنوز آثار آن موجود است. مرکز در زمان جنگ هم با توجه به نیاز کشور که ساخت سازه‌های مقاوم در مقابل انفجارها مورد نیاز بوده، روی آن کار کرده است. یکی از وظایف وزارت مسکن و شهرسازی بحث مقاوم‌سازی است و وظایفی که به عهده مرکز گذاشته شده، تدوین ضوابط و مقررات است. می‌بینیم زلزله رودبار اتفاق می‌افتد. مرکز شروع می‌کند به تدوین آیین‌نامه 2800 ایران، یعنی آیین‌نامه زلزله ایران که به درخواست و نیاز وزارتخانه صورت می‌گیرد. در حال حاضر بحث اجباری کردن آن مطرح است و چهارمین نسخه این آیین‌نامه در حال تهیه و بازنگری است. در بحث مقاوم‌سازی مطالعات مرکز روی انواع اجزای سازه‌ای و تست‌هایی که انجام داده درکل به کار گرفته شده و در ساخت‌وسازهایمان شاهدش هستیم. بحث دیگر که در اساسنامه مرکز داریم گواهینامه فنی است که باز این بحث را هم شروع کرده، اما کمی دیرتر.

اخذ گواهینامه فنی تا چه حد در جامعه مورد پذیرش واقع شده است؟

این بحث از حدود 8 سال پیش شروع شد و از سه، چهار سال قبل، این موضوع تقریباً در جامعه و بخش صنعت ساختمان جا باز کرد و امروز شاهدش هستیم که این موضوع مورد قبول و اقبال واقع شده است یعنی خود مردم دنبال محصولاتی هستند که گواهینامه فنی مرکز را علاوه بر این‌که آنها استاندارد را دارند، داشته باشد و بخش عمومی ‌و دولتی نیز ملزم شدند از مصالحی استفاده کنند که مورد تایید است، مثل لوله‌های فاضلابی که مجبورند به جای استفاده از لوله‌های سیمانی کم مقاومت از لوله‌های پلیمری و در واقع پلی اتیلن استفاده کنند؛ هر چند این بخش دیر شروع شده ولی از وقتی شروع شده خوب پیش رفته است، البته در یک بخش ما عقب بودیم و این را مرکز قبول دارد و شاید هم همین بخش نمود دارد و آن هم بحث صنعتی‌سازی صنایع ساختمان است. در اساسنامه مرکز که بیش از 30 سال از آن می‌گذرد بر بحث صنعتی‌سازی تاکید شده است و یکی از اهداف اصلی تاسیس مرکز همین بحث بوده است.

به نظر می‌رسد بحث مقاوم‌سازی که سال‌هاست مطرح می‌شود، در عمل جدی گرفته نمی‌شود؟

با بررسی‌هایی که انجام شد، خوشبختانه این مسوولیت و ماموریت زمین مانده را خوب شروع کردیم و جلو رفتیم. براساس آسیب‌شناسی‌ای که انجام شد بحث عمده آن نبود یک عزم جدی و اراده جدی برای جلوگیری از ساخت‌وسازهای کم قدرت و در واقع غیراصولی نامقاوم و با مصالح سنتی در دسترس بوده است.

نبود عزم جدی از سوی مردم یا دستگاه‌ها؟

از سوی مردم، اگر شما نگاه کنید ساختمان‌های دولتی که الان وجود دارد شاید قدمتشان بر می‌گردد به حداقل 40 تا 50 سال قبل و حتی برخی قدمتشان به 50 تا 60 سال نیز برمی‌گردد و این ساختمان‌ها همه مقاوم و پا برجا هستند، یعنی کاملاً مهندسی‌سازاند، پس بحث مقاوم‌سازی در این ساختمان‌ها رعایت شده است. این نشان می‌دهد در کشور در ساخت این ساختمان‌ها به فناوری نوین و بحث لرزه‌خیزی توجه شده ولی ترویج نشده و ما به بحث ترویج توجه نکردیم.

یعنی مرکز تحقیقات در بحث فرهنگ‌سازی و ترویج مقاوم‌سازی بخوبی عمل نکرده است؟

مرکز هرچند مسوولیت ترویج مهندسان جامعه را به عهده داشته، اما در آن زمان‌ها این کار را نکرده، البته بعد از انقلاب مرکزدر ارتباط با ترویج آیین‌نامه 2800 به طور جدی وارد عمل شد و آموزش مهندسان، پیمانکارها و کارگران شروع شده، البته قبول دارم که یک مقدار دیر شروع شده است.

از چه سالی شروع شده؟

پس از زلزله رودبار سال 69 دیگربحث به طور جدی در مرکز تحقیقات پیگیری و در دستورکار مسوولان وزارتخانه قرار گرفته است.

به نظر می‌رسد با وجود اجباری شدن آیین‌نامه 2800 هنوز در ساخت‌وسازها تخلفاتی صورت می‌گیرد؟

2 بحث در اینجا مطرح است. یکی اجرای بد و دیگری بحث سوءاستفاده است و این برمی‌گردد به سازنده. به هر حال قانونگذار سازوکار لازم برای اجرای درست این آیین‌نامه و خوب ساختن را پیش‌بینی کرده، یعنی یک تشکل غیردولتی و مردمی‌ شکل داده است به نام نظام مهندسی ساختمان، نظام مهندسی ساختمان، مسوول نظارت است. در پروانه‌ای که از سوی شهرداری نیز صادر می‌شود، اولین رکن جواز ساخت مهندس ناظر است و نظارت از طراحی تا اجرا را شامل می‌شود، ولی متاسفانه بنا به هر دلیلی عدم باور به خطر خیزی کشور، عدم باور به درست ساختن یا دید غیرفنی و غیراصولی و غیرمنطقی به سرپناه یا مسکن باعث شده است سازندگان، نظام مهندسی را دور بزنند و بکوشند آیین‌نامه را اجرا نکنند و بر اساس آن چیزی که خودشان درک می‌کنند عمل کنند و خودشان را بالاتر از قانون و آیین‌نامه 2800 بدانند. متاسفانه این مشکل وجود دارد و در ساخت‌وسازهای بم شاهدش بودیم، حتی آن بخش‌های نوسازی که اصولی ساخته نشده بود چگونه بشدت تخریب و کشته داد. البته در حال حاضر ساختمان‌هایی که خوب ساخته می‌شود کم نیست و زلزله بم باعث شد مردم بی‌تفاوت نباشند و خود مردم در این زمینه مصر هستند. نظام مهندسی نظارت را شدیدتر کرده و وزارت مسکن و شهرسازی با وزارت کشور، اصلاح آیین‌نامه نظام مهندسی را پیشنهاد کرد و تصویب هم شد و این موضوع، کار نظارت را جدی‌تر و کامل‌تر کرد و راه‌های گریز را بست. از دیگر اقدامات انجام شده، بحث بیمه مسوولیت بود که وزارت مسکن پیشنهاد کرد آن کسی که سازنده است مسوول است و اگر تخریبی صورت گیرد باید با آن برخورد قانونی شود و تحت پیگرد قرار گیرد. خانه‌ای که سال گذشته در سعادت‌آباد فرو ریخت درست است ملک شخصی بود، ولی بر اساس این قانون، دولت و قوه‌قضاییه وارد عمل شد و مهندس طراح و سازنده آن تحت پیگرد قرار گرفتند. اینها اقداماتی است که صورت گرفته ولی مشکل عمده‌ای که ما داشتیم و هنوز هم داریم بحث فرهنگ‌سازی و عدم باور عمومی ‌است.

آیا در روستا‌ها نیز بحث نظام مهندسی و مقاوم‌سازی جدی گرفته می‌شود؟

اگر اشتباه نکنم از 10 سال پیش بحث نظام مهندسی روستا یا نظام فنی روستا با ساختاری مثل نظام مهندسی شهر شکل گرفت. از حدود 9 تا 10 سال پیش، نظام فنی روستا شکل گرفت و مسوولش هم بنیاد مسکن بود و به طور جدی از شش هفت سال پیش، این نظام فنی دیگر اجرایی شد و به دیپلم‌ها و فوق‌دیپلم‌های فنی ساختمان اجازه داده شد در قالب تشکل فنی روستا بیایند فعالیت کنند. از آن طرف صدور پروانه ساختمانی که به بخشداری‌ها مربوط می‌شد و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی ‌مسوول نظارت فنی شد و تقریباً از آن زمان به بعد نظارت در روستا‌ها خیلی بهتر از شهر‌ها صورت می‌گیرد مگر کسانی که بخواهند وام نگیرند که این افراد هم خیلی کم هستند. در روستا بندرت اتفاق می‌افتد کسی برای ساختن خانه وام نگیرد، چرا که خیلی راحت تر از شهرها می‌توانند تسهیلات بگیرند، چون هم پیچ و خم‌های اداری شهر را ندارد و هم اعتباراتش همیشه تعیین شده است، در نتیجه الان در روستا‌ها خیلی بهتر از شهرها خانه‌ها باز سازی و ساخته می‌شوند. هم خانه‌هایی که جدید ساخته می‌شوند و هم خانه‌هایی که در دستور کار نوسازی و بازسازی قرار دارند و طبق قانون بنیاد مسکن، سالانه حداقل 300 هزار واحد مسکونی در روستا‌ها را باز سازی و نو سازی می‌کند.

در شهرها آمار ساخت‌وسازها چقدر است؟ به هر حال ما سالانه حدود یک میلیون ازدواج در کشور داریم و بخشی نیز نیازهای انباشت شده است؟

متاسفانه به دلیل عدم باور به خطر خیزی کشور و دید غیرفنی و غیراصولی به سرپناه یا مسکن باعث شده است سازندگان، نظام مهندسی را دور بزنند

دقیق این را نمی‌دانم، اما تا پیش از سه چهار سال قبل، پروانه‌هایی که صادر می‌شد و کل ساخت‌وسازهایمان، شاید به سالی کمتر از 100 هزار یا دراوجش 200 تا 300 هزار واحد می‌رسید، اما در قالب مسکن مهر تعداد پروانه‌های صادر شده اوج گرفت و فکر می‌کنم شاید 800 هزار پروانه صادر شده است ولی توان ساخت در کشور محدود است و اگر اشتباه نکنم 300 تا 400 هزار واحد است که ما نیاز داریم این توان را به یک میلیون و 200 واحد برسانیم. با توجه به نیاز انباشته ما که حدود 2میلیون واحد است و با احتساب 800 هزار ازدواج، اگرما سالانه یک تا یک میلیون و 200 واحد بتوانیم بسازیم تا سال 1404 که در واقع سال پایانی سند چشم‌انداز است، می‌توانیم به اهداف خود یعنی به ازای هر خانوار یک مسکن دست پیدا کنیم.

دولت خوشبین بود که با اجرای طرح مسکن مهر، سالانه یک میلیون و 500 هزار واحد بسازد، اما در عمل محقق نشد؟

اگر شما بخواهید جهش بزرگی داشته باشید، به هر حال موانعی نیز هست. در بخش واگذاری زمین برنامه‌ریزی‌ها تحقق پیدا کرد، اما در بخش ساخت که تعاونی‌ها پیگیری می‌کردند خود شکل‌گیری تعاونی‌ها زمانبر بود. مساله بعدی تامین اعتبارات لازم بود و بانک‌ها به دلیل نبود نقدینگی یا مشکلات دیگر نتوانستند تسهیلات را بموقع تامین کنند، در نتیجه اهداف نتوانست تحقق پیدا کند وگرنه سازوکار واگذاری زمین خیلی خوب انجام شد و برای یک میلیون و 200 هزار واحد مسکونی زمین واگذار شد.

اما به گفته کارشناسان، تعاونی‌سازی تجربه ناموفقی در کشور بوده است؟

ساخت‌وساز ابزار و لوازمی‌ نیاز دارد. زمین یکی از آنهاست. وقتی زمین داده شد تیم فنی سازنده می‌خواهید. به هر حال تعاونی‌ها قرار نبود خودشان بسازند، چون قرار بود مشارکت خود مردم را در تامین مسکن داشته باشیم. در این خصوص دولت طرح شکل‌گیری تعاونی‌ها را دنبال کرد.

اما همان‌طور که می‌دانید تعاونی‌ها تخصصی در زمینه ساخت‌وساز ندارند؟

قرار نیست تعاونی تخصص داشته باشد. تعاونی باید به عنوان کارفرما باشد. در واقع به جای این‌که با تک‌تک شما یک میلیون و 200 هزار نفر روبه‌رو شوند گفته‌اند بروید و در قالب تعاونی شکل بگیرید و تعاونی‌ها برای سازماندهی و پیگیری امور، کارفرما بودند. آنها هیچ‌کدام قرار نبوده بسازند. درواقع تعاونی‌ها با مهندسان شرکت‌های مشاور و شرکت‌های پیمانکاری قرارداد طرح و اجرا می‌بندند. دولت به تعاونی‌ها پول می‌دهد و آنها هم پول را به پیمانکاری که می‌سازد می‌دهد. به عقیده من این یک شیوه خوب است. به عبارتی تعاونی‌ها به عنوان یک نماد مردمی‌ و مشارکت مردمی‌ در امر تامین سرپناه فعالیت می‌کنند و یک نکته مهم دیگر این‌که در ساخت‌وسازها شما می‌توانید نظرتان را ارائه کنید که مثلا آشپزخانه‌اش اینجا باشد یا اتاقش در جای دیگر.

مگر ساخت‌وساز نباید از یک اصول فنی پیروی کند، بنابراین اختلاف سلیقه افراد ممکن است قابل اعمال نباشد.

ببینید، یک بحث سلیقه فرد در طراحی است و یک بحث هم موضوع استاندارد است. به هر حال در گفتگوهایی که انجام می‌شود در صورتی که نظر شما مطابق با استاندارد‌ها نباشد قانع می‌شوید. وقتی شما 10نفر در قالب یک تعاونی هستید می‌توانید حق انتخاب در طراحی هم داشته باشید.

فکر نمی‌کنید همین اختلاف سلیقه‌ها باعث طولانی شدن روند کار می‌شود؟

می‌شود، ولی تبعات بعدی آن کمتر است.

به نظر می‌رسد نوعی بدبینی از سوی دولت نسبت به عملکرد انبوه‌سازان وجود دارد و ما می‌بینیم که در ابتدا، اجرای چنین پروژه‌هایی به انبوه‌سازان واگذار نشد.

نه این‌طور نیست، وزارت مسکن در سال گذشته با نمایندگان انبوه‌سازان قرارداد بست. انبوه‌سازان تشکلی هستند که با وزارت مسکن ارتباط دارند. در وزارت مسکن دفتری داریم که امور اینها را بررسی می‌کند و درست است که انبوه‌سازان یک تشکل مردمی ‌است، اما مجوز انبوه‌سازی‌شان را از وزارت مسکن می‌گیرند و ارتباط تنگاتنگی با وزارت مسکن دارند، تسهیلاتی که برای آن می‌دهند وزارت مسکن پیشنهاد، پیگیری و ارائه می‌کند.

پس چرا رئیس‌جمهور از وزارت مسکن خواست تا اجرای طرح مسکن مهر را به صنف مشاوران املاک واگذار کند؟

من هم خبر را شنیده‌ام.

آیا به عقیده شما چنین تصمیمی کارشناسی شده است؟

چون اطلاعی ندارم نمی‌توانم رویش بحث کنم.

به عنوان یک کارشناس آیا ورود اتحادیه مشاورین املاک را در این مقوله جایز می‌دانید؟

وظیفه اتحادیه مشاورین املاک ساماندهی و نظارت بر فعالیت مشاورین املاک در بحث خرید و فروش است و در بحث ساخت‌وساز نمی‌تواند وارد شود، ساخت‌وساز یک امر تخصصی و حرفه خاص است و قانون هم مشخص کرده که هر شرکت مهندسی و پیمانکاری چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد، آیین‌نامه و قانونش مشخص است، انبوه‌ساز هم تعریفش مشخص است و در مسکن مهر هیچ موقع انبوه‌سازان کنار نبودند، اتفاقاً این انبوه‌سازان هستند که می‌سازند. هیچ موقع راه برای انبوه‌سازان بسته نبوده، یعنی اگر شما 10 نفر یا 20 نفر بودید، در قالب یک تعاونی یا بیشتر مجبورید بروید سراغ یک کسی که توان ساخت دارد، یعنی انبوه‌سازی را انتخاب کنید که برود بسازد. یک مجتمع و پروژه 1000 واحدی را چه کسی جز انبوه‌ساز می‌تواند بسازد، الان هم انبوه‌سازان پروژه‌هایشان 200 واحدی، 100واحدی و50 واحدی است. آنهایی که توان دارند، حتی هزار واحدیش را هم می‌سازند. مسکن مهر هم همین است. سازوکار تعاونی‌ها یک بحث است و موانع و مشکلاتی که بر سر راه بود و باعث شد تا طرح مسکن مهر آن طور که مورد انتظار مسوولان بود به پیش برود، مساله دیگری است که به آنها اشاره شد.

پیش‌بینی‌تان از روند اجرایی مسکن مهر چگونه است، فکر می‌کنید اتمام این پروژه چقدر طول بکشد؟

من فکر می‌کنم امسال مسکن مهر خوب نمود داشته باشد. این که بروند داخلش بنشینند، احتمالش اندک است. البته ناگفته نماند که در بعضی از استان‌ها مردم داخل این خانه‌ها نشسته‌اند.

معتقدم که کشور ما در حال توانمندسازی خودش برای این کار است؛ یعنی هیچ موقع در برابر این حجم کار قرار نگرفته بود. بخش ساخت‌وساز ما تمام‌شدنی نیست. البته اشتباه نکنیم اگر ما سالی یک میلیون و دویست واحد هم بسازیم تا سال 1404 تازه می‌توانیم به برنامه برسیم.

بخش مسکن همواره شاهد دوره‌های رونق و رکود خود بوده، اما این بار به نظر می‌رسد دوره رکود طولانی‌تر شده و روی انگیزه‌های سرمایه‌گذاری نیز تاثیر داشته است. چه راهکارهایی را برای خروج از این وضعیت پیشنهاد می‌کنید؟

بحث رکود بخش مسکن یک بحث جهانی دارد که کل دنیا درگیرش است. ما هم به عنوان یک بخش از دنیا هستیم که تاثیر می‌پذیریم. از سوی دیگر مسکن در اقتصاد ایران جایگاه خاصی دارد و همواره ما شاهد آن هستیم که سرمایه از بخش مسکن مدتی می‌رفته در بخش‌های دیگر یا برمی‌گشته به این بخش و مساله در واقع بر می‌گردد به ویژگی‌های اقتصاد ایران. این چیزی است که ما را از تمام دنیا متمایز می‌کند. انتظار و تلاشمان این است که بخش ساخت‌وساز رونق بگیرد چون در کشوری که 2 میلیون نیاز انباشته دارد، معنا ندارد این بخش متوقف و راکد شود. اقداماتی هم که صورت گرفته اقدامات خوبی است. نیاز انباشته به صورت سنتی نمی‌تواند پاسخ داده شود، بحث صنعتی‌سازی ساختمان یکی از اساسی‌ترین نیازهای این کشور است. خوشبختانه این موضوع در مدت کوتاهی که از شروعش می‌گذرد واقعاً پیشرفت قابل توجهی داشته است. با شکل‌گیری صنعتی‌سازی فضای کار ساخت‌وساز در آینده خیلی نزدیک در کشور فرق خواهد کرد و ما به یک تامین نیروی انسانی ماهر برای بحث صنعتی‌‌سازی نیاز خواهیم داشت و از همین حالا باید به فکرش باشیم.

در تامین نیروی انسانی اقدامی شده است؟

با صنعتی‌سازی، ورود و ابداع فناوری‌های جدید و شکل‌گیری شرکت‌هایی در این زمینه، برآوردم این است که با فراهم شدن این بسترها طی 2 سال آینده می‌توانیم خودمان را به تولید 5/1 میلیون واحد برسانیم

وزارت مسکن 2 سال است که با سازمان فنی حرفه‌ای برای آموزش نیروی انسانی وارد تعامل شده و قرارداد بسته و هزینه آن را تامین کرده و در حال حاضر آموزش کارگران و نیروهای انسانی در دست انجام است و از سال گذشته هم ما این نکته را توجه دادیم که باید آموزش سنتی فراموش شود و ساخت‌وساز سنتی، آرماتوربندی و جوشکاری و این‌گونه روش‌ها باید کنار گذاشته شود و سازنده‌ها باید با فناوری‌های نوین و شیوه‌های جدید ساخت و همچنین مصالح جدید آشنا شوند. ما دیگر اجازه نمی‌دهیم آجر در ساختمان کار شود. در نتیجه کارگران جدید ما باید در این دوره نحوه کار با مصالح جدید را بدانند؛ از ملات‌های خشک آماده به جای ملات درجا استفاده کنند در واقع باید با بلوک‌های بتونی آشنا باشند یا شیوه‌های ساخت جدید را بدانند. این را به فنی حرفه‌ای‌ها تذکر دادیم، جلساتی هم داشته‌ایم. بحث دیگر تامین منابع مالی جدید برای این حجم ساخت‌وساز مورد نیاز در کشور است. به هر حال منابع دولت در کشور محدود است و دولت برنامه‌های دیگری هم دارد. فقط بخش مسکن نیست و طبیعی است که برای بخش مسکن باید منابع جدید اندیشیده شود.

مثل چه منابعی؟

به هر صورت شیوه‌های مختلفی وجود دارد و یکی از این روش‌ها می‌تواند جذب سرمایه‌گذاران خارجی باشد.

ولی تا زمانی که فضای کسب و کار در کشور ما مناسب نیست، چگونه می‌خواهیم سرمایه‌گذار خارجی جذب کنیم؟

بازار مسکن ایران بازار نسبتاً پایدار و دائمی‌ است. به هر شکل باید فضای لازم در کشور ایجاد شود تا این کار اتفاق بیفتد.

بنابراین شما صنعتی‌سازی را راهکار جدی برای تامین نیاز مسکن کشور می‌دانید؟

ما در بحث تامین نیازهای بخش مسکن برای آن‌که پاسخ بدهیم بدون هیچ تردیدی رویکردمان باید صنعتی‌سازی باشد و باید از سنتی‌سازی دست بکشیم و در این راه منابع جدید تامین مالی تعریف کنیم. همچنین رویکردمان در استفاده از مصالح ساخت و شیوه‌های ساخت باید تغییر کند.

اما الان ولی ما شاهد ورود مصالح چینی به کشور هستیم.

مصالح چینی که وارد می‌شوند، قرار نیست اجازه دهیم مصالح غیراستاندارد وارد شود.

به هر حال خیلی از محصولات غیراستاندارد از طریق قاچاق وارد می‌شود.

ما تجربه خوبی در این قضیه داریم. یک برخورد در بحث لوله‌های پلیمری داشتیم و گواهینامه فنی ندادیم. شرکت مربوطه ادعا کرد من این مصالح را از چین می‌آورم. گفتیم اینها استاندارد نیست و مجبور شدند با شرکت چینی مذاکره کنند. شرکت چینی گفت آقا من جنس از یک دارم تا 10 با کیفیت‌های متفاوت، وقتی که فهمید در ایران نظارتی وجود دارد مجبور شد در واقع مصالح اولیه‌ای که می‌آورد با کیفیت عالی وارد کند. اگر ما برخورد کنیم، می‌توانیم موفق باشیم. اما اگر برخورد نکنیم، مطمئنا نمی‌توانیم نتیجه بگیریم.

در رابطه با تولید انواع مصالح یعنی از جمله سیمان، سنگدانه، انواع آجر، بتون آماده، بلوک‌های سیمانی، تیرچه و بلوک سقفی، عایق‌های رطوبتی، کاشی و سرامیک، میلگرد، تیرآهن، الکتروجوشکاری و انواع شیشه در سال80 بیست واحد تولیدکننده مصالح استاندارد داشتند. در سال 81 حدود 31 واحد، در سال 84 که ما بحث الزام استانداردسازی را شروع کردیم 194 واحد تولیدکننده مصالح باکیفیت داشتیم، در سال 85 به 254 واحد، در سال 86 به 567 واحد و در سال 87 به 768 واحد رسیده است.

هزینه ساخت یک خانه با روش‌های صنعتی در مقایسه با روش سنتی چه تفاوت‌هایی دارد؟

هزینه ساخت به روش صنعتی خیلی به‌صرفه‌تر از روش سنتی است. در واقع در این روش صنعتی‌سازی ما سرمایه نداریم و شاید در عرض دو سه ماه بتوان یک خانه ویلایی ساخت؛ اما در روش سنتی ممکن است حدود یک‌سال به طول بینجامد.

اما شاید یکجا پرداختن هزینه ساخت به روش صنعتی یکی از دلایلی باشد که سازندگان به دنبال روش سنتی هستند.

این عامل هم می‌تواند تاثیرگذار باشد. به هر حال در روش سنتی ‌سازنده پی آن را می‌سازد. یک مقدار هزینه می‌کند و به تناسب پیشرفت کار و به مرور هزینه‌های آن را می‌پردازد. اما مساله دیگر در دسترس بودن مصالح طبیعی و مجانی از جمله شن و ماسه و خاک برای خشت است و در برخی روستاها مردم با همین مصالح طبیعی و ارزان خانه می‌سازند و با استفاده از رس آن را تبدیل به خشت می‌کنند. ولی الان دیگر با ضوابطی که تعریف شده، نمی‌توانند. در شهرها نیز از آجر استفاده می‌شد و ملات ماسه و گل را استفاده می‌کردند ولی الان استفاده از آنها منسوخ شده است.

ولی هنوز از آجر استفاده می‌شود.

در باربر استفاده نمی‌شود. الان اگر ساختمان‌های فعلی را نگاه کنید، سیستم سازه مجزاست و دارای اسکلتی است و شناژ افقی و قائم را با هم دارد، پرکننده‌ها آجر هستند و دهانه‌ها را با آجر پر می‌کنند که همین را هم داریم جلویش را می‌گیریم و می‌گوییم چون آجر موقع زلزله می‌ریزد و باعث کشتار می‌شود از بلوک‌های بتون سبک استفاده بکنند که این نوع مصالح امکان ریزشش کمتر است. همین‌طور بلوک‌هایی که دارای قفل و بست هستند یا دیوارهای تیری دی می‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد. بحث مهم دیگری که در بخش مسکن دنبال می‌کنیم بحث انرژی است. در حال حاضر بیشترین مصرف انرژی کشور در بخش مسکن است و باید برای آن فکری بکنیم. اگر در و پنجره‌ها دوجداره شود، خود همین می‌تواند چند درصد از هدرروی انرژی جلوگیری کند. یکی از برنامه‌های مرکز انجام تحقیقات برای حرکت به سمت مصرف حداقل انرژی‌هاست و ما روی بحث مصرف انرژی و حتی آب در چند پروژه، مطالعاتی را انجام دادیم. در حال حاضر مصرف انرژی در ادارات زیاد است و کارمندان خیلی کم دل می‌سوزانند. امیدواریم نتایج مطالعات در پروژه‌های در دست بررسی الگویی باشد برای ساختمان‌های اداری که مصرف انرژی کاهش یابد.

چند فناوری جدید تاکنون در بحث صنعتی‌سازی تعریف شده است؟

تاکنون 58 فناوری جدید را از سال گذشته تاکنون تایید کردیم و به حدود 90 شرکت داخلی و خارجی تاییدیه فنی دادیم. بیشتر مصالح ساختمانی اینها مصالح بومی کشور خودمان هست و دانش فنی آن در کشورمان وجود دارد. کافی است خط تولید آنها را ه بیفتد؛ چرا که با تولید انبوه، هزینه تولید آن نیز کاهش می‌یابد.

با توجه به نیاز سالانه 5/1 میلیون واحد مسکونی و این‌که شما تنها راه جوابگویی به این نیاز را صنعتی‌سازی می‌دانید، پیش‌بینی می‌کنید ما چه زمانی به این میزان ساخت‌وساز دست پیدا می‌کنیم؟

مسکن مهر به عنوان یک سوپاپ عمل می‌کند و اگر این طرح به نتیجه برسد، حداقل 25 درصد نیاز متقاضیان را جواب می‌دهد. اگر همین متقاضیان از صف خارج شوند بر تعداد متقاضیان تاثیر می‌گذارد. با توجه به نیاز 2/1 تا 5/1 میلیونی برای مسکن به احتمال زیاد با اقداماتی که صورت گرفته در رابطه با صنعتی‌سازی، ورود و ابداع فناوری‌های جدید و شکل‌گیری شرکت‌هایی در این زمینه برآوردم این است که با فراهم شدن این بسترها طی 2 سال آینده می‌توانیم خودمان را به تولید 5/1 میلیون واحد برسانیم.

سیما رادمنش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها