«500 هزار گردشگر ورودی به ایران در سه ماهه نخست امسال» این آماری است که مسوولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری یکی دو هفته پیش اعلام کردهاند، اما گذشته از آن که تعریف گردشگر از نظر مسوولان این سازمان با تعریفی که سازمان جهانی گردشگری از این لغت دارد کاملا متفاوت است و تعدادی از گردشگران دراین آمار از دید سازمان جهانی گردشگری، گردشگر به حساب نمیآیند. اگر در خوشبینانهترین وضعیت ورود گردشگران به کشورمان در 9 ماهه باقیمانده از سال نیز با همین روند ادامه یابد، تا پایان امسال، حدود 2 میلیون گردشگر به ایران سفر خواهند کرد. بر اساس این آمار، فکر میکنید هر سال باید به طور متوسط چه میزان به این رقم اضافه شود تا تعداد گردشگران ورودی به کشور براساس سند چشمانداز 20 ساله در سال 1404 به 20 میلیون نفر در سال برسد؟
براساس تخمین ما، برای رسیدن به این رقم باید هر سال تقریبا بیش از یک میلیون نفر به تعداد گردشگران ورودی اضافه شود. شما تا چه حد امیدوارید ایران به این رقم برسد و صاحب سهمی 2 درصدی از تعداد گردشگران بینالمللی شود؟ هرچند مسوولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بدون اعلام برنامهای مشخص برای دستیابی به این رقم، معتقدند که رسیدن به 20 میلیون گردشگر حتی خیلی زودتر از سال 1404 نیز محقق میشود؛ اما بسیاری از کارشناسان گردشگری بر این باورند که رسیدن به چنین آرمانی، بدون داشتن برنامهای مشخص و فراهم کردن زیرساختهای لازم فقط در حد یک وعده برای مهیج کردن اخبار خبرگزاریهاست؛ هنوز ابتداییترین امکانات برای ارائه خدمات به گردشگران فراهم نشده است و هرچند کشورمان از نظر تعداد جاذبههای گردشگری جزو کشورهای برتر جهان قرار دارد، اما سهمش از درآمدزایی صنعت گردشگری بسیار ناچیز است. برای قضاوت درباره این که ابراز نظر کدام یک از این دو گروه به حقیقت نزدیک تر است، شاید بهتر باشد مروری بر عملکرد سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در چهار سال گذشته داشته باشیم.
هدفهای عالی با جیب خالی
شناسایی و تعیین 380 روستای هدف گردشگری و 140 منطقه نمونه گردشگری از اقدامات قابل توجه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در چند سال گذشته بوده است. اما از دیدگاه بسیاری از ساکنان این مناطق و گردشگرانی که به آنها سفر میکنند، هنوز امکانات لازم برای اقامت گردشگران در این مناطق فراهم نشده است.
اسدالله ژیان رئیس روحانی، پژوهشگر حوزه گردشگری و استاد سابق دانشگاه هرچند این اقدام سازمان میراث فرهنگی و گردشگری را مثبت ارزیابی میکند، اما معتقد است: مقاصد سفر تعیین شده از سوی این سازمان در طول 4 سال گذشته با امکانات اقتصادی کشورمان هماهنگ نبوده است و در حالی که شمار هدفها زیادتر شده برنامه جامعی برای ایجاد زیرساختهای لازم در آنها تدوین نشده است.
به گفته این پژوهشگر، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری فراهم کردن زیرساختهای لازم در این مناطق را به شرکتهای توسعه گردشگری سپرده است که فاقد توان تخصصی فعالیت در این زمینه هستند و شاید اگر بنیادی خصوصی داشتند بهتر از این عمل میکردند.البته دیدگاهی دیگر هم در این زمینه از سوی کارشناسان وجود دارد. برای مثال محمد علی فرخمهر، رئیس اتحادیه هتلداران تهران و کارشناس گردشگری معتقد است: ایجاد امکانات گردشگری در مناطق هدف، دست کم به 5-4 سال وقت نیاز دارد و به همین دلیل هنوز پیشرفت چندانی در این زمینه دیده نمیشود.
خصوصیسازی، مغفول حیاتی
چه پیش از آن که اسفندیار رحیممشایی عهدهدار ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری شود و چه پس از آن، کارشناسان گردشگری یکی از راههای رونق بخشی به این صنعت را تقویت بخش خصوصی فعال در این حوزه، از طریق عمل به سیاستهای اصل 44 قانون اساسی میدانستند.
بر همین اساس، رحیم مشایی در سال 1384وعده داد تصدی دولت در صنعت گردشگری به سمت صفر حرکت خواهد کرد. این وعده اگرچه یکی از اهداف اساسی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بود که رئیس آن بارها بر عملی کردنش تاکید کرد، اما از دید بسیاری از کارشناسان گردشگری، وقتی پای عمل به میان آمد نتوانست آن را با موفقیت اجرایی کند.فرخمهر درباره سهم عمل به سیاستهای اصل 44 در عملکرد سازمان میراث فرهنگی و گردشگری میگوید: روند عمل به سیاستهای اصل 44 طی 4 سال گذشته در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بسیار کند بوده است به طوری که بسیاری از وظایفی که این سازمان میتوانست به بخش خصوصی محول کند، در طول 4 سال گذشته همچنان روی شانه دولت سنگینی کرد.
ارائه بنزین سفر، موفقیتی که تکرار نشد
ارائه بنزین سفر به مردم نیز یکی از اقدامهای رحیممشایی بود که در نخستین سال سهمیهبندی بنزین به عنوان حرکتی مثبت و امیدوار کننده انجام شد و او در گفتگو با رسانهها آن را دستاوردی موفق از سوی سازمانش معرفی کرد که با هدف تشویق مردم به سفر و به عنوان نمادی از اهمیت دادن دولت به سفرهای مردمی به حساب میآمد؛ اما این اقدام به دلایلی نامعلوم ادامه نیافت و یک سال بعد به دست فراموشی سپرده شد.
رویای سفرهای ارزان
ارزانسازی سفر برای اقشار نیازمند هم وعدهای است که در 4 سال گذشته علیرغم تلاش سازمان گردشگری به نتیجه نرسیده و کار به جایی رسیده است که گاهی در فصلهای پیک سفر، هزینه سفر به برخی شهرهای کشورمان از هزینه سفر به کشورهای عربی همسایه بیشتر میشود.
هر سال رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و معاونانش برای مهار این افزایش قیمت، صاحبان آژانسهای مسافرتی را تهدید به ابطال مجوز فعالیت میکنند و حتی پروانه فعالیت چند آژانس نیز در این اثنا لغو شده است اما از آنجا که اصولا زبان ارعاب کارایی ندارد، این برخوردها مقطعی بوده است و قیمتها همچنان بالا میرود. در این شرایط برخی فعالان صنعت گردشگری با اعلام این که افزایش قیمت خدمات به گردشگران در فصلهای پیک سفر امری طبیعی است و در همه کشورها رخ میدهد، اقدامشان را توجیه میکنند. با این حال شکی نیست این افزایش قیمت نیز در دیگر کشورها با اصول و ضوابطی انجام میشود که در ایران نادیده گرفته شدهاند.
از دیگر ابداعات سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، طرح تورهای ارزان قیمت است که آژانسهای مسافرتی مربوط به آنها طرف قرار داد این سازمان هستند. با این حال تعداد این تورها بخصوص در شهرستانها بسیار محدود است و هنوز به شکل کاملی به مردم شناسانده نشدهاند. تورهای یکروزه رایگان در شهرهای مختلف نیز از ابداعات سازمان گردشگری است که از استقبال نسبتا خوبی برخوردار بوده است.
سفر کارت، دوست داشتنی اما غیرکاربردی
یکی از اصلیترین طرحهای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برای کاهش هزینه سفر، پروژه سفر کارت است که با هدف ارزان سازی سفر برای اقشار کمدرآمد از طریق ارائه تخفیف به دارندگان آن صورت گرفت اما این طرح آن طور که انتظار میرفت کاربردی و همه گیر نشد به طوری که هنوز همه مراکز ارائهکننده خدمات گردشگری با سازمان گردشگری قرار داد نبستهاند، برخی مراکز طرف قرارداد با این سازمان، مجهز به دستگاه کارتخوان ندارند و حتی برخی این مراکز، علاقهای به پذیرایی از دارندگان سفر کارت ندارند. از سوی دیگر وزارتخانههایی که وظیفه داشتند سفر کارتهای کارمندانشان را از محل بودجه رفاهی کارکنان شارژ کنند، از انجام این مسوولیت سر باز زدند و به این ترتیب سفر کارتها هرگز شارژ نشد.
آمار، خوب، بد، زشت
مشایی، شمار گردشگران داخلی کشور را نمادی از امنیت و ثبات میداند و به همین دلیل، سازمان متبوعش را ملزم به اعلام آمارهایی از سفر و گردشگری در پایان فصلهای اوج سفر کرده است.
با این حال آمارهایی که هر از گاه، از سوی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری درباره سفرهای داخلی ارائه میشود اگر چه در ظاهر ارقامی میلیونی است اما وقتی برای درک بهتر آنها بیشتر تامل کنیم، به این نتیجه میرسیم که برخی از آنها مخاطبان را در درک واقعیت سفرهای داخلی به اشتباه میاندازند، یکی از این آمارهای سوءتفاهم برانگیز، آمار بیش از 70 میلیون نفر سفر در نوروز 1387 است.
استفاده از واحد نفر سفر در حالی صورت گرفت که همه میدانیم این رقم نشاندهنده تعداد گردشگران داخلی نیست و احتمال دارد مخاطبان را به اشتباه بیندازد که این حادثه نوروز آن سال رخ داد و برخی رسانهها، در پی اشتباه یکی از مسوولان که آمار را 70 میلیون نفر خواند، از سازمان و آمار بظاهر غیرمنطقیاش بشدت انتقاد کردند اما سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در پی واکنش تند رسانهای به ابهام این آمار، اقدامی برای توضیح درباره روش آمارگیریاش نکرد و بسیاری از مخاطبان رسانهها را درباره صحتش به شک انداخت.
از سوی دیگر ارائه آمار سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از تعداد گردشگران داخلی نیز با ابهام همراه است. رئیس روحانی در این باره توضیح میدهد: از نظر سازمان گردشگری جهانی، کسانی که برای تحصیل به کشوری سفر کنند یا در کشوری بیگانه اشتغال داشته باشند، گردشگر آن کشور به حساب نمیآیند اما ساکنان یک کشور که به دیگر کشورها مهاجرت کردهاند، اگر با هر هدفی برای مدتی به کشورشان بازگردند گردشگر هستند که به نظر میرسد ادبیات سازمان گردشگری ایران با سازمان جهانی گردشگری در این زمینه متفاوت است.گذشته از همه اقدامات مثبت و منفی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، آنچه نام این سازمان را در 4 سال اخیر بر سر زبانها انداخته و باعث شده حتی ساکنان دورافتادهترین نقاط ایران نیز بارها و بارها نام او را بشنوند، ماجراهای جنجالی رئیس آن که از همین دیروز کسوت معاون اولی ریاست جمهوری را پوشید اظهار و نظرهای عجیب وی در اموری نامرتبط با مقوله گردشگری بود.گفتههای اسفندیار رحیممشایی که برخی او را چشم اسفندیار دولت میخوانند در چند سال گذشته، سبب شده است او بخش عمدهای از انرژی و وقتش را صرف دفاع، توجیه یا انکار آنها کند و از مسوولیت اصلیاش که مدیریت و ساماندهی مقوله میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری است، غافل بماند و فرصتهایی طلایی را در این زمینه از دست بدهد.حال که بقایی، قائم مقام مشایی به ریاست این سازمان گمارده شده و با همه این اوصاف، پاسختان به پرسش مطرح شده در ابتدای این گزارش چیست؟ امیدوار هستید یا...؟ از نظر شما، عقاید کدام گروه به حقیقت نزدیکتر است؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم